تبلیغات
هادی - دوستان

هادی

پنجشنبه 19 آذر 1388

دوستان

نویسنده: کیوان شیریان   

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

دروغگو گیست؟

سهشنبه 20 مرداد 1388 ساعت 12:40 صبح


دروغگو گیست ؟
درزمان که ما زندگی می کنیم چه بخواهیم وچه نخواهیم درمعرض تبلیغات فراوانی قرارمی گیریم ،این تبلیغات از رسانه های گروهی فراوانی مانند رادیو،تلوزیون،رزنامه،شبکه های ماهواره ای ،اینترنت ( سایت ها خبری وبلاکها) ،موبایل و... ما را احاطه کرده است.گاهی شدت تبیلغات به حدی است که قدرت تفکررا از مخاطب سلب می کنند و همان مطلبی را می خواهد به ما القاء می کنند. اصلا تمام این وسایل ارتباط جمعی به همین منظورطراحی شده اند. اگرنگاهی به تعریف تبلیغات داشته باشیم متوجه این موضوع خواهیم شد. درفرهنگ وبستر تبلیغات را چنین تعریف می کند. ((ارائه منظم وهدفمند اخبارواطلاعات به منظور تاثیرگذاری روی ذهن مخاطب)). بنابراین تمام رسانه های خبری جهان تلاش دارند تا از طریق تبلیغات گوناگگون،اعم ازتبلیغات بازرگانی،اجتماعی،سیاسی ،فرهنگی ،هنری و... ذهن وفکر مخاطبان خود را تحت کنترل درآورده و آنها را در راستای اهدف خود هدایت نمایند. تقریبا بیشتر مردم ومخاطبین تحت تاثیر این گونه تبلیغات قرارمی گیرند. به همی خاطر است که روزانه هزینه های هنگفتی درسراسرجهان صرف تبلیغات می شود،والبته صدها برابر هزینه های صرف شده ،سود برداشت می کنند. به همین دلیل است که امروزه جنگ های رسانه ای شدت و قوت بیشتری گرفته است تا جنگ های نظامی. درجهان کنونی بوسیله جنگ های رسانه ای حتی می توان حکومت ها را سرنگون وقدرتها جدید مورد دلخواه را برسرکار آورد. هنر تبلیغات وجنگ روانی در این است که قدرت تفکر،تدبروتعمقل درمسائل را ازافراد می گیرد وآنها را ناخواسته مجبور به پذیرش بی چون وچرا مسائل مطرح شده می نماید.
به عنوان نمونه درهمین انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران این مساله کاملا مشهود بود.جناح به اصطلاح اطلاح طلب ودرحقیقت افساد طلب از مدتها قبل از انتخابات سعی نمود به مخاطبین خود چنین القاء کند که رقیب صداقت نداشته و اصلا صلاحیت برگرگذاری انتخابات سالم را ندارد وبه همین منظوربایستی ناظرین بی طرف بین الملی برانتخابات حضورداشته باشند،واگر چنین نشود حتما تقلب خواهد شد. القاء تقلب ازطریق ساست ها ، روزنامه ها ی وابسته اصلاح طلب،شبکه های ماهواری پشتیبان،سخنرانان وحتی از تریبون های عمومی بارها وبارها تکرار گردید. این رسانه های جمعی آنقدرمخاطبان خود را بمباران تبلیغاتی کردند که دیگر جای هیچ گونه شبهه ای نگذاشتند. کاربجایی رسید که موسوی لیدرو نامزد اصلی ومطرح این جریان یکی دو شب قبل ازانتخابات بصورت کاملا بی شرمانه مسئولین نظام وشخص رئیس جمهور را به دروغگویی متهم نمود. درچنین شرایطی عده ای ازمردمی که 4 سال دوره ریاست جمهوری را دیده و شاهد تلاش های فراوان وشبانه روزی رئیس جمهور ودولت بودندو تلاشهای مجدانه آنها را درجهت کسترش عدالت وقطع نمودن دست مفت خوران و آقازاده ها و ازما بهتران از بیت المال دیده بودند .سفرهای استانی وآثارارزشمند آن را دیده بودند ، کم شدن فاصله طبقاتی را مشاهد نموده بودند،وکم رنگ شده اشرفی گرائی وتجمل گرائی را دیده بودند ،تحت تاثیر تبلیغات مسوم ودروغین مدعیان دفاع از مردم قرار گرفتند . البته چنین شرایطی هم قبلا هم تکرار شده است. مثلا صدراسلام معاویه ازهمه امکانات آن زمانه استفاده کرد وعلی (ع) را به عنوان فردی که نماز هم نمی خواند معرفی کرد و لعن بر علی را باب کرد. شنیدن این واقعه برای ما غیرباوربود وبا خود می گفتیم مگر مردم آن زمان شاهد فداکاری علی (ع) درکنار پیامبرنبوده اند ،مگرتوصیفات علی وجانشینی آن حضرت را از زبان پیامبر نشیده اند . پس چرا موردفریب معاویه وعمروعاص قرارگرفتند. علت را باید در جنگ تبلیغاتی وجنگ روانی معاویه وعمر عاص جستجو کرد.
حالابعد ازگذشت دوجلسه از دادگاه اغتشاش گران رابطه های پنهانی سران اغتشاش با دشمنان قسم خورده ملت ایران مشخص شده است. اربابان این جریان به اصلاح اصلاح طلبان هم به حمایت مالی ،فنی ومهندسی، فکری ورهبری اینها اذعان دارند. اما سران روسیاه این جریان هم چنان سعی در تکرار اعادی توخالی خود دارد وخود را مانند رهبران آزدایبخش نهضت های جهانی می داند. اکنون این سئوال مطرح است که ،آیا رهبران اصلاح طب دروغگو هستند که با دشمنان مستکبرملت ایران مانند آمریکا ،اگلیس پیراستعمار،فرانسه ونژاد پرستان اروپا، برضد ملت هم قسم شده اند. یا کسانی که برای سربلندی ملت ایران بارها وبارها در جبهه های گوناگون (ازجبهه های جنگ وشهادت گرفته تا جبهه های فرهنگی واعتقادی واقصادی ) ازجان و آبروی خود مایه گذاشته وهمواره آماده جان فشانی می باشند. باید از آقای موسوی پرسید دروغگو گیست؟ شماکه درستاد انتخابیتان ازهمه گونه عناصر منافق،سلطنت طلب،سکولار،مارکسیست،لیبرال وحتی اتباع بیگانه انگلیس وآمریکا و رابطینشان حضور داشتند، وبا وجودیکه هم خود وهم دوستانتان می دانستید که تقلبی نشده باز مردم را به خیابان ها کشاندید وآن همه خسارت جانی و مالی و روحی برای این مردم فراهم کردید؟ شما دروغگو هستید نه جناح مقابل شما و رغیبتان که تمامی ستادهای انتخابیش را مردم با ایمان وانقلابی و استکبارستیز اداره می کردند.

