تبلیغات
هادی

هادی

سه شنبه 8 دی 1388

خروش اصفهان

نویسنده: کیوان شیریان   

سلام دوستان

امروز سه شنبه 8/10/88 اصفهان برعلیه یزیدیان زمان خروشید.

 درزمانه کنونی باردیگر اسلام ناب محمدی(ص) دربرابر اسلام اموی،اسلام امریکایی واسلام اننگلیسی قرار گرفته است. بار دیگر سپاهیان حسین(ع) درمقابل لشگر انبوه یزیدزمان قرارگرفته است. فرماندهی لشگریزید را هم اکنون امریکا وانگلیس در دست دارند و مزدوران و جیره خوارن داخلی هم آتش تهیه آنها شده اند. دراین سوی میدان نیز فرماندهی حسین نیان و عاشوراریان زمان بعهده رهبر معظم انقلاب است.

امروز دیگر در وابسته بودن و مزدوربودن فتنه سبز هیچ شک و ابهامی وجود ندارد. کم کم،زمان مقابله و نبرد واقعی بین این دو جریان نزدیک می شود. آیادر این زمان هنوز هم حر وجود دارد؟

دوستان آیا بین این جماعت و رهبران آنها ،جوانمردی هم چون حضرت حر وجود دارد که در آخرین لحظات پشیمان شده و اعلام برائت کنند و به اردوگاه حسین زمان برگردد؟

به فرموده سیدمظلومان امام حسین: ای جماعت اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید

امروز آزادمردان وشیرزنان اصفهان برعلیه فتنه سبز اموی خروشیدندو شعارهای علیه یزید، عمروعاص،عمربن سعد،شمر،طله و زبیر زمان سر دادنندو مجدد با بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب و شهدا تجدید پیمان کردند.

کوشه ای از شعارهای امروز مردم این بود

مرک بر آمریکا ، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل. مر گ بر منافق

حسین حسین شعار ماست، ولایت افتخارماست.

خونی که در ماست هدیه به رهبر ماست.

برائت از فتنه گران اموی، پیام عاشورائیست.

وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد.

موسوی، موسوی مرگ به نیرگ تو  .

مرگ بر سه خائن اجنبی     خاتمی و موسوی کروبی

موسوی حیا کن ، آمریکا را رها کن

 

نظرات() 

دوشنبه 7 دی 1388

لشگر یزیدیان زمان

نویسنده: کیوان شیریان   

 

ما بریتانیایی‌ها جز با فتنه‌انگیزی و ایجاد نزاع در تمام دنیا نمی‌توانیم زندگی آسوده و مرفهی داشته باشیم (همفر)

سلا م دوستان. جمله معروف انگلیس را یادتان که هست ((تفرقه بیانداز و حکومت کن))

 امام صادق (ع) فرمودند:کل یوما عاشورا وکل عرض کربلا

دیروز صحنه زیبایی در تهران بر پا بود. عاشورایان و حسینیان یک طرف و یزیدیان زمان یک طرف. دیروز تفریبا همان موقعه ای که حسین بن علی(ع) به شهادت رسید و لشگر ابن سعد شروع به هله هله و سوت و کف زدن نمودند لگشر فتنه سبز اموی زمان همان به پیروی از خلف های فاسد حرکات را انجام دادند. حمله به عزاداران حسین- آنش زدن بیرق های حسینی - سوزندان قرآن و حسینه ها- مجروح کردن عزاداران حسین بن علی و... سرداران لشگر یزید زمان ما امروز موسوی - خاتمی - کروبی و ..هستند و سر وعده ملک ری (تهران امروزی) که اربابانشان به آنها وعده داده اند چه ها که نمی کنند. سران فتنه افتخارتان باد تعریف و تمجید جنایت کارترین افردا بشر امروز (شیمون پرس- نتن نیاهو- اهود باراک- اوماما-  کلینتون - کسینجر -مریلند- رامسفر- و..) . اناشاا.. که به آنها محشور شوید.

راستی خبر دارید دیروز یک انگلیسی در آشوب ها حضور داشته و دستگیر شده است.

دوستان می دانید که دختر یکی از چهره های نفاق در این مراسم حضور مستقیم داشته است. احتمالا دوباره رفته روز عاشورا ساندویج بخرد؟

فیلم: حضور فائزه هاشمی در هتک حرمت عاشورا

خبرگزاری فارس صبح امروز فیلمی منسوب به فائزه هاشمی در حالی که در اغتشاشات دیروز شرکت کرده بود، منتشر کرد.

این فیلم را  اینجا می توانید ببنید.

همچنین فارس در خبری نوشت:فائزه هاشمی پس از چند روز سپری كردن تعطیلات در شمال كشور، روز عاشورا هم به جمع آشوبگران در تهران پیوست.

فائزه هاشمی كه در چند روز تعطیلات در تفرج در شمال كشور بسر می‌برد این منطقه را به قصد حضور در اغتشاشات روز عاشورا تهران ترك كرد.

وی روز عاشورا به همراه حدود 15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا كرد.

گفتنی است اغتشاشگران پیش از ظهر روز عاشورا با برگزاری تجمع‌های پراكنده در برخی خیابان‌های تهران به طرح شعارهای ضدانقلابی و ساختار شكنانه زدند و در عین حال اموال عمومی، دولتی و شخصی را به آتش كشیدند.

نظرات کاربران: رجا نیوز

این فرد در حالی که به سمت عزاداران حسینی حمله می کرد، در حوالی میدان فردوسی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد

نظرات() 

شنبه 5 دی 1388

خطرات یک جاسوس

نویسنده: کیوان شیریان   

گزارشی از خاطرات یك جاسوس-1

 

ما بریتانیایی‌ها جز با فتنه‌انگیزی و ایجاد نزاع در تمام مستعمرات خود نمی‌توانیم زندگی آسوده و مرفهی داشته باشیم ما نمی‌توانیم سلطنت عثمانی را در هم بكوبیم مگر این كه میان مردم آن‌جا فتنه به راه اندازیم وگرنه یك ملت كم شمار چگونه خواهد توانست بر ملتی پر شمار غلبه كند و بر آن مسلط شود؟




احتمالاً برخی از شما خاطرات « مستر همفر»، جاسوس انگلیسی فعال در كشورها‌ی اسلامی را مطالعه كرده‌اید. اگرنه، توصیه می‌كنم این كتاب را كه با حجمی كم اطلاعات فراوانی می‌دهد مطالعه كنید.
«مسترهمفر» از جاسوسان كاركشتة فعال در «وزارت مستعمرات بریتانیای كبیر» بوده كه حدود سه قرن پیش از این ایام به ایران و عراق و تركیه (عثمانی سابق) و مصر و حجاز سفر داشته و خدمات بی‌نظیری به بریتانیا كرده است. این كتاب را آقای محمد صادق پارسا در سال 1372 ترجمه و چاپ كرد.

 

در كتاب مستر همفر می‌نویسد كه: ما دربارة دو موضوع توجه جدی داشتیم. یكی حفظ قدرت و سلطة خود بر سرزمین‌های اشغال شده یا همان مستعمرات و دیگری تلاش برای الحاق سرزمین‌های جدید و افزایش مستعمرات‌. حتی اشاره می‌كند كه: خیال وزارت مستعمرات بریتانیا از بابت مناطقی مثل هند و چین با همة بزرگی و گسترش راحت بود چون از بابت مذاهب «بودا» و «كنفوسیوس» كه مذاهب غالب بودند خطری متوجه ما نبود چون، این مذاهب با حیات و زندگی سروكار نداشتند. بنابراین، با برنامة دراز مدتی برای ایجاد تفرقه و جهل و فقر و گاه بیماری در این كشور‌ها با خیال راحت این مناطق را در اختیار داشتیم.


شاید بی‌اطلاع نباشید كه سال‌هایی طولانی انگلیس با رواج تریاك در چین این سرزمین بزرگ را در چنگال خود گرفتار آورده بود. معروف است كه آنها سوختة تریاك را از مردم تحویل می‌گرفتند و تریاك تازه پرداخت می‌كردند.
مستر همفر می‌نویسد كه: ذهن ما از ناحیة كشورهای اسلامی پیوسته نگران بود. اگرچه با امضای معاهداتی با پادشاه ایران و امپراتوری عثمانی قید و بندهای زیادی را به پاهای آن‌ها بسته بودیم امّا؛
 بزرگترین نگرانی ما به چند موضوع برمی‌گشت:

1 ـ قدرت اسلام در نفوس پیروانش؛
جالب است كه در همین بخش می‌نویسد مسلمانان ایرانی (شیعیان) خطرناك‌ترند.

2 ـ اسلام روزگاری دین زندگی و سیطره و سروری بوده و بسیار مشكل به نظر می‌رسد بتوان كسانی را كه روزگاری آقا بودند به بردگی كشید؛
3 ـ از ناحیة علمای اسلامی نیز بسیار احساس نگرانی داشتیم. علمای الازهر و علمای عراق و علمای ایران محكم‌ترین سد در برابر اهداف و آمال ما بودند. آن‌ها به اندازة یك سر مو از اصول خود پایین نمی‌آمدند و مردم هم تابع آن‌ها بودند و شاه هم مثل موش كه از گریه می‌ترسد از آن‌ها می‌ترسد.

همفر در خاطرات خود كه پس از بیش از دویست سال منتشر شده می‌نویسد:

در سال 1710 میلادی وزارت مستعمرات به من مأموریت داد تا به مصر و عراق و تهران و حجاز و آستانه (تركیه امروزی) سفر كنم و اطلاعاتی كافی دربارة راه‌های ایجاد تفرقه در میان مسلمین و ایجاد سلطه بر بلاد اسلامی جمع‌آوری كنم.

او و نُه نفر دیگر كه در زمرة برگزیده‌ترین مأموران بودند با تمام امكانات لازم و نقشه‌ و پول و اطلاعات كافی دربارة حكام و علما و رؤسای قبایل مشهور راهی شرق اسلامی در خاورمیانه می‌شوند.

همفر با نام جعلی «محمد» وارد آستانه می‌شود و با تسلطی كه بر زبان‌های تركی و عربی داشته اعتماد عالمی را جلب می‌كند و برای مدت درازی نزد او می‌ماند تا بر عموم دقایق مذهب اسلام و اخلاق مسلمانان آشنایی پیدا كند. می‌نویسد كه طی مدت دو سال هر ماه گزارش كامل مشاهداتش را برای وزارت مستعمرات ارسال می‌كرده است.
در مرحلة دوم از مأموریت، همفر راهی بصره می‌شود. او مأمور می‌شود تا دو موضوع را پیگیری كند:

اول، كشف نقطه‌ضعف مسلمانان برای نفوذ در پیكرة آن‌ها و ویران كردنشان.

دوم، نفوذ در پیكرة مسلمانان پس از كشف آن نقاط ضعف. درواقع مأموریت دوم او ورود به منطقة شیعه‌نشین بوده.
از همفر خواسته می‌شود تا در این سفر انواع كشمكش‌های احتمالی موجود میان مسلمانان را كشف كند و راه‌های برافروخته كردن آن‌ها را بیابد. نزاع‌هایی چون: نزاع بر سر رنگ پوست، قبیله، اقلیم، قومیت، مذهب و ...

جالب است كه اعتراف می‌كند:
ما بریتانیایی‌ها جز با فتنه‌انگیزی و ایجاد نزاع در تمام مستعمرات خود نمی‌توانیم زندگی آسوده و مرفهی داشته باشیم ما نمی‌توانیم سلطنت عثمانی را در هم بكوبیم مگر این كه میان مردم آن‌جا فتنه به راه اندازیم وگرنه یك ملت كم شمار چگونه خواهد توانست بر ملتی پر شمار غلبه كند و بر آن مسلط شود؟
در واقع، راز سلطه‌ غرب در همین عبارت نهفته است.
«ایجاد تفرقه و نشر مفسده» همواره دو سلاح موثر غرب علیه شرق اسلامی بوده. چنان كه در ماجرای بازپس‌گیری اندلس از خلفای مسلمان، كلیسا با وقف تاكستان‌های انگور برای عرضة شراب رایگان میان مسلمانان و گسیل دختران زیباروی در میان آن‌ها چنان بلایی بر سر مسلمانان آورد كه در طی چند سال تمامی اندلس و اسپانیا از دست مسلمانان خارج شد. همة مساجد ویران و یا تبدیل به كلیسا شدند.

در كتب تاریخ ذكر شده است كه مسیحیان، پس از خارج كردن شهرها از دست مسلمانان، ناقوس‌ها را بر دوش اسرای مسلمان گذاشتند تا پس از طی مسافت‌های طولانی آن را بر بلندای كلیسا‌های مورد نظر مسیحیان نصب كنند.
جالب‌ترین بخش سفر جناب همفر آشنایی با «محمدبن عبدالوهاب» است می‌نویسد:

محمدبن عبدالوهاب طلبه بود و بسیار بلند‌پرواز و تند مزاج و با رد نظریات مشایخ از درك خودش پیروی می‌كرد و همواره از مشایخ معاصرش بی‌زاری می‌جست.

همفر ادامه می‌دهد:
من گمشدة خود را در محمدبن عبدالوهاب یافته بودم. او بسیار مستعد بود تا من در او رخنه كنم. همواره در گوشش می‌‌خواندم او كه از امام علی(ع) و عمر با استعدادتر است و او می‌تواند اسلام را احیا كند. حتی با این او سنی مذهب بود و متعه یا همان عقد موقت را جایز نمی‌دانست چنان در او نفوذ كردم كه حاضر به پذیرش متعه شد. در اولین فرصت یكی از زنان مسیحی را كه از قبل توسط وزارت مستعمرات برای افساد جوانان مسلمان آموزش دیده بود به عقد او درآوردم.

از این پس من از خارج و آن زن از داخل خانه رگ خواب محمد را در دست گرفتیم. حتی چنان بر او مسلط شدیم كه حاضر به خوردن شراب شد و پس از چندی آثار ضعف و سستی در او نمودار گردید. حتی روزی به دروغ گفتم كه پیامبر(ع) را در خواب دیده‌ام كه تو را بوسیده و فرموده كه تو وارث و جانشین من در امور دین و دنیایی و مباحثی از این قبیل.

همفر می‌نویسید «محمد عبدالوهاب» را تشویق به مسافرت كردم، او را به اصفهان و شیراز فرستادم، مأموران وزارت مستعمرات در اصفهان و شیراز او را زیر نظر داشتند. حتی با ترفندی زنی یهودی به نام آسیه را به عقد او در آورند.
حاصل تلاش همفر آماده كردن محمدبن عبدالوهاب به بهترین شكل برای آینده بود. او با حیله و ترفندی حساب‌شده، از طلبه‌ای گمنام امّا لجوج و بلندپرواز مردی مدعی و پایه‌گذار فرقه‌ای نو در میان مسلمانان ساخت. فرقه‌ای كه به تمامی در خدمت اهداف بریتانیا درآمد.

گویا همة وقت امروز ما به شرح ماجرای مستر همفر گذشت. مطلع شدن از این ماجرا بد نیست. این حیله‌ها همیشه در میان مسلمانان كارگر افتاده است.

تعداد طلاب جاسوس كه در میان حوزه‌های علمیه كشورهای اسلامی به ظاهر مشغول درس و بحث بوده‌اند كم نبوده و الآن هم كم نیست. چنان كه عدة بی‌شماری از مردان صاحب‌نام و جاه و منصب كشورهای اسلامی را از طریق «زنان مأمور» به خود وابسته كردند و یا انبوهی از اطلاعات مهم را از آنان گرفتند و به نفع خود مصادره كردند.
این حیله دربارة جوانان به شدت كارسازی می‌كند.

فكر می‌كنید قرار دادن برخی دختران جوان سر راه جوانان و البته وابسته به خانواده‌های مذهبی و حتی صاحب نام و جایگاه در دولت‌های اسلامی كار سختی است؟ و یا بالعكس؟!

در دنیای سیاست استكباری، اتفاق و حادثه معنی ‌ندارد. به همان سان كه جایی برای ولنگاری و حركت‌های تصادفی و به قول معروف الله بختكی نیست. امروزه از طریق اینترنت هر جوانی را می‌توان به دام انداخت.

شرقی‌ها به خاطر آنكه شاعرانه زندگی می‌كنند احساسی و عاطفی‌اند و دشمن از این طریق و با سوءاستفاده از این احساس می‌تواند راه نفوذ در میان آن‌ها و صحن و سرای خانه‌هایشان را پیدا كند.