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

آیا ما حق داریم؟

جمعه 16 مرداد 1388 ساعت 1:35 عصر

آیا ما حق داریم
دوستان سلام . میلاد حضرت مهدی (عج) بر همه شما مبارک .
در این ایام حاجت مندان و ارادت مندان خاندان عصمت وطهارت ، برای اجابت حاجات خود وهمچنین عرض ارادت به معصومین نذورات زیادی می کنند. شکل ادای نذورات متفاوت است. بعضی چشنهای را درمکانهای خاصی برپا کرده وطی آن پذیرایی می کنند . بعضی نذورات خود رابه بنیادهای خیریه ومذهبی می دهند وبعضی به کمیته امداد،بهزیستی و بعضی دیگران این نذورات را درغالب کمک به نیازمندان ،بیماران و... می پردازند. بعضی هم خود مبادرت به توضیح شیرینی وشربیت بین مردم می کنند. البته همه این روشها پسندیده و خوب است. اما بعضی مواقع این روش آخر مشکلاتی را برای مردم فراهم می آورد. بعنوان مثال مغازه داری محترمی را تصورکنید که شب یا شام عید نذر خود راجلوی مغازه اش می خواهد توزیع کند واین توزیع را به سطح خیابان می کشاند . با آمدن سینه هی شربت وشیرینی به داخل خیابان کم ترافیک ایجاد می شود ورفته رفته طول اتومبیل های متوقف زیاد می شود ، تاجایی که بعد از گذشت مدتی ترافیک سنگینی پدید می آید . حالا شما تصورکنید دربین این درماندگان ممکن است بیماری باشد که باید سریع به بیمارستان برسد،پزشکی باشد که باید خود را سریع به بیمارستان برساند، مسافری باشد که باید به موقع به ترمینال یا فردوگاه برسد، ماشین های امداد آتش نشانی یا آمبولانس باشد که باید به موقع انجام وظیفه کند. یا تیم های حوادث شرکت ،آب ،برق ، گاز،ویا دیگری باشد که عدم حضوربه موقع باعث خسارت جانی و مالی شود . از این های گذشته وقت مردمی که در ترافیک تلف می گردد، بنزینی که مصرف می شود، آلودگی هوا وآلودگی صوتی که پدید می آید ، تصادفات ومشاجرات احتمالی به بین رانندگان بوجود می آید . ومهمتر از همه اینکه بعد از اتمام جشن باقیماندهای ظروف یک بارمصرف وپوسته ها کیک وشیرینی ، منظره ای بسیار اسف باردرخیابان ها بوجود می آورد وتا ساعت ها رفتگران عزیز بایستی تلاش کنند تا وضع به حالت عادی برگردد. خلاصه همه وهمه این مسائلی که پدید می آید آیا مورد رضایت معصومین است. آیا آنها راضی به این همه آزار واذیت به مردم هستند . آیا اگر آنها حضورداشتند راضی می شدند به خاطر آنها این همه مردم وبندگان خدا مورد آزارواذیت قراربگیرند.به نظر شما آیا ما حق داریم به خاطر ادای نذورات خود حقوق سایر شهروندان و بندگان خدا را نادیده بگیریم .شی اتخاذ کنند که ضمن برگذاری شکوه مند ایاد،جشن ها وحتی مراسم سوگواری ، مزاحمتی برای سایر بندگان خدا وهمشریان خود ایجاد ننمایند مسلما اجر بیشتری خواهند داشت .

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

تبریک

جمعه 16 مرداد 1388 ساعت 1:8 عصر

مهدی زهرا بیاید سوی یاران غم مخور فصل سرد مسلمین گردد بهاران غم مخور


کودک مظلوم افغان ‍، عراق، قدس لبنان یمن دوره ی مظلومیت آید به پایان غم مخور


ای زن مستاصل مسلم به چنگ اشغیاء منجی عدل و عدالت خواهد آمد غم مخور



نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

حق آب و گل

پنجشنبه 15 مرداد 1388 ساعت 12:42 عصر

حق آب وگل
دوستان سلام .درروزگاران قدیم شهری بود شهری بود بسیارباصافا و سرسبز. اکثریت مردم این شهر بزرگ به کشاورزی ودامدام پروری مشعول بودند. البته عده ای از مردم شهر هم به صنعت و بازرگانی اشتغال داشتند. علت این آبادانی و سرسبزی هم رودخانه ای بود که کوه های بلند غرب این شهر بزرگ به آن جاری بود. این رودخانه همچون ماری پر پیچ مسافت های زیادی را طی می کرد تا خودشا به دشت های این شهر برسونه و آنها را سیراب پرمحصول کنه. این وضعیت همیطور ادامه داشت تا اینکه بعضی از حاکمان روزگار این شهر با صفا را به پایتختی و مرکز حکومت خود انتخاب کردنند ، واگر از انصاف دور نشیم درآبادانی بییشتر آن شهر کوشیدن و آثارتاریخی زیاد فعلی هم بجا مانده از آن دوران و آن حاکمان است . مانند پل خواجو- سی وسه پل-پل شهرستان_پل مارنان_ میدان نقش جهان و.... این رودخانه همچون رگ حیاطی که خون را به سایر اندامها بدن می رسنونه عمل کرده است. درواقع می توان گفت که رگ حیاطی شهر اصفهان رودخانه زنده رود بوده است . اما متاسفانه در سالهای گذشته حاکمان زمان ما نظر دیگری نسبت به این رودخانه پیدا کردند و برای آباد کردن دشت های کویر از آب اون استفاده کردند. حالا بعد از گذشت نزدیک به دودهه که آب این رودخانه بوسیله خط لوله 300 یا400 کیلومتری به آن دور دورا می رود، دشت ها و جلگها و بیشه زارها و زمین های کشاورزی این شهر بزرگ خشگیده ، دامداری این شهر هم دچاراشگال شده است. سرزمینی که روزی علاوه برتامین کندم ،برنج، وسیفی جات خود شهرو استان به دیگر شهرها واستانها هم صادرات محصولات کشاورزی داشت ،حالا کم کم داره تبدیل می شه به دشت کویر، هزاران نیروی کار این شهر که کشاورزی ،باغداری؛ دامداری وغیره مشعول بودند حالا بیکار شدند. آن قدیما می گفتند که اگه آبی در ده یا شهری وجود داره اول مردم اون شهر حق آب و گل دارند ،بعد جاهای دیگه . اما حالا مثله اینکه دیگه این ضرب المثل قدیمی شده و کاربردی نداره . این هم از الطاف حاکمان دوره سازندگی و دوره اصلات است دیگه



نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [1 نظر]

آیا شما هم می خواهید خواننده شوید؟

شنبه 10 مرداد 1388 ساعت 11:43 عصر

تاریخ بشر همواره حاوی نکات عبرت آموزی بوده که اگر با دید عبرت به آن نگاه شودمی توان از آن درس های زیادی آموخت و از تکرار تجربیات زیان آور جلوگیری کرد.
مقارن با جنگ جهانی اول و افول ابر قدرتهای سنتی و قدیمی مانند انگلستان ابر قدرتهای جدیدی شکل گرفت و جهان را به دو بلوک شرق و غرب تقسیم نمودند بلوک غرب به رهیری آمریکا و بلوک شرق به رهبری شوروی سابق این رسالت را به عهده گرفتند . گرچه هیچ وقت در گیری نظامی بین این ابر قدرت شکل نگرفت ولی جنگ سرد به اوج خود رسید به گونه ای که اروپا را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کردند. و دایوار معروف برلین نماد اصلی این جنگ سرد بود. هچند به قول شهید مطهری این دو ابرقدرت مانند دولبه یک قیچی بودند که برای غارت منابع کشورها ،استعمار و استثمار مردم آنها دارای یک هدف مشترک بودند، ولی روشهای آنها متفاوت بوده است. غرب باشعارهای دمکراسی ، سوسیال دمکرات ، جمهوری خواهی و حقوق بشر به دنبال تحقق اهداف خود بوده و است و شرق هم با شعارهای سوسیالسیم و کمونیسم و حقوق خلق ها عمل می کرد.
در اویل دهه 1950 مردی دربلوک شرق ظهور کرد که گر چه در سیستم شرقی رشد کرد و تا رهبری این بلوک پیش رفت ، ولی دارای افکار وعقاید غربی بود و خواسته یا ناخواسته بزرگترین خدمت را به بلوک غرب کرد و موجبات فروپاشی بلوک شرق را فراهم نمود. در واقع وی علارغم اعتقاد ظاهری به ایدئولوژی لنین ، استالین ،خورشچوف و... تمام زحمات چندین وچند ساله آنها رابر باد داد.
میخائیل گورباچف در یکی از روستاهای روسیه دیده به جهان گشود،وی در سال 1953 در مسکو در رشته ی حقوق فارق التحصیل شد .1951 عضو حذب کمونیست شد.و 1966 مدرک کشاورزی دریافت نمود.
در سال 1970 دبیر اول کشاورزی اتحاد جماهیر شد.
در سال 1974 نماینده شورای عالی و رئیس کمیسیون ایستاده ی جوانان گردید. درسال 1979 به دفتر سیاسی حزب کمونیست پیوست و مورد حمایت آندروپوف رهبر موقت شوروی قرار گرفت و همین امر موجب ارتقا وی گردید . دوستان با نفوذی همچون کریگوری رومانوف نیکولای زیرکوف و ایلگور لیگاچف زمینه این ارتقا را فراهم نمودند.
در سال 1975 سفری به آلمان غربی 1983 سفری به کانادا در1984 دیداری از انگلستان داشت و طی سفرها با مقامات ارشد اروپا همچون هلموت کهل رهبر اسبق آلمان مارگارا تاچر نخست وزیر اسبق انگلستان دو نالد ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا دیدار داشت .
در سال 1985 به ریاست حزب کمونیست شوروی برگزیده گردید مهم ترین اقدام وی ارائه ی اصلاحات در سه زمینه {گلاسنوست = به معنی بازبودن –پروستریکا بمعنی دوباره سازی و اسکورین به معنی شتاب و توسعه اقتصادی بود.اولین اصلاحات وی اصلاحات الکلی مبنی بر منع تبلیغ مصرف الکل در رسانه ها و اماکن عمومی و....بود که حدود 100 میلیارد خسارت اقتصادی به شوروی وارد نمود.
براساس سیاست گلاسنوست(بازبودن) ؛ فضای باز سیاسی ایجاد شد وهزاران زندان سیاسی از زندانهای شوروی آزاد گردید. درسال 1987 گورباچف دموکراتیزاسیون (انتخابات چندین کاندیدای ) را اجرا نمود.و نهایتا درسال 1990 در انتخابات رئیس جمهوری شوروی به عنوان رئیس جمهور انتخاب گرددید.