این مأمور برجسته و موفق وقتی به بریتانیا برمی‌گردد مورد تشویق واقع می‌شود و مقام و منصب بالایی به دست می‌آورد. وزارت مستعمرات به همفر اجازه مطالعة كتابی قطور و هزار صفحه‌ای می‌دهد كه در آن نتایج همة بررسی‌ها و نقشه‌ها و اطلاعات مأموران قبلی و وزارت مستعمرات ثبت و ضبط شده بود. همفر می‌نویسد كه در این كتاب، تمامی نقاط ضعف مسلمین به صورت دسته‌بندی شده ثبت و ضبط شده بود. مواردی مثل:

هرج و مرج امور مدیریتی، وجود دیكتاتوری و استبداد، بی‌تحركی و نادانی و ... در مقابل عموم علایق و وابستگی‌‌های مسلمین نیز در این اثر آورده بود. مثل احترامی كه برای علما قائلند، دوری گزیدن آن‌ها از ربا و شرب خمر و خوردن گوشت خوك، واجب دانستن جهاد، پای‌بندی به حجاب و عبادات و ... در پایان، كلیة سفارش‌های مأموران آمده بوده؛ سفارش‌هایی برای گسترش نقاظ ضعف، دامن زدن به اختلافات و ....

همفر برخی از این موارد را به این نحو بیان می‌كند:

 غافل كردن
l حكام از مجازات دزدان و تقویت جناح دزدان و تشویق‌ آن‌ها؛
 اشاعة این معنی كه
l مسلمین نسبت به زندگی دنیوی تكلیفی ندارند و گسترش حلقه‌های تصوف و امثال این‌ها؛
 سرهم بندی اتهامات بر ضد روحانیون؛
l
 اختلاف افكنی و ایجاد بدگمانی
l فراوان میان گروه‌ها و طوایف و انتشار كتاب‌هایی كه به این طایفه یا آن طایفه ضربه می‌زند؛
 سرگرم ساختن زمام‌داران به فساد و قمار و حیف و میل اموال و ....
l ؛
 تقویت عربده‌های قومی و اقلیمی و زبانی؛
l
 اشاعة قمار و باده‌گساری و
l خوردن گوشت خوك، پنهانی یا علنی؛
 كم كردن رابطة مسلمین با علما... ؛
l
l ایجاد تردید دربارة جهاد، خمس، زكات و ... ؛
 ایجاد جدایی میان پدران و
l مادران؛
 تشویق زنان به حذف حجاب و چادر؛
l
 جلوگیری از ازدیاد نسل و منع
l ازدواج با بیشتر از یك زن و جلوگیری از ازدواج ایرانی با عرب و ترك با دیگران و ... ؛
 واگذاری قسمت‌هایی از خاك كشورهای اسلامی به غیر مسلمانان و ... ؛
l
 نشر
l فساد و بی‌بند و باری میان مسلمانان؛
 پدید آوردن ادیان و مذاهب دروغین...
l ؛
 گماردن جاسوس‌هایی در اطراف زمامداران و رساندن آن‌ها به مقامات بالا.
l
از طولانی شدن كلام معذرت می‌خواهم. هر یك از این بندها شرحی مفصل دارد.
وزارت مستعمرات بالاخره با حمایت مالی و نظامی و با استفاده از نفوذ خود در جزیره‌العرب میان محمدبن عبدالوهاب به عنوان مؤسس وهابیت و «محمدبن سعود» به عنوان حاكم و عامل قدرت‌ پیوند به وجود می‌آورد و وظایفی ویژه را برای هر یك تعیین می‌كند.
گمان می‌كنم همین حد برای نشان‌دادن حساسیت غرب كینه‌جو دربارة اسلام، مسلمین، سرزمین اسلامی و تلاش آن‌ها برای جستن راه‌های بسط سلطه‌ طی دو سه قرن گذشته تا به امروز كافی باشد.

گزارشی از خاطرات یك جاسوس-2

 

وزارت مستعمرات در سال 1710 م به من مأموریت داد كه به مصر و عراق و تهران و حجاز و آستانه سفر كنم و اطلاعاتی كافی در مورد راه‌های ایجاد تفرقه در میان مسلمین و ایجاد سلطه بر بلاد اسلام جمع‌آوری كنم. در همان زمان نُه نفر دیگر از بهترین و برگزیده‌ترین كامندان وزارت مستعمرات نیز اعزام شدند.

 

قدم اول: آستانه (استانبول)


وزارت مستعمرات در سال 1710 م به من مأموریت داد كه به مصر و عراق و تهران و حجاز و آستانه سفر كنم و اطلاعاتی كافی در مورد راه‌های ایجاد تفرقه در میان مسلمین و ایجاد سلطه بر بلاد اسلام جمع‌آوری كنم. در همان زمان نُه نفر دیگر از بهترین و برگزیده‌ترین كامندان وزارت مستعمرات نیز اعزام شدند. این عده افرادی بس فعال، كارآمد و پرتلاش در جهت تحكیم سیطره حكومت بر سایر اجزای امپراتوری و سایر بلاد مسلمین بودند. وزارتخانه پول كافی و اطلاعات لازم و نقشه‌های ممكن و اسامی حكام و علما و رؤسای قبایل را در اختیار ما گذاشت. آخرین سخن منشی مخصوص را كه در وقت خداحافظی به نام مسیح با ما گفت، از یاد نمی‌برم. وی گفت: «آیندة كشور ما منوط به موفقیت شماست. برای رسیدن به موفقیت تا آنجا كه می‌توانید توان خود را به كار گیرید».

من به قصد آستانه، مركز خلافت اسلامی، به راه افتادم. مأموریت من دوطرفه بود. زیرا می‌بایست زبان تركی، زبان مسلمین آن دیار را فرا می‌گرفتم. البته من در لندن چیزهای بسیاری به سه زبان آموختم: زبان تركی، زبان عربی (زبان قرآن) و زبان پهلوی زبان ایرانیان. اما آموختن زبان كاری است و تسلط بر زبان به طوری كه انسان بتواند همانند زبان اهل همان كشور تكلم كند، كاری دیگر. اگر آموختن زبان فقط به صرف چند سال معدود وقت لازم دارد، تسلط بر زبان چندین برابر این فرصت را می‌طلبد، چرا كه من می‌بایست زبان را با تمام دقایق و ریزه‌كاری‌های آن می‌آموختم تا مبادا در اطرافم شبهه‌ای ایجاد شود.

اما من از این بابت هیچ احساس نگرانی نمی‌كردم، زیرا مسلمین از تسامح و سعة صدر و خوش‌گمانی برخوردارند و این نكات را البته پیامبرشان به آن‌ها آموخته است. شبهه نزد آن‌ها مثل شبهه در نزد ما نیست. از سوی دیگر حكومت تركان در سطح مطلوبی نبود كه بتواند جاسوسان و عاملان را كشف كند، چرا كه این حكومت در سراشیبی ضعف و نابودی قرار داشت و همین امر باعث آسودگی خیال ما می‌شد.

پس از سفری خسته‌كننده به آستانه رسیدم و در آن‌جا خود را به اسم «محمد» معرفی كردم. به مسجد (محل اجتماع مسلمین برای عبادت خداوند) رفتم. نظم و نظافت و طاعتی كه در مسجد از آن‌ها دیدم، نظر مرا جلب كرد و با خود گفتم: چرا باید با این‌ها جنگ كنیم؟ آیا مسیح ما را به این كار سفارش كرده است؟

اما فوراً به خود آمدم و از این اندیشة شیطانی گریختم و با خود تجدید پیمان كردم كه این راه را تا به آخر دنبال كنم.
در آن جا به عالم پیر و سالخورده‌ای به نام «احمد افندم» برخوردم. وی مردی پاك‌دل، پرحوصله، روشن‌ضمیر و نیك‌پسند بود؛ صفاتی كه حتی در بهترین روحانیون خود نظیر آن‌ها را ندیده بودم. شیخ می‌كوشید روز و شب به محمد ـ پیغمبر ـ تشبه كند. او را ایده‌آل خود می‌دانست و هرگاه نام وی را بر زبان می‌آورد چشم‌هایش پر از اشك می‌شد. از اقبال من این بود كه وی حتی یك بار هم از اصل و نسب من نپرسید و فقط مرا با نام «محمد افندی» صدا می‌زد. هر نكته‌ای كه از او می‌پرسیدم در كمال مهربانی به من پاسخ می‌داد چرا كه فهمیده بود كه من در كشور آن‌ها مهمان هستم و آمده‌ام آنجا كار كنم و در سایة سلطانی كه نمایندة محمد پیغمبر بود زندگی كنم. (در واقع دلیل من برای ماندن در آستانه همین بود). به شیخ گفته بودم كه من جوانی هستم كه پدر و مادرم از دنیا رفته‌اند و هیچ برادری هم ندارم. پدر و مادرم اندكی پول برایم باقی گذاردند و من هم تصمیم گرفتم كار كنم و قرآن و حدیث بیاموزم. از این رو به مركز اسلام آمدم تا دین و دنیا را به چنگ آورم. شیخ بسیار مرا تحسین كرد و سخنانی با من گفت كه آن‌ها را همچنان كه گفته در این جا ذكر می‌كنم. وی گفت: به خاطر علل و عواملی احترام تو بر ما واجب است:

1. تو مسلمانی و مسلمانان با هم برادرند.
2. تو مهمانی و رسول خدا هم فرموده است: «میهمان را گرامی بدارید».
3. تو در پی علم و دانشی و اسلام به گرامی داشتن دانشجو تأكید می‌فرماید.
4. تو در پی كسب و كاری و درحدیث آمده است كه «كاسب محبوب خداست».

من از شنیدن این گفته‌ها بسیار شگفت‌زده شدم و با خود گفتم: ای كاش مسیحیت نیز از چنین حقایق تابناكی برخوردار می‌بود. اما از این تعجب كردم كه اسلام با این رفعت و والایی چطور به دست حكام و زمامداران مغرور و عالمان بی‌خبر از دنیا دچار ضعف و سستی شده است؟!

به شیخ گفتم: می‌خواهم قرآن بیاموزم. شیخ از این درخواست من استقبال كرد و «سورة حمد» را به من یاد داد و معانی آن را برایم تفسیر كرد. من نیز به هنگام گفتم برخی الفاظ با مشقت روبه‌رو می‌شدم و این مشقت گاه به منتهای خود می‌رسید. به خاطر دارم كه نتوانستم آیة «و علی امم ممن معك» را بگویم مگر پس از ده‌ها بار تكرار آن در ظرف یك هفته. چرا كه شیخ گفته بود كه باید در این آیه ادغام را رعایت كنی آن چنان كه هشت «میم» شنیده شود. به هر صورت كه بود قرآن را ظرف دو سال كامل از آغاز تا پایان پیش شیخ خواندم. وقتی شیخ می‌خواست قرآن به من بیاموزد، همچنان كه وضو می‌گرفت، برای این كار هم وضو می‌ساخت و به من نیز دستور می‌داد كه مثل او وضو بگیرم. آن گاه هر دو رو به قبله می‌نشستیم.

بد نیست در این جا متذكر شوم كه وضو در نظر مسلمین نوعی شستشوست. آن‌ها نخست صورت و سپس دست راست را از انگشتان تا آرنج می‌شویند و در مرحلة چهارم سر و پشت گوش‌ها و گردن را مسح می‌كنند و در آخر پاها را می‌شویند.


آن‌ها می‌گویند: پیش از وضو بهتر این است كه شخص آب در دهان و بینی بگرداند. من از مسواك كردن بسیار ناراحت می‌شدم و به جان می‌آمدم. در حقیقت مسواك عبارت است از چوبی كه مسلمین برای پاك كردن دندان‌هایشان پیش از گرفتن وضو به دهانشان داخل می‌كنند. من اعتقاد داشتم كه این چوب به دهان و دندان‌ها آسیب می‌رساند كه گاهی هم دهان را زخمی می‌كرد و خون می‌انداخت. با این وصف من مجبور به انجام چنین كاری بودم. چون مسواك كردن در نظر مسلمین سنتی مؤكد بود و پیامبرشان نیز آن‌ها را به این كار دستور داده بود و مسلمین هم برای این عمل خاصیت‌های بسیاری ذكر می‌كردند.

در زمان اقامتم در آستانه پیش خادم مسجد می‌خوابیدم و در مقابل به وی پول می‌دادم. خادم مردی تندخو و نامش «مروان افندی» بود. مروان نام یكی از اصحاب محمد است و خادم به این اسم شریف بسیار افتخار می‌كرد و به من می‌گفت: اگر خدا پسری به تو داد اسم او را «مروان» بگذار كه مروان یكی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های مجاهد اسلام است. من شب‌ها پیش همان خادم، شام می‌خوردم و او برایم شام آماده می‌كرد. روزهای جمعه كه در واقع عید مسلمین است، تعطیل بودم اما سایر روزها نزد نجاری كه آنجا بود كار می‌كردم. از آنجا كه من فقط صبح‌ها پیش نجار كار می‌كردم، نصف دست‌مزدی را كه به دیگر كارگرانش می‌داد به من می‌پرداخت. این نجار نامش «خالد» بود. وقتی دست از كار می‌كشید دربارة فضائل خالدبن ولید، فاتح اسلامی و صحابی پیامبر و كسی كه در راه اسلام زحمات فراوانی كشید، بسیار روده‌درازی می‌كرد. اما گاه نیز با خودش می‌گفت: امیرالمؤمنین عمربن خطاب وقتی به خلافت رسید، خالد بن ولید را عزل كرد.

خالد، صاحب دكان، مردی بداخلاق و تا حدی زیاد تند خو بود اما نمی‌دانم چرا نسبت به من اطمینان داشت؟ شاید به من از این بابت اعتماد داشت كه من یك شنوندة مطیع برای او بودم و با وی در مسایل دینی و یا مسایلی كه مربوط به مغازه‌اش می‌شد وارد بحث و گفت‌وگو نمی‌شدم. اما خالد اگرچه در ظاهر و پیش رفقایش خود را مردی پای‌بند به دین نشان می‌داد در باطن چنان به شریعت توجه نمی‌كرد. در نماز جمعه حاضرمی‌شد اما سایر روزها نمی‌دانم كه اصلاً نماز می‌خواند یا نه؟

من در دكان نهار می‌خوردم، سپس برای خواندن نماز به مسجد می‌رفتم و تا وقت عصر در مسجد می‌ماندم. چون از خواندن نماز عصر فارغ می‌شدم به خانه «شیخ احمد» می‌رفتم و دو ساعت پیش او می‌ماندم و از وی قرآن و زبان تركی و زبان عربی را یاد می‌گرفتم و هر جمعه زكات حقوقی را كه در یك هفته گرفته بودم، به او می‌پرداختم. در واقع زكات رشوه‌ای بود كه از جانب من به خاطر استمرار رابطه‌ام با شیخ، به او پرداخت می‌شد و از طرفی برای آن بود كه وی بهتر به من آموزش دهد. او هم در یاد دادن قرآن و اصول اسلام و ظرایف و دقائق زبان‌های عربی و تركی اصلاً كوتاهی به خرج نمی‌داد.

وقتی شیخ احمد آگاه شد كه من مجرد هستم، پیشنهاد كرد كه یكی از دخترانش را به همسری من درآورد اما من با طرح این بهانه كه «عنیّن» هستم و فاقد آن چیزی كه مردان باید داشته باشند، از پذیرش درخواست او امتناع كردم. البته وقتی این بهانه را مطرح كردم كه شیخ بسیار بر خواستة خود پامی‌فشرد به طوری كه نزدیك بود رابطة من و او بریده شود زیرا او می‌گفت: ازدواج سنت پیامبر است و آن حضرت فرموده: «هر كه از سنت من روی بگداند از من نیست». در این موقع هیچ چاره‌ای نداشتم جز این كه بیماری دروغین را اظهار كنم. شیخ هم قانع شد و روابط دوباره با همان صفا و دوستی برقرار گردید.

پس از سپری شدن دو سال از اقامتم در آستانه از شیخ اجازه خواستم كه بگذارد به وطنم برگردم اما شیخ اجازه نداد و گفت: چرا می‌خواهی برگردی؟ در آستانه هرچه دلت بخواهد و چشمت بپسندد فراهم است، خداوند هم دنیا و دین را در آستانه قرار داده است. آن‌گاه به دنبال این سخن گفت: تو قبلاً گفته بودی كه پدر و مادرت از دنیا رفته‌اند و هیچ برادری هم نداری. بنابراین آستانه را وطن خود فرض كن. شیخ از آنجا كه با من نیز به شدت با او مأنوس شده بود، پیوسته اصرار می‌كرد نزد او بمانم. البته من نیز به شدت با او مأنوس شده بودم لیكن وظیفه‌ای كه به من محول شده بود، مرا وادار می‌ساخت كه به لندن بازگردم و گزارش مفصلی از اوضاع مركز خلافت تقدیم آن‌ها كنم و دستورات جدیدی در مورد كار و وظایفم دریافت دارم.

در طول مدت اقامتم در آستانه، عادتاً هر ماه گزارشی از حال خود و نیز تحولات و مشاهداتم به وزارت مستعمرات ارسال می‌كردم1.

... در روز خداحافظی با شیخ، او بسیار می‌گریست و وقت خداحافظی به من گفت: خدا به همراهت پسرم، اگر دوباره به این جا آمدی و من از دنیا رفته بودم مرا یاد كن. به زودی در قیامت در كنار رسول خدا با هم دیدار خواهیم كرد.
واقعیت این است كه من نیز به شدت متأثر شدم و اشك‌هایم جاری شد، اما به هر حال وظیفه بالاتر از احساسات و عواطف است.

ماهنامه موعود شماره 69

پی‌نوشت‌ها:
1. نویسنده اعتراف می‌كند كه رؤسای من حتی سفارش به انجام امور زشت و ممنوع كه ممكن است در راه رسیدن به اهداف مورد نظر بریتانیا تسهیلاتی فراهم آورد، هیچ ابایی نداشتند، و من نیز كه چاره‌ای غیر از اطاعت نداشتم، بدون آن كه حتی كلمه‌ای بر زبان آورم، وظیفه‌ام را به انجام می‌رساندم

نظرات() 

جمعه 4 دی 1388

محرم

نویسنده: کیوان شیریان   

با ماسخن از جنت وفردوس نگویید       ما ساکن میخانه دربار حسینیم

گیرم که بود عشق حسین جرم دل ما         غم نیست که ما میثم تمار حسینیم  

فردا که همه درصف محشر بخروشند      ماسینه زنان گرد علمدار حسینم

سلام دوستان . درمطلب بعدی تصمین دارم از خاطره یک جاسوس دولت انگلیس برایتان بگویم . مستر همفر جاسوس انگلیسی ازنحوه نفوذ خود و کشورش در کشورهای اسلامی و بین قشر مذهبی وروحانی می گوید که چگونه موفق شده فرقه انحرافی در دین اسلام ایجاد کند.اگر آنها درچندسال پیشچنین برنامه هایی برای کشورهای اسلامی داشته اند، باید دید که چه طرح وبرنامه ای دارند. به همین خاطراست که باید مواظب تحصیل کرده های انگلیس و امریکا باید بود

 

نظرات() 

سه شنبه 1 دی 1388

انگلیس و ایران

نویسنده: کیوان شیریان   

سلام دوستان

 

ایا می دانید شعار اصلی و کلیدی انگلیس ها این است: تفرقه بینداز و حکومت کن

@ سابقه دخالت انگلیس ها در ایران بیش از 100 است.اگرنگوئیم انگلیس در به حکومت رسیدن خاندان منحوس قاچار نقش داشته است یقینا در سرنگونی آنها ایفای نقش نموده است. همچنین در به حکومت رساندن رضا خان و همچنین در سرنگونی او و به سلطنت رساندن محمد رضا نقش اصلی را ایفاء نموده است. از مواردی مثل تملک نفت وبهره برداری طولانی از صنعت نفت و اشغال جنوب ایران هم می گذریم.

لطفا دقت کنید و رابطه را پیدا کنید.

@کشمیری( عامل انفجار نخست وزیری و قاتل شهید رجایی وباهنر) قبل از انقلاب درانگلستان تحصیل کرده و در تهران مدیر عامل یک شرکت انگلیسی بوده وبعد از انقلاب هم درجاهای حساسی مسئولیت داشته از جمله نخست وزیری.

@به گفته یکی از مسئولین، قبل از انتخابات رفت وآمدهای غیر عادی وزیاد بین تهران و لندن انجام گرفته است به گونه ای مسئولین هواپیمایی مجبور شده اند تعداد پروازهای تهران – لندن را افزایش دهند.

@دخالت مستقیم سفارتخانه انگلیس در تهران و دستور به کارمندان آن برای ایجاد آشوب وارتباط با ستاد انتخاباتی سران فتنه.

@پناهنده شدن شاهد عینی ترور آقاسلطانی به انگلیس و راه اندازی بورسیه تحصیلی مربوطه در انگلیس.

@مسافرت یکی از محرکین اصلی  قبل وبعد از انتخابات (فرزند آقازاده)،یکی دو روز بعد از انتخابات به انگلیس و حضور پررنگ او در اغتشاشات و دستگیری وی . بعد از آزادی هم در اغتشاشات دانشگاه حضور داشت. شاید برای خرید ساندویچ به دانشگاه رفته بوده.

@رفتن یکی از عوامل اصلی اغتشاشات به انگلیس برای ادامه تحصیل به گفته پدرش.

@سلمان رشدی همان کسی که امام خمینی بدلیل اهانت به پیامبر اسلام(ص)، حکم قتلش را صادر کرد تحت حمایت و سرپرستی انگلیس است.

@ ایجاد فرقه منحرف وذاله بهائیت در ایران و وهابت در عربستان توسط پیر استعمار انگلیس.

آیا انگلیس دوست ملت ایران بوده و روابط گسترده خصوصا در زمینه فرهنگی وعلمی به نفع ایران بوده است؟

آیا توصیه امام درمورد اعزام دانشجو به خارج از کشور این بود که بورسیه های تحصیلی مسئولین و فرزندانشان به کشورهای امریکا و انگلیس باشد که دشمن ملت ایران هستند ؟

حال خود قضاوت کنید.

 

 روزنامه ایران 1/10/88:  تحصیل 286 نفر از آقازاده‌ها در لندن

خبر اول این كه یك عضو كمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دانشگاه مشهد درخصوص تحصیل فرزندش در انگلیس گفته: تمام مشكلات ما در لندن است، زیرا حدود 286 نفر از آقازاده‌ها و فرزندان مسئولین در لندن تحصیل می‌كنند كه بنابراین شعار مرگ بر انگلیس از زبان آنها قلابی است. محمد كریم عابدی با بیان این كه‌ هاشمی باید تجدیدنظر اساسی در مسائل رفتاری، خانوادگی و سیاسی خود داشته باشد، تأكیدكرده: آقایان باید آقازاده‌های خود را به دانشگاه‌های عالی كشور برگردانند چرا كه علوم آنها در جهت مشكل‌آفرینی است.

نظرات() 

دوشنبه 30 آذر 1388

جنگ روانی3

نویسنده: کیوان شیریان   

فوریت‌بخشیدن ساختگی به خبر To  Create  High  Priority   For  A  News

تاكید بر انتقال سریع و لحظه به لحظه پیام و افزایش كمیت آن یكی دیگر از شیوه‌های مطبوعاتی است . هدف از این شیوه ایجاد نوعی طوفان مغزی برای مخاطب نسبت به سوژه موردنظر و ایجاد نوعی ایزوله‌كردن خبری مخاطب نسبت به دیگر منابع خبری از طریق ایجاد این اطمینان در مخاطب است و این مطلب را می‌خواهد القا كندكه این مطبوعه در سریعترین حالت ممكن ، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند . این تاكتیك برای كمتر تعمق كردن مخاطب بر اخبار نیز به كار گرفته می‌شود . از طرفی نیز ، رسانه‌های خبری با شتاب‌بخشیدن به گزارش حوادث و رویدادها سعی می‌كنند از فرصت ایجادشده برای دستیابی به بسیاری از اهداف خود ( كه تاكنون مهیا نبوده ) استفاده كنند . این روش كاربرد تبلیغاتی نیز دارد . هم‌چنین در زمان جنگ و بحران‌های سیاسی كاربرد بسیار دارد .

پیچیده كردن خبر برای عدم كشف حقیقت To  Tangle  a  Canard

 امروزه شیوه پنهان كردن حقیقت ، محرمانه نگهداشتن آن نیست زیرا كه ذات خبر فرار است و به محض یافتن مجرایی ، به داخل جامعه نفوذ پیدا می‌كند . اعتقاد بر اینست كه زمانی كه یك رسانه قصد دارد یك خبر را پنهان كند لازمست با دادن اطلاعات متنوع وزیاد ، حقیقت و موضوع را به‌گونه‌ای پیچیده ‌كند كه مخاطب از پیگیری آن خبر صرف‌نظر كند.

برای پنهان ماندن حقیقت ، موضوع آنچنان با اخبار و اطلاعات فراوان و گاه ضد و نقیض ، پیچیده و مغلق بیان می‌شود كه مخاطب نتواند از لابلای مطالب به حقیقت دست یابد . نمونه بارز این اتفاق در موضوع پرتاب موشك از سوی نیروی دریایی آمریكایی به سوی هواپیمای مسافرتی ایرباس ایرانی بود.

امروزه جهت سركوب بسیاری از جنبش‌های مردمی و نتایج اسف‌بار اقدامات سیاسی و اقتصادی قدرت های بزرگ در كشورهای ضعیف جهان این حقایق از طریق مخدوش ساختن خبر این وقایع ، پنهان می‌مانند .

افزایش قابلیت تصدیق خبر از طریق چیدن خبر ساختگی و نادرست  درمیان چند خبر درست To  Take  The  News  Out  of  Its  Proper  Context

این از خصوصیات مستمر چند موج رادیویی مانند بی.بی.سی است كه همواره از این شگرد استفاده كرده‌اند . در این شیوه، نظر مخاطبان به اخباری كاملا صحیح جلب می‌شود و پس از ایجاد اطمینان اولیه نسبت به این منبع ، یك خبر نادرست اعلام و القاء می‌شود .یك تحلیل‌گر حرفه‌ای می‌تواند اخباری كه برای مخالفان خود دارای هویت درست و مشخص‌شده است ، به گونه‌ای با اخبار نادرست آمیخته كند كه نهایتا نظر خود را در قالب تحلیل و تفسیر مورد نظر خود القا نماید .

این شیوه شیوه‌ایست كه عمدتا تحلیلگران و یا نظریه‌پردازان سیاسی از آن بهره می‌گیرند . نمونه آن را می‌توان در سایت علیرضا نوری‌زاده پیدا كرد . در این شیوه تحلیلگر  سعی می‌كند اخبار موثق و درست قابل استناد برای مخاطبین را همراه با چند خبر نادرست درهم آمیخته و با شیوه‌ای كاملا حرفه‌ای نتیجه‌ مطلوب خود را كسب كند . در این شیوه باید سعی شود كه از اخبار صحیحی كه مورد تصدیق و اطمینان خواننده می‌باشد بهره‌برداری شود . پس شناخت مخاطبین مورد نظر، لازمه استفاده از این تاكتیك می‌باشد .

در جریان قتل‌های زنجیره‌ای ، علیرضا نوری‌زاده با در اختیار داشتن بخشی از مطالب صحیح قادر بود كه مطالب نادرست خود را تحت پوشش منابع اطلاعاتی موثق منتشر كند .

استفاده از دوخبر واقعی برای طرح یك‌خبرساختگی

To  use  Two Factual  News  Items In  Order  To  Legitimize A  False  News                                                                  

ارتباط بخشیدن بین دو واقعه ، نتیجه‌گیری غلط و غیرواقعی از آن ، از شیوه‌های دیگر در مطبوعات و خبرگزاری‌ها و رادیوها به شمار می‌رود . مثلا رادیو بی.بی.سی اعلام می‌كند كه دو هیات سیاسی از آمریكا و ایران همزمان در سوریه با مقامات سوری دیدار و گفت‌وگو كردند . در این پیام هدف اصلی، القاء خبر ارتباط بین این دو هیات سیاسی در سوریه و تضعیف دولت جمهوری اسلامی است

استفاده از عاطفه گیرندگان پیام To  Play  On  The  Emotions  Of  The Audience

در این روش تلاش می‌شود تعابیری در خبر مورد استفاده قرار گیرد كه به كارگیری آنان احساس عاطفی مخاطبان را به طور ساختگی تحریف و تهییج كند . كلماتی نظیر تبعیض ، ظلم به زنان ، فشار بركودكان ، شكنجه ،بازجویی ، توطئه ، خفقان ، نسل‌سوزی ، دولت‌ستیزی ، قانون‌ستیزی ، فجایع بشری و مانند آن می‌تواند احساسات یك مخاطب را برانگیخته نماید . موضع زنان و كودكان همیشه می‌تواند در این روش كارآمد باشد . پخش برنامه‌های تلویزیون و استفاده از عكس‌هایی كه كودكان را در وضعیتی بسیار بد نشان می‌دهد ، همچنین استفاده از زنان به عنوان عناصر زجركشیده در اخبار می‌تواند در مسیر ایجاد هیجان بسیار مؤثر و پرنفوذ باشد .

از سوی دیگر خبرگزاریها از عاطفه غریزی گیرندگان پیام استفاده می‌كنند . گیرندگان پیام درمقابل یك‌سری مسائل مشترك با هم دارای همبستگی‌های عاطفی هستند . مباحث مشتركی نظیر دین ، نژاد ، سرزمین ، ملیت ، جنسیت ، محیط اجتماعی ، رنگ پوست ، مباحث مشترك قاره‌ای و مباحث انسان دوستی از جمله این مباحث است كه در خیلی از خبرها هدف قرار می‌گیرند و سعی می شود به نوعی در خبرها روی یكی از این همبستگی‌ها تاكید شود . مخصوصا روی مسائل ناسیونالیستی بسیار تاكید می‌شود ، مثلا كردها در تركیه ، عراق ، ایران ، سوریه و .. سعی می‌كنند از رابطه عاطفی كردها استفاده كنند ، به نوعی كه تحریك‌‌‌كننده باشد . كردها یك نوع رابطه معنوی ، جدا از همبستگی‌های منطقه‌ای با هم دارند و فشار به هر گروه در هر منطقه بر بقیه تاثیر می‌گذارد .

استفاده از خبر برای تبلیغات Promoting Special Interests Through News

وقتی خبری از رسانه‌ها منتشر می‌شود ، نیازی به اثبات آن وجود ندارد . چرا كه اولین اصل برای دهنده پیام اینست كه ادعایی كه كرده ، اصل می‌باشد . منبع خبر زمانی‌كه خبری را می‌دهد ، هیچگونه تلاشی برای اثبات آن نمی‌كند و مدنظر او اطلاع‌رسانی صرف است .

در مورد خبر اگر كسی فكر كند یا ادعا كند كه خبر درست نیست ،لازمست برای رد آن مدركی ارائه دهد .

نظرات() 

دوشنبه 30 آذر 1388

جنگ روانی 2

نویسنده: کیوان شیریان   

 

تاكتیك شایعه Rumour

شایعه در جایی ایجاد می‌شود كه خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نگردد . از جمله اولین عناصری كه در بحث شایعه مطرح می‌باشند ، موضوع ، مكان و زمان شایعه است . یك شایعه‌ساز ماهر به‌خوبی می‌داند كه شایعه وی باید موضوعی باشد كه حساسیت بالای جامعه را در زمان و مكان مناسب به خود اختصاص دهد . رابطه بین موضوع ، زمان و مكان می‌باید در پخش یك شایعه به‌خوبی درك و احساس گردد .

در خصوص بحث زمان اعتقاد براینست كه یا به‌موقع بودن پخش شایعه بیشترین تاثیر را دارد و همچنین بالاترین تاثیر شایعه در لحظه اوج احساسات مردم است . چنانچه شایعه قبل یا بعد از زمان تاثیر‌گذار مطرح شود ، به همان اندازه نفوذ خود را از دست می‌دهد . مكان پخش یك شایعه نیز می‌باید كاملا دارای مجاورتهای معنوی و جغرافیایی باشد .

شایعه ضریب خود را مدیون دو نكته می‌باشد . اول ابهام در موضوع و دوم اهمیت موضوع . هر چه ضریب اهمیت یك شایعه بالا باشد ،  ضریب نفوذ آن نیز به همان میزان بالا می‌رود . در ضمن به همان میزان كه ابهام در قضیه افزایش می‌یابد ، ضریب نفوذ شایعه نیز بالا می‌رود . چنانچه یكی از این پارامترها ی ابهام یا اهمیت صفر شود ، ضریب نفوذ شایعه نیز صفر خواهد شد .

عوامل دیگری نیز در پخش ، پذیرش و نفوذ شایعه مؤثرند اما از درجه دوم اهمیت برخوردار می‌باشند . یكی از این عوامل عناصر پخش شایعه هستند . به‌طور نمونه پخش شایعه از زبان یك وزیر ، یك استاد دانشگاه و یا هر منبع معتبر دیگر ضریب نفوذ آن را بیشتر از پخش شایعه از زبان راننده تاكسی می‌كند.

هرشایعه دربرگیرنده بخش قابل ملاحظه‌ای از واقعیت می‌تواند باشد ، اما ضریب نفوذ آن نیز تحت تاثیر سه عامل دیگر می‌تواند افزایش بالایی پیدا كند ،كه این عوامل عبارتند از :

    تسطیح

    همانند‌سازی

    برجسته‌سازی

تسطیح

در تسطیح شایعه‌ساز سعی می‌كند عوامل حاشیه‌ای و جنبی یك موضوع را از بین ببرد و موضوع شاخص را نمایانتر كند . حذف مطالب حاشیه‌ای شایعه و حذف مطالب كم‌اهمیت‌تر عامل تسطیح را شكل می‌دهد. دراین جا موضوع شایعه نماد وسیع‌تر و بزرگ‌تری پیدا می‌كند و یا به تعبیر دیگر تنها موضوع شاخص جامعه می‌شود .

همانندسازی

در همانندسازی نوعی فرافكنی صورت می‌گیرد . موضوعی در ذهن مخاطب عینیت پیدا كرده و مخاطب نسبت به آن آگاهی دارد . در این نوع شایعه ، استفاده از تاكتیك بک گراند می‌تواند عنصر شایعه را تقویت كند . به عنوان مثال در حوادث بعد از 11 سپتامبر ، استفاده از شایعه پخش سلاح‌های میكروبی و شیمیایی را همانندسازی می كنیم با سلاحهای به‌كار برده شده در جنگ خلیج فارس . برای اینكه ثابت نماییم تولید این نوع سلاح‌ها توسط آمریكایی‌ها صورت گرفته و امروز در خود آمریكا موجب سیاه‌زخم می‌شود .

برجسته‌سازی ، بزرگ‌نمایی

نمودار شدن عنصر اصلی شایعه همان برجسته‌سازی و واضح‌كردن موضوع اصلی است . برجسته‌سازی زمانی اتفاق می‌افتد كه شما بتوانید با تسطیح عناصر حاشیه‌ای خبر را حذف و با مبالغه‌ای كه در خبر انجام می‌دهید ، آن را درحد معقول بزرگ جلوه ‌دهید .

شایعات در زمان جنگ‌های نظامی سه دسته هستند و دارای سه كاربرد می‌باشند :

- شایعات تفرقه‌افكن

در این نوع شایعه سعی می‌شود در موانع دشمن ایجاد شكاف نمایند و با بیان تشنجات بین افراد دشمن آنها را ضعیف نمایند . این نوع شایعه در بازی‌های سیاسی كاربرد وسیعی دارد .

- شایعات هراس‌آور

در این نوع شایعه با اعلام كشته‌های وسیع و پخش آن در بین نیروهای دشمن می‌توان ناامیدی را در بین آنها افزایش داده و آنها را ضعیف نمود .

- شایعات امیدبخش

این نوع شایعات باعث ایجاد روحیه و انسجام در بین نیروهای خودی شده و كاربردی وسیع دارد

نیل پستمن در كتاب خود تحت نام «  زندگی در عیش ، مردن در خوشی »  شایعات را به سه دسته تقسیم می‌كند :

تاكتیك ماساژ پیام Spinning The Message

انواع بیشماری از فریب و خود فریبی در انبوه داده‌ها و اطلاعات و دانشی كه هر روز از كارخانه كار فكری دولت به بیرون جریان می‌یابد ، دیده شده است كه به ماساژ پیام معروف است . تاكتیك حذف ، تاكتیك كلی‌بافی ، تاكتیك زمان‌بندی ، تاكتیك قطره‌چكانی ، تاكتیك موجی ، تاكتیك تبخیر و تاكتیك تبخیر از جمله تاكتیكهای ماساژ پیام به شمار می‌آیند كه در كتاب‌های نوشته شده توسط الوین تافلر به طور كامل در مورد آنها توضیح داده شده است .

تاكتیك كلی‌بافی Generality  Tactic

تاكتیك كلی‌بافی تاكتیكی است كه در آن جزئیاتی كه ممكن است مخالفت اداری یا سیاسی را برانگیزد را با لعابی از مطالب غیرواقعی می‌پوشانند . در پخش این تاكتیك سعی می‌شود بدون توجه به مسایل اصلی و عمیق در خبر و بدون ریشه‌یابی به موضوعی كه منعكس می شود به حواشی آن پرداخته شده ، به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ آن را اضافه كنند و خواننده را در سطح نگه ‌دارد . و توجه وی را كمتر معطوف به عمق مطالب نمایند . این تاكتیك بیشتر در پخش بیانیه‌های وزارت امور خارجه و یا دستگاه دیپلماسی خارجی كشورها مورد استفاده قرار می‌گیرد ، كه در آنها از شیوه بی‌حس‌سازی مغزی استفاده شده است .

در جنگ « نبرد برای كنترل » امریكاییها تا هفته‌های اول به جز مطالب كلی جنگ ، هیچ جزئیاتی را درخصوص اهداف خود و نحوه اداره شهرهای آزادشده و مسیر حركت ارائه نكردند .

تاكتیك زمان‌بندی Timing  Tactic

مرسوم‌ترین مصداقی را كه می‌توان برای تاكتیك زمان‌بندی مثال زد ، تاخیر در پخش خبر می‌باشد ، به نحوی كه دیگر پیامگیر نتواند كاری بكند .  این شیوه در بسیاری از موارد التهاب و اشتیاق مخاطبین را برای شنیدن خبر از منابع موثق مهیا نموده و در بخشی دیگر با زمینه پخش شایعات را نیز فراهم می‌كند. تافلر میگوید پیچیدگی افكار عمومی به گونه‌ای است كه استفاده از یك تاكتیك به شكل مجزا و مجرد نمی‌تواند كاربرد لازم را داشته باشد . بنابراین در بخشی از موارد مجبور به استفاده از تاكتیكهای تركیبی هستیم . در تاكتیك زمانبندی می‌توان اطلاعات را با توجه به زمان پخش آن و مهیا نمودن بستر لازم برای پخش خبر مورد استفاده قرار داد .

پخش اهداف مرحله به مرحله جنگ « نبرد برای كنترل » از سوی مقامات پنتاگون و وزارت دفاع امریكا از همین نوع تاكتیك است .

تاكتیك حذف Omission  Tactic

براساس این تاكتیك قسمتهای مهمی از خبر به دلایلی كه از پیش طراحی شده و به شكلی كه هدفمند صورت گرفته است ، حذف می‌گردد تا زمینه را برای پخش تاكتیك شایعه مهیا نماید. در این تاكتیك پخش‌كننده خبر(رسانه  می‌داند كه با پخش قسمت ناقصی از خبر سؤالاتی در ذهن مخاطبان ایجاد می‌شودكه این سؤالات چنانچه پاسخ گفته نشود، زمینه پخش شایعات را فراهم می‌كند . دروسایل ارتباط جمعی معروف است كه شایعه جایی پخش می‌شود كه خبر نباشد . عدم پخش هیچ مطلبی در خصوص سازمان مجاهدین خلق ( منافقین ) پس از شروع عملیات « نبرد برای كنترل )   زمینه پخش شایعات متعدد را در ایران درخصوص نحوه برخورد امریكا با با این گروه را ایجاد كرد .

چون سیاست به شدت ستیزآمیز است ، پیامهای سیاسی بیش از پیامهای دیگر آگاهانه انتخاب می‌شوند . این پیامها به‌طور معمول حوزه‌های رو به گسترش دارند كه در اثر استفاده از تاكتیك حذف و خارج ساختن واقعیتهای مربوط یا تعادل‌بخش به‌وجود آمده‌اند .

تاكتیك قطره‌چكانی Dribble  Tactic

    داده‌ها ، اطلاعات و دانش به جای آنكه در سندی واحد نوشته شود در این تاكتیك دسته بندی شده و در زمانهای گوناگون و به مقدار بسیار كم ارائه می‌گردد تا هم مخاطب نسبت به منبع خبر اعتماد پیدا كند و هم نسبت به آن اعتیاد پیدا كند و منتظر پخش اخبار از مجرای موردنظر گردد . در این شیوه الگوی رخدادها تجزیه می‌شود و از دید گیرنده مخفی می‌ماند .

تاكتیك دروغ بزرگ یا  استفاده از دروغ محض

BigLie  Tactic

این تاكتیك قدیمی و سنتی می‌باشد ، اما هنوز هم مورد استفاده فراوانی در

 رسانه‌ها دارد و عمدتا برا ی مرعوب كردن حریف و یا حتی برای مرعوب كردن افكار عمومی مورد استفاده قرار می‌گیرد . بدین‌معنی كه پیامی را كه به هیچ وجه واقعیت ندارد را بیان می‌كنند . معروفترین مورد استفاده‌ای كه از این تاكتیك شده ، در زمان هیتلر و توسط گوبلز بوده است . گوبلز می‌گوید : دروغ هر قدر بزرگتر باشد ، باور آن برای توده‌های مردم راحت‌تر است .

 وی می‌گوید این تاكتیك هم برای مرعوب كردن دشمن و هم تهییج افكار عمومی ، تشویش نیروها و مرعوب ساختن دشمن در مورد نیروی دفاعی و دروغ‌هایی كه در خصوص توان نظامی و تكنیكی به كار گرفته می‌شود كه در زمینه استفاده از آن دچار بیماری خودباوری و خودبینی نیز می‌گردد . گوبلز می‌گوید دروغ را به حدی بزرگ بگویید كه هیچ‌كس جرات و فكر تكذیب آن را نكند . او می‌گفت : بعضی مواقع دروغ‌هایی می‌گفتم كه خودم از آنها می‌ترسیدم .

تسخیر یك‌هفته‌ای بغداد توسط نیروهای ائتلاف و استفاده از جنگ الكترونیك در بغداد از جمله همین تاكتیك دروغ محض بود .

فوریت‌بخشیدن ساختگی به خبر To  Create  High  Priority   For  A  News

تاكید بر انتقال سریع و لحظه به لحظه پیام و افزایش كمیت آن یكی دیگر از شیوه‌های مطبوعاتی است . هدف از این شیوه ایجاد نوعی طوفان مغزی برای مخاطب نسبت به سوژه موردنظر و ایجاد نوعی ایزوله‌كردن خبری مخاطب نسبت به دیگر منابع خبری از طریق ایجاد این اطمینان در مخاطب است و این مطلب را می‌خواهد القا كندكه این مطبوعه در سریعترین حالت ممكن ، قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند . این تاكتیك برای كمتر تعمق كردن مخاطب بر اخبار نیز به كار گرفته می‌شود . از طرفی نیز ، رسانه‌های خبری با شتاب‌بخشیدن به گزارش حوادث و رویدادها سعی می‌كنند از فرصت ایجادشده برای دستیابی به بسیاری از اهداف خود ( كه تاكنون مهیا نبوده ) استفاده كنند . این روش كاربرد تبلیغاتی نیز دارد . هم‌چنین در زمان جنگ و بحران‌های سیاسی كاربرد بسیار دارد

نظرات() 

شنبه 28 آذر 1388

جنگ روانی

نویسنده: کیوان شیریان   

سلام دوستان مطلب زیر( خلاصه مقاله ی دکتر محمد سلطانی فر     اسفند ۱۳۸۵ ) است درمورد جنگ روانی و روش ها و تكنیك های آن كه به دلیل طولانی بودن در چند قسمت ارائه می گردد. به نظر شما آیا دشمنان خارجی و داخلی انقلاب و نظام اسلامی ایران از همه این روشها استفاده كرده و هم اكنون نیز استفاده می كنند یا نه؟ دوستان قضاوت با شما،       

      جنگ روانی از واژه‌هایی است كه تاكنون تعاریف متنوع و گوناگونی بر اساس شرایط استفاده از آن ارائه شده است. ارتش امریكا در مارس 1955 در آیین‌نامه رزمی خود تعریفی جالب از جنگ روانی در عرصه بین‌المللی ارائه كرد؛ جنگ روانی در آیین‌نامه یاد شده این گونه تعریف شده است: «جنگ روانی استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است كه منظور اصلی آن تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی‌طرف و یا گروه دوست است به نحوی كه پشتیبانی برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی باشد».

به اعتقاد ویلیام داواتی جنگ روانی عبارت است از: «مجموع اقداماتی كه از طرف یك كشور به منظور اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و ملتهای دیگر در جهت مطلوب و با ابزارهایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی و اقتصادی انجام می‌شود». طرفداران این نگرش اغلب بر این باورند كه تبلیغات جزء اصلی و اساسی جنگ روانی است نه همه آن.

جنگ روانی همچنین عبارت از مجموعه اقدامات تبلیغی ـ روانی یك كشور یا گروه به منظور اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب.

- اهداف جنگ روانی

در تدوین یک جریان خبری با استفاده از اصول جنگ روانی آنچه لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گیرد اهداف جنگ روانی است. که  عبارتند از :

    از بین بردن امید نزد مخاطبان، کشور و یا جناح مقابل

    بی اعتمادی نسبت به رهبران کشور یا جناح مقابل

    شكاف در بین جامعه مخاطب

این نوع جنگ، در واقع جنگ علیه عقل دشمن اعلام می‌شود و نه به منظور دربندكشیدن بدن او .

- مهترین ابزارهای جنگ روانی

تلویزیونها:

    تلویزیونهای عادی

    تلویزیونهای خبری

    تلویزیونهای ویژه – منطقه ای

رادیوها:

    رادیوهای عادی

    رادیوهای ویژه

خبرگزاریها:

    استفاده مستقیم

    استفاده غیر مستقیم

مطبوعات:

    مطبوعات ملی

    مطبوعات فراملی

سایتهای خبری:

    سایتهای ویژه

    پست الكترونیك

مهمترین مخاطبان جنگ روانی نیز عبارتند از:

    مردم

    احزاب

    سیاستمداران

    گروهها، سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی

    دولتها

    سازمانهای بین المللی

- راهبردهای اساسی جنگ روانی

طراحان جنگ روانی ، نبرد خود را بر تبلیغات استوار كرده‌اند . هدف آنها تاثیرگذاری بر عقاید افراد و یا جامعه موردنظر می‌باشد . امروزه در ادبیات جنگ روانی واژه تبلیغات معادل واژه پروپاگاندا قرار گرفته است. جنگ روانی از همه تاکتیکهایی كه یك عامل تبلیغاتی و یا یك پروپاگاندا اجنت انجام می‌دهد، بهره می برد . این عوامل سعی می‌كنند افكار عمومی طرف مقابل را به تسخیر كشانده و از شیوه‌های زیر حداكثر استفاده را بنمایند . مدیران و طراحان خبری پیش از هر چیز ، باید مخاطب خود را به خوبی مورد شناسایی قرار داده و از طریق روشهای روانشناسی اجتماعی ، میزان تاثیری را كه هر یك از تاکتیکهای جنگ روانی می توانند ایفا كنند را پیدا نمایند . تاکتیکهای جنگ روانی بسیارند و متناسب با شرایط روز، در حال گسترش و رشد روز افزون هستند.

- برخی از مهمترین تاکتیکهای جنگ روانی

سانسور Censorship

سانسور عبارت است از حذف عمدی موادی از جریان عبور آگاهیها ، به منظور شكل دادن عقاید و اعمال دیگران است . این حذف عمدی می‌تواند به دو شكل صورت پذیرد . سانسور در ساده‌ترین معنی‌اش ، رسیدگی و آزمایش پیامهای كثیرالانتشار توسط اولیای امور به جهت بازداشت موادی است كه از نظر آنان نامطلوب است . این شكل سانسور ، همان ایجاد مانع قبلی یا عملی جهت جلوگیری از انتشار مواد نامطلوب است كه مثلا می‌تواند شامل حذف واژه‌ها ،عبارات یا جملاتی خاص ، توسط سانسورگر باشد .

اما سانسور در شكل گسترده‌ترش ، می‌تواند دربرگیرنده هر نوع تلاشی جهت تضعیف یا جلوگیری از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخی از اولیای امور باشد . بدین‌ترتیب ، ممكن است دولتی جلوی انتشار اطلاعات یا اخباری را كه می‌تواند بازتابی مخالف یا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد ، بگیرد یا ممكن است دولت مذكور اقدام به صدور مجوزهایی كند كه از این راه انتشار مواد نامطلوب را دچار مشكل یا فترت سازد . از طرف دیگر ، ممكن است اولیای امور اقدامی تنبیهی نیز بر علیه خاطیان درپیش گیرند . بدین‌منظور كه مطمئن شوند خاطیان ، دیگر دست به خلاف نخواهند زد و نیز دیگران را از انتشار مواد دارای ایراد ، برحذر دارند .

اخبار كنترل شده : شكل خفیفی از سانسور نیز كه اخبار كنترل شده نام گرفته ، وجود دارد . در اخبار كنترل‌شده ، توزیع اطلاعات به طریقی است كه حافظ حداكثر منافع توزیع‌كننده باشد . دولتها ، اصناف و دیگر دیوان‌سالاریها ، غالب اوقات در كنترل اخبار مقصر قلمداد می‌شوند

تحریف Disortion

 یكی از رایجترین شیوه‌های پوشش‌ خبری و مطبوعاتی ، تغییر متن پیام به شیوه‌های مختلف از طریق دستكاری خبر است . در مسئله تحریف سه پدیده به چشم می‌خورد كه عبارتند از : تعدیل ، شاخ و برگ دادن و جذب . یك خبر در حین انتقال از شخصی به شخص دیگر به تدریج كوچكتر از گذشته ، قابل فهم‌تر و از نظر بازگو كردن ، ساده‌تر می‌شود . در حین فرایند انتقال متوالی بسیاری از جزییات اصلی خبر كم‌كم تعدیل می‌شوند ، تجربه‌هایی كه در مورد تحریف انجام شده است ، نشان می‌دهد كه بسیاری از جزییات موجود در ابتدای زنجیره انتقال به‌شدت حذف می‌شوند . هر بار كه خبر تحریف‌شده نقل می‌شود ، میزان جزییات ، هرچند با كندی ، كاهش می‌یابد .

ساختن یك یا چند دشمن فرضی To  Make  A  Supposed Enemy

این یكی از شیوه‌های قدیمی سیاسیون كهنه‌كار است كه قدرت را دراختیار دارند و برای بقا و ماندگاری در حكومت از آن استفاده می‌كنند . این شیوه به مطبوعات نیز رخنه كرده است . در این شیوه سعی می‌شود تا سایر رسانه‌ها و مطبوعات یا سایر سیاستمداران و یا سایر احزاب را در چشم مخاطبان خود ، به شكل یك دشمن نشان دهند . همیشه داشتن یك دشمن فرضی می‌تواند اقدامات طرف مقابل را محق و معتبر جلوه دهد و زمینه را برای هر نوع اقدامی فراهم آورد . استفاده از این شیوه خود می‌تواند برای متحد كردن افراد داخل یك كشور نیز مفید واقع شود . در هنگام بحرانهای اقتصادی و سیاسی و یا همچنین خطرات سیاسی كه از درون یك كشور را تهدید می‌كند ، وجود یك دشمن فرضی خارجی می‌تواند سرپوشی بر بحرانها و اتحاد داخل كشور علیه آن بحرانها باشد .

پاره ‌حقیقت‌گویی To release a part of  truth

گاهی حادثه ، خبر یا سخنی مطرح میشود كه از نظر منبع ، محتوای پیام ، مجموعه‌ای به هم پیوسته و مرتب است كه اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود ، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد . این از رویه‌های رایج مطبوعات است كه معمولا متناسب با جایگاه و جناح سیاسی كه به آن متمایل هستند،بخشی از خبر نقل و بخشی را نقل نمی‌كنند . این شیوه به‌خصوص در انتشار نظرات رهبران سیاسی متداول است . استفاده از تیترهای اصلی روزنامه‌ها ، مطابق با میل و سلیقه آن روزنامه از نمونه‌های بارز پاره‌حقیقت‌گویی است

محك‌زدن To  Test  for  Confirm

برای ارزیابی اوضاع جامعه و طرز تفكر مردم جامعه درباره موضوعی خاص كه نسبت به آن حساسیت وجود دارد و یا دریافت بازخورد نظر حاكمان و یا گروهی خاص یا صنفی از اصناف جامعه ، خبری منتشر می‌شود كه عكس‌العمل به آن، زمینه طرح سوژه‌های بعدی قرار می‌گیرد عوامل تبلیغاتی سعی می كنند برای دریافت بازخورد نظر گروهی خاص و یا حتی افراد جامعه ، با انتشار یك موضوع عكس‌العمل آنها را مورد ارزیابی قرار دهند و سیاست‌های آینده خود را نسبت به آن طراحی كنند

تاكتیك محك‌زدن به نوعی تاكتیك بازگشتی هم هست و به افراد خاص برمی‌گردد و جامعه محدودتری را درنظر می‌گیرد. اما بازخوردبیشتر به جامعه و عوام برمی‌گردد.

مثلا برای ارزیابی نظر مردم ایران راجع به رابطه با امریكا ، خبری منتشر می‌شود تا پس از محك‌زدن آن، موضوعات جدی‌تری را دراین باره منتشر سازند . به عنوان مثال میزان حساسیت‌های مذهبی جامعه و یا پایبندی ‌آنها به اصول مورد اتفاق جامعه ، یا شخصیت‌های مورد احترام ووثوق مردم ، یا كشف دید‌گاه‌ها و برنامه‌های جریان حاكم و یا جبهه مخالف نسبت به موضوعی خاص را محك می‌زنند .

این شیوه یكی از شیوه‌های جنگ روانی است . اما امروزه در بازیهای تبلیغاتی و انتخاباتی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد . در سیستم‌های نظرسنجی نیز استفاده از افكارعمومی ، نوعی محك‌زدن است .

طرح موضوع استفاده نظامی ایران از تكنولوژی غنی‌سازی اورانیوم توسط آمریكاییها ، بازخورد واكنش دائمی ایرانیها را در تاكید بر استفاده غیر نظامی از این تكنولوژیها را به‌دنبال دارد . آمریكا با این كار از یك سو قصد محك‌زدن ایران در این باره را داشته و از سوی دیگر از طرح آن برای اعزام بازرسین مربوطه برای كنترل این پروسه بهره می‌گیرد .

ادعا به جای واقعیت Pretention  instead of  truth

رسانه‌های خبری برای دستیابی به اهداف موردنظر خود گاهی ادعاهایی علیه افراد ، گروههای مختلف و رسانه‌های رقیب مطرح می‌كنند و آنان را مجبور به پاسخگویی می نمایند . درواقع در این روش اخبار مخابره‌شده و یا به‌چاپ رسیده نوعی ادعا به جای واقعیت را در ذهن مخاطب تداعی می‌كند و با استفاده از كلماتی نظیر  « ادعا » منبع خبر سعی می‌كند اولا خبر را ازدست ندهد ، درثانی صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعی آن انداخته ، ثالثا چنانچه خبر مورد تایید قرار گرفت ، اعتبار پخش آن را نصیب خود كند و در نهایت پیامی را كه مدنظرش می‌باشد به همراه خبر القا نماید .

در شایعه منبع خبر را نمی‌گوییم اما در این نوع خبر عمدا منبع خبر را ذكر می كنیم ، ولی منبعی كه بی‌اعتبار است و بارها مورد تكذیب قرار گرفته ‌است . 

این شیوه از جمله شیوه‌های جنگ روانی است كه درآن نوعی ادعا در اخبار منتشر می‌شود . و سپس این ادعا تایید یا تكذیب می‌شود . این شیوه در حقیقت مانند یك برگ دوطرف برنده است . استفاده‌كنندگان از آن ، چه ادعا را رد و چه آن را تایید نمایند ، در هر دو صورت منبع جواب خود را گرفته است

رامسفلد وزیر دفاع آمریكا در ادعایی دیگر در تاریخ 7/1/82 نیز اعلام نمود كه نیروهای سوری با دادن « دوربین‌های كار در شب » به عراقیها آنان را در كشتن نیروهای آمریكایی یاری داده‌اند و این مطلب توسط منابع سوری تكذیب شد .

اغراق

 عوامل تبلیغاتی با بهره‌گیری از این شیوه دست به پخش مطالب مبالغه‌آمیز می‌زنند . آنها سعی می‌كنند مطالب كوچك را بسیار بزرگتر از آنچه وجود دارد جلوه دهند و همچنین قادرند از مطالب بزرگ به شكلی ضعیف و در زمان ، مكان و جایگاهی كه به چشم نمی‌آید ، بهره‌برداری كند .

تفرقه

شاید بتوان تفرقه را یكی از مؤلفه‌های عوامل قبلی دانست كه با استفاده از آنها عامل تبلیغاتی سعی می‌كند بین جامعه مخاطبان خود با مرزبندی و جناح‌بندی‌هایی كه در اكثریت موارد كاذب هم می‌باشد ، مطالبی را پخش كند تا پتانسیل‌ها و توان آنها را كاهش دهد . 

ترور شخصیت 

در شیوه‌های جدید ، ترور فیزیكی جای خود را به ترور شخصیت داده است . در زمان‌هایی كه نتوان فردی را ترور فیزیكی كرد و یا نباید افراد مورد ترور فیزیكی قرار گیرند ، سعی می‌كنند از طریق عوامل تبلیغاتی جنگ روانی و با استفاده از وسایل ارتباط ‌جمعی ، شخصیت‌های مطرح و مؤثر در جناح مقابل را به زیر ذره‌بین كشیده و با بزرگ‌نمایی نقاط ضعف آنان را ترور شخصیت نماید . اصطلاحی كه امروز برای تروركردن از طریق وسایل ارتباط جمعی یسیار مورد استفاده قرار می گیرد ، Terrorovision   است كه هدف آن ترور شخصیت های سیاسی و مهم از طریق به تصویر كشیدن نقاط ضعف و حركات نادرست آنهاست . این عوامل باعث می شود رهبران ذی‌نفوذ نزد مخاطبان دچار بی منزلتی وتخریب چهره شوند .

شایعه    Rumour

زمانی كه جریان این خبر از بین افرادی شروع می‌شود كه از حقیقت موضوع دورند ، شایعه آغاز می‌گردد و تكرار آن بدون ارائه برهان و دلیل ادامه می‌یابد تا تقریبا بسیاری از مردم آن را باور می‌كنند و درنهایت شیوه معینی برای ترویج آن پیش گرفته می‌شود ، مانند « آنها می‌گویند ... » یا « از یك منبع مسئول شنیده‌ام كه ... » یا « اخبار دقیقی دارم مبنی بر اینكه ... » و مانند آنها .

در اینجا یك شرط اساسی برای كامل شدن شایعه وجود دارد . این شرط عبارت است از اهمیت پیشامد یا شخصی كه در شایعه مطرح شده و همچنین ضرورت وجود ابهامی كه شایعه را فرا گرفته باشد . به‌علاوه انگیزه‌های روانی كه سبب پیدایش شایعه و رواج آن گردد

شایعات زمانی رواج می‌یابند كه حوادث مربوط به آن در زندگی افراد از اهمیتی برخوردار باشند یا در مورد آنها خبرهای صریح پخش نشود و یا اینكه خبرهای مربوط به آنها مبهم باشند . این ابهام زمانی به وجود می‌آید كه خبر به صورت تحریف شده دریافت شود ، یا به فرد خبرهای متضادی برسد یا فرو از فهم این گونه خبرها عاجز باشد به هرحال شایعه همیشه دروغ نیست و همیشه داستان بدخواهانه‌ای را شامل نمی‌شود . ممكن است شایعه سبب درز كردن اطلاعات گردد ، به ویژه در زمان جنگ ، یعنی زمانی كه كنترل اطلاعات نظامی از جهت امنیت ملی كشور ، ضروری است .

می‌توانیم بگوییم شایعه برای به انجام رساندن دو وظیفه توام انتشار می‌یابد : اولین وظیفه بیان وتفسیر تنش احساسی است كه افراد حس می‌كنند و وظیفه دوم تسكین این تنش است .

در شرایط عادی اخبار از طریق منابع قابل اطمینان و رادیو و تلویزیون پخش می‌شود و شایعه كمتر به‌حال ظهور و بروز می‌یابد ، اما وقتی فشار روحی و سردرگمی به‌وجود می‌آید شایعه نیز گسترش می‌یابد . در چنین شرایطی اگر چه شایعات از پشتوانه و شواهد محكمی برخوردار نیستند اما به‌دلیل خودداری منابع رسمی از انتشار اطلاعات واخبار كافی و شواهد كه گاهی به‌خاطر دسترسی نداشتن به آن و گاه به لحاظ اعمال سانسور است به‌سرعت و از طریق تكرار در میان مردم در سطح وسیعی گسترش می‌یابد و این تكرار از آن جهت است كه نیازهای هیجانی مردم را برآورده می‌كند

نظرات() 

جمعه 27 آذر 1388

سئوال

نویسنده: کیوان شیریان   

سلام دوستان .

سئوال مهم برای دوستان : آیا می شود یک شخص را مساوی کل یک مجموعه قرار داد؟

یا به عبارتی می شود گفت اگر به یک شخص به خاطر لغزش هایشی ایرادی گرفته شد به این معنی است که به کل آن مجموعه که ایشان عضوی از آن است،ایراد گرفته شده و هدف منتقدین حذف کل مجموعه است؟.

مدتی است که دفتر آقای هاشمی رفسنجانی این ترفند را در پیش گرفته است و هرگاه که به عملکرد ایشان و خاندان وی درقبال ناآرامی های اخیر ایرادی گرفته می شود، دفترهاشمی فریاد وای روحانیت را می خواهند حذف کنند. وای روحانیت را می خواهند منزوی گنند و ای داد روحانیت را می خواهند کناربگذارند، سر می دهند و خود را پشت این شعارمخفی می کنند تا نقش هاشمی و خانواده او را در تحریک و بروز اغتشاشات اخیرو همچنین فسادهای مالی آنها را کم رنگ جلوه دهند.

آیا هاشمی رفسنجانی = روحانیت است؟

نظرات() 

دوشنبه 23 آذر 1388

خشم و پرخاشگری

نویسنده: کیوان شیریان   

سلام دوستان . باعرض تسلیت به مناسبت حتک حرمت به تمثال امام خمینی (ر). امروز می خواهم در باره یکی از ویژگی های انسان (خشم و پرخاشگری) برایتان مطب بنوسیم .

برای پی بردن به علت رفتار آدمی باید انگیزها، هیجان ها ، ادراکات وسیستم شناختی او مورد مطالعه قرارگیرد. انگییره ها انسان شامل انگیزه های زیستی(انگیزه گرسنگی- تشنگی جنسی اجتناب از درد- مادری)، انگیزهای اجتماعی(انگیزه پیشرفت- پیوند جویی- قدرت طلبی- پرخاشگری)، انگیزهای دانستن واثربخش بودن(انگیزه کاوش و جستجو- اثربخش بودن ومفید بودن - خودشکوفایی)،  می باشد. هیجان ها شامل( هیجان شادی- غم- ترس- تعجب - رغبت- شگفتی - مجذوب شدن-کمرویی وخجالت زده ) است. در مورد ادراکات نیز باید به حواس پنچ گانه انسان اشاره کرد ، که کلیه محرک های وارده به انسان را شامل می شود. سیستم شناختی انسان نیز شامل تعبیر وتفسیر، تفکر، استنتاج، قضاوت ، تخیلل و مواردی این چنین می باشد.

انگیزه ها، هیجانات و ادراکات بین انسان وحیوان ازنظر شکلی مشترک بوده، ولی از نظر محتوایی متفاوت می باشد. علت تفاوت هم به ساختار مغز انسان و حیوان بر می گردد. ساختار مغز در هردو رده شامل مغز پائینی(بصل النخاع- مخچه و پایه مغز ) ُ، مغز میانی شامل(دستگاه کناری وقسمت های مربوطه وپل مغزی)، و مغز بالایی( کرتکس مغز یا همان سلولهای خاکستری) می باشد.

قسمت های مغز در انسان و حیوان متفاوت بوده و برخی گسترده تر و برخی محدود تر می باشد. این تفاوت در هرس سه قسمت مغز مشهود است. به عنوان مثال مخچه درحیوانات پیشرفته تر از انسان است وعلت رفتارهای پیچیده و ظریف حیوانات  همین است. یا قسمت کرتکس مغز حیوانات رشد نایافته تر از انسان است و کرتکس مغز انسان بسیار متکامل تربوده است . درهمین قسمت کرتکس مغز، در حیوانات قسمت های مربوط به حواس پنچگانه بسیار وسیع بوده ولی در انسان درمقایسه با حیوانات بسیارکم است، و علت توانمند تر بودن حواس شنوایی،بینایی ،بویایی وچشایی حیوانات همین است.

مغز میانی یا دستگاه کناری مرکز کنترل احساسات،عواطف،هیجانها وغرائز می باشد.یکی از هیجانات مشترک بین انسان وحیوان خشم است. حیوانات درهنگام تهدید و مقابله با دشمن، هنگام شکار وتهیه غذا  یا برای انتخاب جفت دچار خشم می شوند. درغیر این صورت حیوانات بندرت خشمگین شده مگر آنکه ازلحاظ مغزی دچارآسیب دیدگی شده باشند وقسمت هایی از مغز میانی آنها آسیب دیده باشد. تحریک نقاطی خاص مغز میانی منجر به آرامش و رام شدن  یا خشم وحمله ورشدن حیوان می شود.محققین از طریق کاشتن الکترود در هیوتالاموس و تحریک قسمت های مخلف آن این مطلب را اثبات نموده اند.

خشم و پرخاشگری در انسان تفاوت اساسی با حیوان دارد.  علت اصلی این تفاوت در متکامل تر بودن مغز انسان و برخورداری از قوه عقل و شعور است که خداوند متعال به انسان ارزانی نموده است. روان شناسان طی مطالعات گسترده بر روی عواطف وهیجانات انسان خصوصا پرخاشگری نظریه های متعددی  ارائه نموده اند.

قبل از وارد شدن به مبحث نظریه ها ابتدا تعریف پرخاشگری را مطرح می کنیم. روان شناسان پرخاشگری را به دو نوع تقسیم نموده اند:   1 پرخاشگری وسیله ای.     2- پرخاشگری خصمانه.  پرخاشگری خصمانه هدف آن آسیب رساندن و صدمه زدن به دیگری است (عملیات گروهای تروریستی داخل و خارج از کشور از این نوع پرخاشگری است). ولی از پرخاشگر وسیله ای به عنوان روشی برای ارضای سایر انگیزه ها استفاده می شود. مثلا شخصی ممکن است از تهدید استفاده کند تا دیگران را به انجام خواسته های خود وا دار نماید(آشوب های خیابانی اصلاح طلبان نیز از این نوع است).

نظریه های پرخاشگری:

1-نظریه های روانکاوی: از طرف داران عمده این نظریه می توان به فروید و لورنز اشاره کرد. آنها معتقد اند که پرخاشگری جزئی از (طبیعت انسان حیوان خو است). به عبارت دیگر آنها معتقد اند که انسان ها در غریزه ی پرخاش گری با حیوانات رده ی پایین شریک اند از این رو گفته می شود که پرخاشکری آدمی یک رفتارویژه نوع است. مفهوم ذهنی این نظریه آن است که چون ما طبیعتا موجودات پرخاشگری هستیم پس زد و خورد ، جنگ و تخریب بخش عمده ای از تاریخ آدمی در روی سیاره زمین بوده است و ادامه خواد داشت  .

2-نظریه ی رفتار گرا ها: طرفداران این نظریه مغز کودک را همچون لوح سفیدی می دانند . که در ابتدا خالی است ولی به تدریج یاد گیری ها و تجربیات وی از طریق دو فرایند شرطی شدن کلاسیک و شرطی شدن وسیله ای  صورت میگیرد.واتسون و اسکینر از طرف داران این نظریه هستند و معتقد اند پرخاشگری همچون سایر رفتار های  انسان آموخته می شود .

3-نظریه ی یاد گیری اجتماعی: در نظریه ی یادگیری اجتماعی نقش تقلید از رفتار دیگران(سرمشق گیری) به عنوان علت پرخاشگری مورد تاکید قرار می گیرد.البرت بندورا از طرفداران این نظریه است . یادگیر خشونت و پرخاتشگری ازطریق تلویزون، سینما،  اینترنت ،بازی های رایانه ای و ... است.تحقیقات بندورا بر روی گروه های دانش آموز  معیید این مطلب است.

4--نظریه ی شناختی رفتاری(علل محیطی و اجتماعی پرخاشگری آدمی): در این نظریه ناکامی را یکی از علل پرخاشگری می دانندتا جایی که فرظیه ای موسوم به ناکامی پرخاشگری را مطرح می نمایند. این نظریه بیان گر این است که ناکامی همیشه به رفتار پرخاشگرانه می انجامد و تمام رفتار های پرخاشگرانه معلول ناکامی هستند.از طرف داران این نظریه می توان به دالر و همکاران اشاره کرد.اما  این فرظیه همیشه صادق نیست  و به آسانی می تونیم استثنا هایی برای این فرظیه پیدا کنیم. به عنوان مثال واکنش مردم به ناکامی می تواند به صورت کناره گیری از موقعیت ، ترک کردن، مصرف الکل و مواد مخدر یا در یک ملاحظه ی مثبت تر به صورت افزایش تلاش برای غلبه بر ناکامی باشد.  این که ناکامی به پرخاشگری بیانجامد یا نه  به نظر میرسد به دو عامل وابسته است 1.شدت ناکامی2. ادراک فرد.

یکی دیگر از علت های اجتماعی مهم پرخاشگری آدمی در این نظریه پیروی  فرد از مافق است.  که دستور می دهند نسبت به دیگران پرخاشگری کنیم.(گشتار غیر نظامیان در جنگ ها توسط نظامیانی که به دستور مافق خود عمل میکنند. به عنوان مثال کشتارمردم مظلوم  لبنان و فلسطین وغزه توسط نظامیان اسرائیل یا کشتار هموطنانمان در جنگ تحمیلی توسط نظامیان صدام از طریق پرتاب موشک به شهرها ، بمباران شهرها با بمب های شیمایی و معمولی یا پرتاب بمب اتم توسط خلبان امریکایی روی ژاپن )

5-نظریه  شناخت گرایان : این نظریه، علت پرخاشگری را مربوط به محرک های محیطی نمی داند، بلکه معتقد است که علت اصلی پردازش های شناختی افراد است که منجر به رفتارپرخاشگرانه می شود. به عنوان مثال وضعیتی را درنظر بگیرید که دریک روزبارانی چندین نفرکنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده اند، در آن لحظه ماشین با سرعت زیاد از جلوی آنها رد شود و آب باران را به سر ولباس آنها بپاشد. عکس العمل و شدت ناراحتی همه آنها یکسان نبوده بطوری که ممکن شخصی از بین این افراد درصورت دسترسی به راننده ماشین با او دعوا و کتک کاری نماید . ولی دیگری با چند ناسزا گفتن به دنبال کارخود برود. حتی ممکن است در بین آن جمع کسی هم پیدا شود که اصلا اعتراض جدی هم نمایید. علت تمام این رفتارها کوناکون پردازش ، تعبیر وتفسیر و نتیجه گیری متفاوت باشد که منجر به رفتارهای متفاوت خواهد شد. از طرفداران این نظریه به آلبرت آلیس، دیوید برونز ،اریک برن و  بک  می توان اشاره نمود. به جزء َمواردی که اشاره شد موارد دیگری هست که می تواند باعث پرخاشگری در انسان شود مانند آسیب دیدگی مغز براثر تروما- اعتیاد و مصرف مواد محرک و توهم زاء و...

اگر با نگاه دینی و اسلامی به انسان بنگریم، می توان از پرخاشگری به عنوان نیروی ذاتی و غریزی انسان نام برد. در قرآن کریم چند جا از پرخاشگری و خشم وخونریزی به عنوان نیروی غریزی انسان نام برده شده است.  درسوره بقره آیه 36 درمورد فریب خوردن انسان توسط شیطان آورده است ( پس شیطان آدم و حوا را به لغزش افکند تا ازدرخت خوردند....... پس گفتیم که از بهشت فرود آیید که برخی از شما برخی را دشمنید وشما را در زمین تا روز مرگ قرار و آرامگاه خواهد بود). درسوره  بقره،آیه30 آن موقعی که خداوند تصمیم خود را برای خلقت انسان به ملائکه اعلام نمود، ملائکه گفتند آیا می خواهی کسانی را بگماری که در زمین فساد می کنند وخونها می ریزند و حال آنکه ما خود تورا تسبیح می کنیم . یا در سوره مائده آیه 27 تا 30 داستان کشتن هابیل توسط قابیل آورده شده است(قابیل به برادرش هابیل گفت من تورا البته خواهم گشت. فابیل گفت مرا گناهی نیست که خدا قربانی متقیان را خواهد پذیرفت).

بد نیست بدانیم که درطی 5600 سال تاریخ مدون انسان 14600 جنگ تا سال 1975 وجود دارد. 

 

  

 

                            

 

نظرات() 

جمعه 20 آذر 1388

امریکا و اصلاح طلبان

نویسنده: کیوان شیریان   

سلام دوستان .روایت رجا نیوز از سخنان اوباما در مراسم دریافت جایزه صلح نوبل

به عزت خاموش اصلاح‌طلبان در خیابان‌های تهران گواهی می‌دهم


تنها چند روز پس از شکست پروژه اصلاح طلبان در روز دانشجو، حامیان غربی این جریان به کمک اصلاح طلبان آمدند، تا به بهانه اهدای جایزه صلح نوبل به اوباما، شوک وارد شده به یاران خود در ایران را جبران کنند.

به گزارش رجانیوز، خبرگزاری فرانسه از اسلو گزارش داد‏، که باراك اوباما رییس جمهوری آمریكا روز پنجشنبه طی سخنانی در مراسم دریافت جایزه صلح نوبل كه كاخ سفید پیشاپیش گزیده آن را منتشر كرد، از تظاهركنندگان ایرانی ستایش نموده است.

خبرگزاری فرانسه افزود‏:‏ اوباما گفت كه آمریكا همیشه در كنار كسانی كه به دنبال آزادی هستند خواهد ایستاد، از جمله در ایران، میانمار و زیمبابوه‏.‏

وی گفت‏:‏ ما به عزت خاموش اصلاح طلبانی همچون آنگ سانگ سو كی، شجاعت زیمبابوه ای هایی كه رای خود را در مقابل ضرب و جرح به صندوق انداختند و صدها هزار نفری كه ساكت در خیابان های تهران راهپیمایی كرده اند ، گواهی می دهیم‏.‏

وی اضافه كرد‏:‏ این مسوولیت تمام مردم و ملت های آزاد است كه برای این جنبش ها روشن سازند كه امید و تاریخ در كنار آنها است‏.‏

این اولین بار نیست که سران کشورهای غربی و متخاصم با ایران، از حرکت های صورت گرفته پس از انتخابات حمایت می کنند چنانکه پیش از این نیز، اوباما و سارکوزی از این حرکات حمایت کرده بودند.

نظرات() 

پنجشنبه 19 آذر 1388

دوستان5

نویسنده: کیوان شیریان   


مدتی است که بعضی ها شعار( یا حسین) سر می دهند وبرای رسیدن به اهداف خود از حسین کمک می خواهند. اگر دوستان اصلاح طلب از رهبران کنونی خود ناامید شده باشند و پیرو بزرگترین رهبر اصلاح طلب جهان(حسین بن علی) شده باشند، جای بسی امیدواری و خوشحالی است. امام حسین (ع) دروصیت نامه خود یکی از علل قیام خود را اصلاح دین جدش می داند. در روزگار امام حسین،باوجودیکه هنوز زمان زیادی از ظهوراسلام نگذشته بود،سیره و روش پیامبر توسط بنی امیه تغییر کرده و جانشینی رسول خدا تبدیل به سلطنت شده بود. فاسدترین افراد بجای صالح ترین افراد بر مسلمین حاکم شده بودند. تجمل گرایی، زندگی اشرافی، افتخارکردن به اصل ونسب،قوم گرایی و خویشاوند گرایی ، پول پرستی وثروت اندوزی ملاک های ارزیابی افرادشده بود، و بجای اصل قرآنی (اکرم کم عندا.. اتقاکم) را گرفته بود. درچنین شرایطی نیاز به اصلاحات اساسی بود که توسط حسین بن علی انجام شد. درسهایی که باید از قیام امام حسین باید گرفت عبارت است از:

کفرستیزی - ظلم ستیزی -طاغوت ستیزی - دیکتاتور ستیزی- عدالت خواهی - آزادیخواهی ودفاع ازکرامت انسانی - حق طلبی - نفی ارزش های غیر الهی -دفاع از اسلام ناب محمدی ومبارزه با اسلام اموی- دفاع از مظلوم- سرمشق دهی در زمینه های (آزاد زیستن ونرفتن زیر پرچم طاغوت- حریت - شهادت طلبی درراه خدا و افتخار نمودن به آن - ایثارنمودن جان ومال خود و بستگان در راه خدا - اعتقاد راستین به خدا و رسالت پیامبر و احکام اسلامی - تلاش جهت برپایی حکومت اسلامی- اصلاح مسیر انحرافی به مسیر اسلام ناب محمدی- برپا داشتن شعاعر الهی خصوصا نماز حتی در ظهر روز عاشورا) اگرآقایان به ظاهر اصلاح طلب خواهان چنین اصلاحاتی هستند و منظورشان از حسین (حسین بن علی ) است، که بسیار عالی بوده و مشکی نخواهد بود؟


اما گفتار، اعمال و رفتار آنها غیر از این مشاهده می شود و برادشت بنده چنین است که دقیقا خواسته هایی عکس این خواسته ها دارند. عملکرد حضرات نشان می دهد که احتمالا منظور آنها از (حسین) نه حسین بن علی(ع)، بلکه حسین باراک اوباما است. انتظار آنها از اوباما این است که مستقیما دخالت کند و به فریاد رهبران ورشکسته آنها برسد .

با توجه به همه شواهد چنین به نظر می رسد که اصلاح طلبان هم اکنون در زمینه های ایدئولوژی و استراتژی خود نیاز به اصلاحات دارندو باید با پیروی از بزرگترین مصلح جهانی (حسین بن علی) دست به اصلاح خود بزنند. به قول دکتر شریعتی( بازگشت به خویشتن نمایند)، و اول فکر خود، سپس پیروان خود را اصلاح نمایند.

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

اگر امام زنده بود قسمت دوم

یکشنبه 15 آذر 1388 ساعت 12:28 صبح

دوستان سلام . عید سعید غدیر، عید ولایت و امامت بر همه شما مبارک باد


نام علی: هدایت درس علی: عدالت راه علی: سعادت حب علی: لیاقت عشق علی:شهادت ذکر علی:عبادت عید علی:مبارک



قسمت دوم مطب (اگر امام زنده بود) را خدمت شما عزیزان عرضه می دارم.

همه ما به یاد داریم در روزگاری نه جندان دور سران دو قوه (اجرایی و مقننه) در دوره اصلاحات مبالغ کلانی را از یک مفسد اقتصادی که هم اکنون در زندان به سر می برد دریافت نمودنندو لابد از وی هم سئوال نکردند که این پولها بابت چیست؟ راستی اگر امام زنده بود و درزمان وی این اتفاقات می افتد، باز امام آنها را از خود می دانست و به عنوان یار و همراه خود از آنها تجلیل می کرد یا با آنها برخورد انقلابی می نمود؟


اگر امام زنده بود و شاهد می بودم که با پول و بودجه بیت المال مسئولین نظام اسلامی دردوره اصلاحات بر علیه نظام اسلامی و تغییر محتوای آن و حذف اسلام و فرهنگ اسلامی تمام قد قیام کرده اند چه واکنشی نشان می داد؟ آیا آنها را از دوستان و پیروان و همراهان خود می دانست یا در نقطه مقابل خود می دید، زیرا خود بنیانگذار این نطام بود.

اگر امام زنده بود آیا مسئولین نظام(در دوره سازندگی و دوره اصلاحات) را که از مردم و انقلاب و اسلام و هرهنگ ناب اسلامی فاصله گرفته بودنند و به دنبال زندگی اشرافی وطبقاتی و طایفه گرایی و فامیل گرایی رفته بودنند را تایید و حمایت می کرد یا با آنها بر خورد عتاب آمیز و قهر آلوده می نمود؟


اگر امام زنده بود ، با افرادی که کسوت روحانیت و مسئولین نظام با خانمها و دخترکان بد حجاب جلسه دوستانه بر پا می نمودند و در جلسات دور از جشم مردم با آنها دست می دادند و با آنها خوش و بیش می کردند، چگونه بر خورد می کرد؟


آیا افرادی که در مقابل نظام اسلامی (که یادگار امام راحل است) ایستاده اند و باعث دلگرمی و امبدواری دشمنان قسم خورده این ملت و نظام و انقلاب، شده اند می توانند خود را پیرو و درخط و یار امام بنامند؟ به نظر شما اگر امام زنده بود برخورد امام با این افراد چگونه بود؟


اگر امام زنده بود و آن نماز جمعه کذایی با آن نماز گذاران کذایی را می دید با خطیب و شرکت کننده چگونه برخورد می کرد؟


آیا اگر امام زنده بود و مشاهده می نمود که روز قدسی که خود بنیانگذار آن بوده و بر علیه اسرائیل جنایتکار در سراسر جهان سامندهی کرده؛ اکنون توسط افرادی که خود را پیروان راستینش می دانند، به بیراه رفته و بجای شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر امریکا شعار( نه غزه و نه لبنان سر می دهند)، به نظر شما امام با یاران وفاد دار و دو آتشه خود چگونه بر خورد می کرد؟


اگر امام زنده بود و در ماه مبارک رمضان مشاهده می نمود که افرادی تحت عنوان حمایت از خط امام آشکارا تظاهر به روزه خواری می کنند، به نظر شما امام چه جکمی برای آنها صادر می فرمود(در صورتیکه سران آنها که مدعیان واقعی خظ امام هستند، تاکنون هیچ یک از این حرکات را محکوم هم نکرده اند).

به نظر شما آنهایی که با آبروی نظام اسلامی که دستاورد هزاران شهید،مفقود، جانباز و آزاده سرافراز است ، بازی کرده و می کنند و خود را یار امام می نماند ، آیا واقعا در خط امام هستند؟ اگر امام زنده بود به این یاران افتخار می کرد یا از آنها تبری می جست؟


امام که تا زنده بود هیچ برای خود نمی خواست و هیچ حقی برای خود قائل نمی شد و طی مدت رهبری خود هیچگاه منتی سر مردم و انقلاب نگذاشت وهمواره خود را خادم مردم معرفی می کرد، اگر زنده بود و می دید عده ای تحت این عنوان که ما برای پیروزی انقلاب زحمت کشیده ایم و گردن انقلاب و مردم حق داریم و باید ما و خاندانمان مسئولیت داشته باشیم، به نظر شما با این عده چگونه رفتار می کرد؟ آیا این گروه را یار و پیرو خود می دانست؟


بر خورد امام باکسانی که در اوایل انقلاب می گفتند ما قانون را قبول نداریم چگونه بود. جمله معروف امام خطاب به این افراد این بود (شما غلط می کنید قانون را قبول ندارید، قانون شما را قبول ندارد) . حال عده ای تحت عنوان یار امام، نخست وزیر امام و ... می گویند ما قانون اساس را قبول نداریم . به نظر شما اگر امام زنده بود به آنها چه می گفت؟


و اما در آخر امام همیشه روحانیت را به زی طلبکی توصیه می فرمود. آیا زندگی کردن در کاخ ها ، داشتن زندگی اشرافی و رواج تجمل گرایی، خرید هواپیمای اختصاصی میلیاردی با پول این ملت،زمینه سازی برای خاندان و فامیل و دوستان جهت تصاحب و دست اندازی به بیت المال و، بردن دست جمعی فامیل و اقوام و دوستان به مسافرت ها ی خارجی با پول این مردم که عده ای از آنها در ادره زندگی عادی خود مانده ا ند و ........ آیا این زندگی طلبکی و داشتن زی طلبکی است که امام فرمود و تا زنده بود این گونه زندگی کرد؟


اگر بخواهم باز هم از خصوصیات به اصطلاح یاران و پیروان خط امام بگویم مثنوی هفتاد من خواهد شد.

دوستان حال خود مقایسه کنید و ببینید که افراد چگونه عمل می کنند و چه می گویند. هستند افرادی که علی گونه و حسین گونه سخن می گویند ولی معاویه گونه و یزید گونه عمل می کنند.

جمله معروف امام ، قرین به این مضمون (ملاک حال فعلی افراد است نه گذشته آنها)

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

اگر امام زنده بود؟

دوشنبه 9 آذر 1388 ساعت 4:39 عصر

موضوع : اگر امام زنده بود. قسمت 1


سلام دوستان . مدتی است موضوعی ذهن مرا به خود مشغول نموده، وآن این است که دردوطیف ودوجناح سیاسی (اصلاح طلب و اصول لگرا) عده ای خود را یار امام ،شاگرد امام، درخط امام،نخست وزیر امام ، نزدیکان امام مقلد امام ، پیرو امام و..... می داند و هرکدام دیگری را به عدول از خط امام متهم می کندوخود را حق ودیگری را ناحق می داند. چنان جو غبارآلود شده که تشخیص برای عده ای که آن دوران را ندیده و یا درآن دوران دور ازمسائل بوده اند ،بسیار سخت شده است.اینجا است که بصیرت و آگاهی لازم است تا راه درست را ازنادرست تشخیص داده شود و انسان خواسته یا ناخواسته در راهی قدم ننهد که ظاهر حق و خدایی دارد ولی باطن شیطانی.


دوستان من و هم سالان من دوران قبل از انقلاب و پیرورزی انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را دیده و هزاران بارپیام و صدای امام را شنیده و تقریبا با روحیات امام آشنایی داشته و دارند و نیازاگر هم نداشته باشند صحیفه نورموجود است و می توان به آن مراجع نمود و از خط امام آگاه شد. حال این فرض را مطرح می کنم که اگر امام طی این مدت بیست سال گذشته زنده بود درمقابل حوادث گوناگون چه واکنشی نشان می داد؟ به مثالهای زیر توجه نماید


زندگی ساده امام زبان زد همه حتی دشمنان او بود، اگر امام زنده بود در مقابل زندگی اشرافی مسئولین درجه یک کشورو کاخ نشین شدن آنها، حیف ومیل ودست اندازای به بیت المال توسط خانواده مسئولین دولت سازندگی و اصلاحات چه واکنشی نشان می داد؟


امام همواره به مسئولین وقت توسیه می نمود به ضعفای جامعه توجه شود تا مبادا فاصله غنی وفقیردرجامعه اسلامی زیاد گردد .اگر امام زنده بود درمقابل مواضع عده ای که معتقد بودند برای تعدیل اقتصادی عده ای از ضعیف های جامعه باید زیر چرخ تعدیل له شوند چه واکنشی نشان می داد؟


بارها امام گفت :من یک موی کوخ نشینان را به همه ی کاخ نشینان نمی دهم. اگر امام زنده بود، با گسترش فرهنگ کاخ نشینی وتجمل گرایی و اشرافی گری توسط مسئولین رده بالای دوره سازندگی و اصلاحات چگونه برخورد می کرد؟


یکی از ویژگیهای بارز امام اعتماد به نفس ستودنی او بود که توانست ملت ایران را به خودباوری برساند ودائما به مردم توصیه می کرد شما می توانید خودتان کشورتان را ادراه کنید، امام فرهنگ غرب را به چالش کشید وهمواره به فرهنگ اسلامی وبومی افتخارمی کرد، اما درمقابل طی دوره سازندگی وخصوصا اصلاحات اعتماد به نفس ملی تحلیل رفت و یک نوع خودباختگی در مقابل فرهنگ غرب پدید آمد ارزشهای ایرانی و اسلامی جای خود را با ارزش های غربی عوض کرد و مسئولین درجه یک کشورسرمدار این جریان بودند. اگر امام زنده بود با این مسئولین چگونه برخورد می کرد؟


امام برای قطع نمودن دخالت بیگانگان در امورکشور، با حکومت شاه مبارزه کرد تبعید شد و بعد از انقلاب هم باکسانی که واردکردن زمینه دخالت بیگانگان را داشتند برخورد کرد(نهضت آزادی)، اگر امام زنده بود با کسانی که در دولتهای قبلی با رهبران کودتاهی مخملی ملاقات نمودند وقصد تقدیم کردن دوباره کشوررا به آنها داشتند چگونه واکنش نشان می داد؟



امام حکم ارتداد سلمان رشدی را به خاطر اهانت به پیامبر صادرنمود. فکر می کنید اگر زنده بود باکسانی که قرآن را وحی خداوند نمی دانند و آن را تراوشات ذهنی محمد(ص) می داند چگونه برخورد می کرد؟




نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [2 نظر]

چند سئوال از خاتمی

پنجشنبه 28 آبان 1388 ساعت 10:40 صبح

سلام دوستان


مهر سکوت خاتمی شکسته شده و یکی دو روز قبل سخنانی ایراد فرمودند که قابل تامل است. اما چرا در طی این چند ماه مطلبی نگفتند بماند. من فکر می کنم بعد از اینکه جرج بوش و بنیاد مربوطه به وی رسما حمایت خود را از جبهه اصلاحات اعلام کرد وگفت که اصلاح طلبان خط مقدم امریکا در ایران است. خاتمی بلافاصله عده ای را جمع نمود و خواست به این طریق با ایراد چنین سخنانی امید بوش را ناامید نکرده و به وی اعلام کند که ما هنوز آماده در رکاب شما هستیم و با همان شعارهای همیشگی شما (دمکراسی، جامعه مدنی، آزادی بیان و حقوق شهروندی و..) به حاکمیت فشار می آوریم تا خواشته شما محقق شود.

در واقع خاتمی بعد از حمایت مجدد بوش و امریکا از وی و جریانش جرت و جسارت مجدد پیدا کرده و با مطالب ایراده شده صداقت و وفاداری خود را به امریکا اثبات کرد. حتی پیشنهاد جالبی هم برای حل مشکلات اصلاح طلبان به مسئولین نظام داده است.

خاتمی: کاش حاکمیت از موسوی می‌خواست مدیریت جنبش سبز را برعهده بگیرد


خاتمی در قسمت دیگری از صحبت خود گفته : با پاسخ ندادن به سئوال اصل پرسشگری از بین نمی رود .

حال سئوال های ما از رئیس دوره اصلاحات این بوده و است ولی ایشان هیچ موقع جوابگو نبوده است.

1- چشم انداز نهایی جامعه مدنی ایشان که می خواهد به آن برسد کجاست و با کدام جوامهه امروزی مطابقت دارد؟


2- آیا احکام حجاب زن و تماس بدنی محرم و نامحرمی که صریحا توسط آیات قرآن بیان شده ، تغییر کرده که خاتمی به عنوان یک روحانی آنها را زیر پا گذاشته و به کنونه ای رفتار کرده که همگان دیدیم.( هم در داخل ایران وهم در خارج از ایران) ؟


3- خاتمی به چه منظور با سوروس بنیانگدار کودتاهای مخملی و رنگین درکشورهای ضد امریکایی دیدار داشته و در این دیدار بسر چه موضوی مذاکره شده است؟


4-علت سفر غیر منتظره خاتمی یک هفته قبل از انتخاب ریاست جمهوری دوره دهم، به مصر و همزمانی این سفر با سفر اوباما و هیئت امریکایی به مصر چه بوده و می تواند اتفاقی باشد یا برنامه قبلی صورت گرفته است.

5- آیا در بین خاتمی و هیئت امریکایی ملاقاتی صورت گرفته یا نه و درصورت مثبت بودن جواب مطالب مطرح شده چه می توانسته باشد؟


6- آیا بین مذاکره احتمالی خاتمی و هیئت امریکای و اعتشاشات بعد از انتخابات می توانند رابظه ای وجود داشته باشد؟


7- آقای خاتمی لطفا یک تفسیر روشنی از آخوند امریکای ، انگلیس و همچنین اسلام امریکایی ارائه دهید؟ حتما به یاد دارید حضرت امام راحل بارها در این مورد صحبت فرموده و اهمیت این نکته را متذکر می شدند.

8- لطفا در مورد فسادهای اقتصادی - اجتماعی و اخلاقی دوره اصلاحات توضیح دهید چه کسی مسول است ؟ فسادهای که با تفسیر شما از آزادی در این کشور شکل گرفت و تا کنون تبعات بسیار عظیمی در بر داشته است.

هنر امام و انقلاب این بود که جوانان ها را از دام آلودگی به مسکرات و مواد مخدر و فحشا نجات داد و به سمت معنویت و اخلاق کسب دانش هدایت کرد ودرمیدانها جهاد قرار داد، ولی هنر شما و تیم همراهتان طی هشت سال برگرداندن جوانان پاک و معصوم این کشور به دامن مسکرات ، فحشا، مواد مخدر و.. همچنین کمک به شکل گیری گروهای فیمینسم و هموسکس شوآل و... تحت عنوان گروهای مردم نهاد بود . ضربه ای که شما و تیم همراه شما به بنیاد خانواده به عنوان اولین نهاد مدنی واجتماعی وارد کرد یقینا بیشتر از ضربه رضا خان تحت عنوان کشف حجاب بود. طی دوره اصلاحات شما رابطه نامشروع پسر ودختر - زن و مرد عادی و جزء هنجارهای جامعه شد. شمار معتادان طی ابتدای دوره مسئولیت شماو انتهای مسئولیت شما چند برابر شد، آن هم به دلیل آنکه معتاد دیگر مجرم نبود، بلکه بیمار تلقی شد.

9- شما حتما تاریخ مطالعه کرده اید سابقه ورود اسلام به آندلس(اسپانیا) و خروج اسلام از آن را می دانید . کشورهای مسیحی آن زمان با رواج مسکرات، فحشا، مواد مخدر، و فساد افتصادی - اجتماعی مسلمانان را شکست دادند. آیا بین آن واقعه تاریخی و دوره اصلاحات شما شباهت هایی وجود ندارد؟



نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

جرج بوش

یکشنبه 24 آبان 1388 ساعت 7:20 عصر

سلام دوستان : هرچی ما گفتیم اینها (جنبش سیزها) امریکایی هستند باور نکردید . حالا خودت قضاوت کنید


جرج بوش: اصلاح طلبان در ایران خط مقدم ما هستند


«جرج بوش» که برای افتتاح «بنیاد بوش» به این دانشگاه رفته بود، در یک سخنرانی پرشور، اصلاح طلبان ایران را خط مقدم آمریکا خواند و افزود: آنها با چالش های فراوانی روبرو هستند و چشم امیدشان به ماست. وی از تماس و توافق با برخی چهره ها و احزاب سیاسی اپوزیسیون خبر داد و در مورد ایران اختصاصاً از محسن سازگارا نام برد



شعر/ "بسیجیه واقعی، همت بود و باکری"


کد خبر: 14563 منبع خبر سایت باز تاب
منبع:
نسخه چاپی



علی میرزایی در وبلاگ 22 خرداد نوشت:

کار سختیه اگه بخوای همیشه بخندی. گاهی اوقات اشک تو چشمات و بغض توی گلوت، رهات نمیکنه. این شعر حاصل یکی از همان اوقات است.

داد میزنه این روزا، توی خیابون، فِری
بسیجیه واقعی، همت بود و باکری
***
بسیجیه واقعی،اونه که مرده باشه!
زنده اگر بمونه، باید تو خونه باشه!

در عکس فوق، تصویر جانبازی را میبینید که توسط سبزی جماعت کتک خورده است. خوب تقصیر خودش است! میخواست شهید شود تا بسیجی واقعی به حساب آید. این بندگان خدا هم میخواستند شهیدش کنند تا ازش یک بسیجی واقعی بسازند. پس نیت سبزیا خیر بوده.
*******

به یاد من نمونده، خاطره ی زیادی
ز همت و باکری، به غیره کلیاتی


یاد ندارم که همت، مسجد سوزونده باشه
نماز جمعه ها شو، اونجوری خونده باشه


میشه مگر باکری هیئت ندیده باشه
به شهر و خونه هامون آتیش کشیده باشه
***
یقین دارم باکری، بچه مسلمون بوده

پرچم ایران ما، براش مثه جون بوده
***
نه مثل سبزیه آش! بیاد میون میدون

تا که بهش بخندن کوچیک و پیر و جوون
***
برای دفع دشمن، باکری داده خونش

نه در ره بی بی سی، حذر کنه ز جونش


غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
***
یادم میاد یه روزی، به وقت انتخابات

قِر میومد یه بانو، با کلی افتضاحات




رو پرچمه تو دستش، اسم پیامبر هم بود
چیکار میکرد اون اگر،برادر همتم بود؟


غربتمون رو امروز، باکری ها میدونن
که سبزیا میرقصن تو شهرمون، میخونن
***
همون جماعتی که، شکسته پشت همت

داد میزنه: حمایت، بسیجیه باغیرت!

بسیجیه باغیرت،جون کف دستش گذاشت
مثل داداش کبیری، ما همه رو جاگذاشت


بسیجی شهید غلام کبیری که در شامگاه ??خرداد???? به جرم ایستادن کنار خیابان توسط یک پراید مشکی در سعادت آباد زیر گرفته شد و چند ساعت بعد به دلیل خونریزی شدید داخلی در سن ?? سالگی شهید گردید. او نیز یک بسیجیه واقعی بود. شاید بعضی ها آن زمان کور بودند. شاید هم . . . دلم میخواد بگم: از پراید مشکی متنفرم. از منافق بیزارم. از این همه ریای سبز . . . .
********

وقتی گلی و پری، با هم میرن خیابون
حرمت خون همت، فنا میشه چه آسون


غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
***
تا حامیه بعضیا، اون رجویه نازه

خیال نکن باکری، با سبزیا میسازه
***
منافقا همیشه، ریگ توی کفششونه

بسیجیه باغیرت، دشمن جونشونه
***
میترسن اینکه امروز، بسیجیا بیدارن

تا ترسشون بریزه، شرط و شروط میذارن
***
خیلی باحالن ولی، خیالشون چه خامه

زندگیه بسیجی، خودش یه جور پیامه
***
حب ولایت اما، تو قلبمون میمونه

چشم حسود کور بشه، که قلبامون جوونه
***
یه وقت باید بجنگی، تو جبهه ها تو میدون

یه وقتی هم که جبهه، میشه همین خیابون


غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده

نظرات() 

پنجشنبه 19 آذر 1388

دوستان4

نویسنده: کیوان شیریان   

نظرات دیگران [0 نظر]

دشمن توهمی و سیزده آبان

یکشنبه 10 آبان 1388 ساعت 11:16 عصر

سلام دوستان عزیز . چند روز دیگر سیزده آبان است و مطابق سالهای قبل عده ای می خواهند شعار مرگ آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دهند.

اما امسال ابتکار جدیدی توسط سران نواندیشا اصلاحات( خاتمی - موسوی- کروبی و..) مطرح گردیده که الحق والنصاف بسیار خوب است ومانع از دشمن تراشی می شود و باعث تنش زادیی خواهد شد. پشنهاد ارائه شده توسط آقایان راهپمایی بدون شعار مرک بر آمریکا و اسرائیل و .. است. وبجای آنها دادن شعاری اساسی بر علیه کسانی که صلح جهانی را به خطر اندخته اندو باعث سلب آزادی شده و منجر به رکود کشور وعقب گردد کشور شده اند ، سر دهند. چه کار خوبی . بجای شعار برعلیه دشمن توهمی شعار برعلیه دشمنان واقعی بشریت..

اصلا بیایید از اول بررسی کنیم ببینیم که ز اول انقلاب برای فرا از پسخگویی به مردم وحل مشکلات آنها دشمن توهمی درست کردندو هی به آون فحش و بد بیاره گفتند. که سر دسته دشمن توهمی آمریکا است .

دوستان آیا این بومیان آمریکا (سرخپوستان و سیاه پوستان) نبودند که سززمینشان را دو دستی تقدیم به مهاجرین و ماجراجویان اروپایی کردند. وحتی به مهمانان چه ظلم وجفایی کردند. وحتی دست به نسل کشی آنها زدند؟؟


آیا این سیاه پوستان بومی آمریکا نبودند که برای به برده گی گرفتن خود و فروخته شدن به کشورهای دور ولگدمال شدن کرامت انسانشان، چقدربه مهاجرین تازه وارد التماس نکردند و چه محنت هایی نکشیدند.

اصلا کسی باور می کندکه مهاجرین و ماجراجویان اروپایی بعد از اینکه بانسل کشی بومیان آمریکا ،آنجا را تصاحب کردند،کم کم شروع به متمدن شدن کردندودیگر یکدیگر را بخاطر یک گاو ، اسب و یا هر حیوان وشیی کم اهمیت نکشتندو هفت یرکشی را کنار گذاشتند و بعد از اون دولت مقتدری تشگیل دادند و ماجرا جوهایشان را به دیگر نقاط دنیا منتقل کردند و شروع به استعمار کشورهای دیگر کردند.

چرا این قدر بدآمریکا را می گوید ، چرا می گوید اولین بمب اتمی توسط دولت آمریکا روی سر مردم هیروشیما و نکازاکی افتاده و هزاران نفر انسان بی گناه یک دفعه خاکستر شدن وآنهایی هم که زنده موندند تا دها سال بعد به معلولیت مبتلا شدند. چرا اینقدر دروغ. وقتی آقای موسوی می گوید مواظب باشید اینها دارند دروغ تحویل شما می دهند درست می گوید. اولین انفجار اتمی حدود 11 میلیارد سال قبل در کیهان اتفاق افتاده . بله


شما باور می کنید که آمریکا رفته باشد و آب وخاک و زمین و جنگل ویتنام را با بمب شیمایی ومیکروبی بمب باران کرده باشدو آنجا نسل کشی کرده باشد . من که باور نمی کنم شما هم این توهمات را باور نکید. این ویتنام بود که با آمریکا کار داشت.

اصلا به کشور خودمان توجه کنیم . کی گفته که آمریکا کودتای 28 مرداد را توسط زاهدی در ایران به راه انداخته و حکومت دیکتاتور محمد رضا را دوباره سرکارآورده و دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرده. به قول میرحسین موسوی ،مردم این دروغ ها را باور نکید . به قول کروبی وخاتمی ما روشن فکریم و خواستار تنش زادیی هستیم این حرف ها را رها کیند.

شما واقعا فکر می کنید که حامی اصلی حکومت شاه آمریکا بوده و تا آخرین لحضات سعی بر حفظ آن حکومت داشت. این ها همه توهم است.

چه کسی گفته که متحد اصیلی آمریکا درخاورمیانه (اسرائیل) مامورین ساوک را آموزش داده و دستگاه شنکنجه به آنها فروخته و کارشناسان را به ایران فرستاده بود و فرزندان آزادی خواه این ملت ر ا شهید می کردند.

این توهماتی که می گویند را باور نکنید که آمریکا درتشویق وتسلیح و دادن اطلاعات نظامی به صدام حسین نقش داشت و درجنگ علیه مردم و کشور ایران شریک صدام بود.

چرا هی تکرار می کنند که ناوجنگی آمریکا، هواپیمایی مسافربری ایران در خلیج همشه فارس را با دوموشک مورد اصابت قرار داد و چند صد ایرانی را کشت و بعد هم کاپیتان این ناو از دست رئس جمهور آمریکا مدال شجاعت گرفت. به قول سید محمد خاتمی این حرفها باعث ایجاد تنش می شود و ما در دنیا منزوی خواهیم شد. همه اینها توهم است.

چه کسی این توهمات را باور می کند که دولتی که نماینده دموکراسی است،زندان های مخفی در دنیا داشته باشد و حتی مخوفترین زندان ها ی جهان مانند(کوانتامو و ابو غریب و..) را ایجاد کرده باشدو حتی مردم بی گناه را بدون محاکمه سالها در آن نگاه دارد. باور کنیدهمه اینها دروغ است.

به نظر شما توهمی از این بزرگتراست که ، می گویند که آمریکا عراق و افغانستان را اشغال کرده وهزاران مرد و زن و کودک بی گناه را به خاک و خون کشیده ودرعین حال درهمین اوضاع و احوال دست از غارت از ثروت آنها بر نداشته است. باور کنید که اگر تروریست ها نبودند اصلا این اتفاقات نمی افتاد .

اصلا اگر افراد ستیزه جویی نباشند که مخالف صلح و امنیت دهکده جهانی آمریکا نباشند آیا نباشد ، آیا آمریکا دست به اعمال خشونت آمیز می زند. هرگز...

جوانان عزیز باور کنید که سران اصلاحات کاملا درست می گویند اصلا آمریکا و انگلیس و.. اهل خشونت نیستند ، نبوده و نخواهد بود. از ابتدا نه اهل استمارگری کشورها بوده و نه قبل وبعد از انقلاب با مردم و انقلاب مردم ایران مشکلی داشته است. هیچ وقت به فکر تغییر حکومت در ایران و سایر کشورها نبوده است. کی گفته که در کنگره آمریکا بودجه ای برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی تصویت شده است. باور بفرمائید همه اینهایی که گفتم ساخته پرداخته سران جمهوری اسلامی است و از آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و متحدینشان صلح طلب تر و جود نداره


شاهد این مدعا مردم کشورهایی مانند( عراق،افغانستان، پاکستان، هند، ویتنام، ژاپن، کوبا، شیلی ، مسلمانان حوزه بالکان و بوسنی، لبنان ، فلسطین اشغالی ، مراکش، و همه کشورهایی که سابقه حضور این کشورها را احساس کرده اند )

دوستان عزیز مواظب باشید، روز سیزده آبان و همه روزهای دیگر سال دچار توهمات سران اصلاح طلب نشوید و دشمن واقعی و حقیقی ملت ایران (آمریکای جنایتکار و انگلیس مکار و حیله گر و اسرائیل خون آشام و..) را فراموش نکرده و بجای آن دشمنان توهمی و خیالی که همان دلسوزان کشور هستند بجای دشمنان واقعی به شما معرفی نکنند.

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

شناسنامه

سهشنبه 5 آبان 1388 ساعت 2:24 عصر

سلام دوست عزیز امروز شناسنامه موج سبز را بخوانید. البته این شناسنامه بر اساس اطلاعات دریافتی تاکنون است و درصورت اطلاعات تکمیلی تغییرات جدید اعمال خواهد شد.

نام: موج سبز


نام خانوادگی : اصلاحات


تاریخ تولد: دهه 1360

محل تولد : تهران


پدر: ایالات متحده آمریکا


مادر : اتحادیه کشورهای اروپایی (خصوصا انگلیس)

نژاد : چند رگه آمریکایی - اروپایی - ایرانی


اعضای خانوده : حزب توده - مارکسیتهای اکثریت واقلیت - سازمان منافقین مزدور و خائن- سلطنت طلبها دیکتاتور دوست - طبقه نوظهور مرفع سگولار - روشنفکران غزب زده - روحانیون فاقد درد دین و مردم.- با هنرمندی ارال و اوباش( شعبان بی مخ ها )

بستگان درجه اول: اسرائیل و حکومتهای مرتجع منطقه خاورمیانه


دانشگاه محل تحصیل: انواع دانشگاه های مورد حمایت سرویس های جاسوسی غرب


اهداف : بر اندازی نرم کلیه نظامها، جنبش ها و نهضت های مردمی استکبار ستیز و عدالت خواه و حق طلب مانند( نظام جمهوری اسلامی ایران . جنبش حزب ا.. لبنان - جنبش ضد نژاد پرستی حماس و...)

منابع مالی وحمایتی: گنگره آمریکا - شرکت ها و کارتل های صهیونیستی - و دولتهای اروپایی


محل تامین هزینه: بخشی از ثروتهای غارت شده توسط همین استعمارگران


گروه هدف : نوجوانان و جوانان پرشور و کم تجربه و فاقد دانش سیاسی




نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

دانشجو و دانشگاه

سهشنبه 28 مهر 1388 ساعت 3:2 عصر

سوء استفاده از تشکل های دانشجویی برای براندازی نرم



«بالاترین چیزی که دشمنان کشورهای مستضعف و کشور اسلامی انگشت رویش گذاشته اند، دانشگاه است. برای اینکه آنها خوب می دانند که اگر دانشگاه در خدمت آنها باشد، یعنی همه کشور در خدمت آنهاست. دانشگاه است که امور کشور را اداره می کند. دانشگاه است که نسل آینده و حاضر را تربیت می کند و اگر چنانچه دانشگاه در اختیار چپاولگرهای شرق و غرب باشد، کشور نیز در اختیار آنهاست.» این کلمات گهربار بنیانگذار جمهوری اسلامی بود که نقش بی بدلیل دانشگاه را در پرورش نسل آینده کشور بیان می دارد.
هم چنین مقام معظم رهبری می فرمایند: «در آینده ای نه چندان دور، در بین اسناد محرمانه دستگاه های جاسوسی خواهید یافت و خواهید خواند که عوامل دشمن روی دانشگاه های ما چگونه کار می کنند. دشمن خیلی فعال است چون اهمیت دانشگاه را می داند.»
در این مقاله سعی می شود تا با ارائه مستندات موجود، به نقشی که از سوی دستگاه استکبار جهانی و استحاله طلبان داخلی برای دانشجویان ایرانی در جهت براندازی نرم نظام درنظر گرفته شده است، پرداخته و به مصداق های آن نیز اشاره گردد. ناگفته پیداست که بدخواهان غوغازیست هستند و بروز تحرکات چند ساله این جریان ها نیز نشانگر حرکت آنان بر مدار «رادیکالیسم بی منطق» است.
دانشجویان در پژوهش بنگاه رند- وابسته به پنتاگون-
یکی از مؤسساتی که در آمریکا عهده دار نظریه پردازی در زمینه مبارزه با اسلام است، مؤسسه رند می باشد. پژوهشگران این مؤسسه که به عنوان مرکز سیاست عمومی خاورمیانه RAND Center for Middle East Public Policy) معرفی شده است، درپی یافتن راه هایی برای ایجاد تغییرات اساسی در کشورهای خاورمیانه (و به خصوص مسلمان) از طریق براه انداختن تحولات اجتماعی و فرهنگی در سطح جامعه هستند که نام «سیاست عمومی» به همین هدف اشاره دارد. چهار نفر از این محققان در سال 2007 کتابی را منتشر کردند به نام «ایجاد شبکه هایی از مسلمانان میانه رو» (Building Moderate Muslim Networks). این تحقیق 10فصلی، با بودجه بنیاد اسمیت ریچاردسون (Smith Richardson Foundation) انجام شده است. این بنیاد که برژینسکی در رأس هیئت امنای آن است، مربوط به یکی از ثروتمندترین خانواده های آمریکاست که پشتیبانی مالی مؤسسات محافظه کاران را برعهده دارد؛ مؤسساتی همچون مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل، مؤسسه اقدام آمریکایی، مؤسسه بروکینگز، شرکت رند، خانه آزادی، و شورای روابط خارجی. این کتاب در حقیقت نقشه راه براندازی نرم در کشورهای مسلمان خاورمیانه است.
نگاه کلی نویسندگان آن است که ایالات متحده برای مقابله با تهدید جوامع اسلامی باید همچون داوران جنگ سرد به شبکه سازی از عناصر میانه رو روی آورد.
این پژوهش در ابتدا به بررسی تجربه آمریکا در دوران جنگ سرد پرداخته و آن را با وضعیت فعلی جهان اسلام مورد مقایسه قرار داده است.
در این پژوهش آمده است که یکی از گروه ها و نهادهای مورد توجه آمریکا در شبکه سازی علیه کمونیسم بلوک شرق، سازمان ها و نهادهای دانشجویی نیز بوده اند. در واقع اقدامات آمریکا در حمایت از گروه های جوان بویژه دانشجویان در مقابل تلاش های شوروی در سازماندهی و جذب جوانان در قالب سازمان های گوناگون انجام می شد. آمریکا در تلاش بود تا با ایجاد نهادهایی همچون فدراسیون جهانی جوانان دموکراتیک و اتحادیه بین الملل دانشجویان- که به ظاهر توسط سازمان ملل ایجاد شده بودند- جوانان را از آفریقا، آسیا و اروپا برای فعالیت های گوناگون خود جذب کند.
تمامی بودجه موردنظر برای چنین فعالیت هایی چه برای برگزاری کنفرانس های متعدد و چه برای سازماندهی گروه های دانشجویی توسط دولت آمریکا تأمین می شد و مقام های آمریکایی بودند که مشخص می کردند بودجه موردنظر چگونه باید صرف شود.
نویسندگان این پروژه تأکید می کنند، درس هایی که ایالات متحده از تجربه دوران جنگ سرد فراگرفته است می تواند در ایجاد شبکه های دموکراسی طلب در جهان اسلام مؤثر باشد. برخی از مهم ترین این تجارب عبارتند از:
1- تدافعی بودن اقدامات آمریکا در شبکه سازی؛
2- حفظ اعتبار گروه های مورد حمایت از خارج و محرمانه باقی ماندن ارتباط آنها با دولت آمریکا؛
3- چگونگی گسترش یک ائتلاف؛ به منظور گسترش شبکه های مورد حمایت آمریکا، سازمان ها و گروه های مورد حمایت این شبکه ها به طیف گسترده ای از فعالان سیاسی اجازه ورود می دانند.
4- اجتناب از مداخله در موضوعات ایدئولوژیک داخلی.
در نهایت از دیدگاه نویسندگان این نوشتار، فعالیت های شبکه سازی آمریکا و متحدان غربی اش بعنوان یکی از عوامل پیروزی بلوک غرب در جنگ سرد تلقی می شود.
به نظر نویسندگان این پژوهش، فعالیت های شبکه سازی گروه های میانه رو در جوامع مسلمان باید سه سطح را شامل شود:
1- تقویت شبکه های موجود؛
2- شناسایی شبکه های بالقوه و فراهم کردن زمینه رشد آنها؛
3- پرورش شرایط و فضای تساهل موردنیاز جهت رشد شبکه ها.
در این پژوهش آمده است که بخش مهمی از تلاش های آمریکا برای شبکه سازی در کنار دیپلماسی عمومی و سیاست ارتباطات استراتژیک، شناسایی شرکاء و مخاطبان اصلی در جوامع مورد نظر است.
براساس مباحث مطرح شده، یکی از شرکای عمده آمریکا در جهان اسلام، دانشگاهیان و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار هستند. لیبرال ها به طور عمده به دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی گرایش دارند، زیرا در آنجا می توانند افکار خود را بسط دهند. در صورتی که در نظر بگیریم شبکه های لیبرال و روشنفکران میانه رو در جهان اسلام وجود دارند، این بخش می تواند سنگ بنای اولیه شبکه ای بین المللی از مسلمانان میانه رو باشد.
این دسته که یکی از پنج گروه مورد نظر ایالات متحده برای شبکه سازی در جهان اسلام هستند، باید حول برنامه های آموزشی زیر سازماندهی گردند:
1- ارزش های دموکراتیک؛
2- رسانه ها جهت پخش اطلاعات در سراسر جهان اسلام؛
3- برابری جنسیتی؛
4- هواداری سیاسی.
دانشجویان در جلسات اپوزیسیون و کارگزاران براندازی نرم
متأسفانه هرچه از سال های 64 و 65 به بعد، به سمت سال های پس از پایان جنگ می رویم، شاهد بسط و نفوذ یک جریان خطرناک انحرافی در دانشگاه ها و به تبع آن در جنبش دانشجویی هستیم. این جریان که در حقیقت یک جریان غربگرای نوین است، درصدد ترویج مفاهیم تمدن غرب همچون سکولاریزم، لیبرالیزم و پلورالیزم در قالب و ظاهری اسلامی می باشد. این جریان در فاصله سال های 80-75، تحت تأثیر عوامل سیاسی خارج از جنبش دانشجویی و دانشگاه و با استفاده از شرایط سیاسی-اجتماعی جدید کشور، رشد کرد و در وقوع حوادثی همچون جریانات کوی دانشگاه تهران و آشوب های خیابانی آن سا ل ها، نقش فعالی داشت. از مشخصات این جریان، ایجاد تردید و شبهه افکنی در ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی و نفی موفقیت های انقلاب است که قصد بازگشت و ارتجاع به جریان روشنفکری نسل اولیه را دارد.
جرج سوروس، طراح و حامی مالی کودتاهای مخملی در کشورهای مختلف جهان، طی سخنانی در شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بین المللی ترامپ نیویورک و در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی آمریکا ضمن بیان اهداف مؤسسه تحت ریاستش اظهار داشت: «در ملاقاتی که روز سه شنبه
14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمی؛ رئیس جمهور سابق ایران داشتم، به او گفتم، آنان هنوز فاقد گروه های سازماندهی شده برای پشتیبانی از یک انقلاب براندازی هستند.»
سوروس سپس به اظهارات خاتمی اشاره کرد و گفت: «خاتمی در این جلسه به من گفت که کلید قفل بسته شده سیاست در ایران تنها و تنها فشارهای