در این زمان وی دوستان با نفوذ و قدرت مندی همچون تاچر ریگان کهل در غرب داشت در سال1987 معاهده ی منع سلاح های هسته ا را با غرب امضا نمود و در سال 1988 تبعیت نکردن از دکترین برژنف مبنی بر آزاد نبودن متحدین شوروی و ملل شرق در تصمیم گیری در مسائل خارجی را رسما اعلام نمود همین امر زمینه را برای فروپاشی شوروی و بروز انقلاب های مخمملی فراهم نمود این تصمیم به قدری برای غرب خوشایند بود که وی را به همین خاطر در سال 1990 به عنوان برنده ی جایزه ی صاح نبل معرفی نمودند و او این جایزه را دریا فت کرد.
اصلاحات گورباچف باعث کاهش قدرت حزب کمونیست شد. فضای باز سیاسی هم زمینه ی جنبش های ناسیونالیستی و قومی حتی ضد روسی را فراهم نمود و نهایتا منجر به فرو پاشی گردید.گورباچف از یک سو خواستار وحدت حذب کمونیست شوروی بود واز سوی دیگر حذب را با اصلاحات خود به سوی سوسیال دموکراسی غربی هدایت می کرد.همچنین او از یک طرف از لنین تمجید می کرد و از طرف دیگر سیستم اجتماعی سوئد را می ستود این دوگانگی و تضاد در افکار چیزی نبود که یک شبه پدید آمده باشد بلکه نتیجه ی نزدیک شدن تدریجی به غرب و تزلزل در ایدوئولوژی کمونیستی او بود که از دهه های 1970 به بعد شروع شده و نزدیک به 20 طول کشیده بود .
گورباچف بعد از فروپاشی شوروی در سال 1992 بنیاد گورباچف را تاسیس نمود.در سال 1993 صلیب سبز بین الملل را که یکی از سه حامی مالی منشور زمین است را تاسیس نمود. در سال 1996 مجددا کاندیدای ریاست جمهوری روسیه گردید که بیش از یک درصد آرا را کسب نکرد. وی در سال 1997 با درج آگهی قصد تاسیس یک فروشگاه زنجیره ای غذایی پیتزا هات را به منظور کسب درامد برای آرشیو پروستریکا را نمود . در سال 2001 میلادی حزب سوسیال دمکرات روسیه را تاسیس نمود و در سال 2004 به دلیل اختلافات داخلی استعفا داد.
درسال 2004 به عنوان نماینده ی روسیه در تشییع جنازه ی ریگان شرکت کرد در سال2005 به خاطر تلاش در متحد نمودن آلمان جایز ه ی یونیت آلفا و همچنین دکترای افتخاری از دانشگاه موتستر را دریافت کرد و نهایتا در سال 2009 به عنوان یک خواننده ایفا نقش نمود و بیاد همسرش آواز خواند
اکنون بعد از دو دهه از فروپاشی شوروی سابق اکثر کشورهای استقلال یافته جرو متهدین غرب وآمریکا شده ودرجهت اجرای سیاست های آنها حرکت می کنند. تاکنون چند جنگ بین آنها در گرفته و هم اکنون هم وضعیت ملتهبی بین بعضی از آنها وجود دارد. در نهایت این کشورها به پیشرفت چشمگیری در زمینه اقتصادی ، اجتماعی، کشاورزی،صنعتی ، نظامی بعد از جدا شدن از شوروی دست نیافته اند ، وحتی در دریف کشورهای رده دوم کشورهای اروپایی هم ارتقاء نیافته اند. در واقع برنده اصلی اصلاحات گورباچف غرب خصوصا آمریکا بود که دامنه نفوذ خود را از دریاچه بالکان به عمق آسیا و روسیه کسترش داد. مسلما ملتها اتحاد جماهیر شوروی بازنده اصلی این فروپاشی بودند.
در اینجا خوب است رهبران اصلاحات ایران و رهبران نهضت سبز از این رویداد های ، عبرت بگیرند وناخواسته ویا تعمدا در جهت اهداف آمریکا قرار نگریند ،مگر اینکه واقعا بخواهند خواننده شونند. در پایان ذکر این نکته به آقایان ضروی است که آلترناتیو اصلی غرب برا ی نظام اسلامی ،منافقین و سکولارها هستند و فقط از شما جهت براندازی استفاده می کنند. تاریخ مصرف شما برای غرب تا زمان براندازی نظام اسلام است و بعد از آن مطمئن باشید که به شما اجازه نفس کشیدن هم نمی دهند ، چه رسد به این که خوانند شوید.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

لینکستان

نظرسنجی

    نظرتان راجعب وبلاک ارسال کنید





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :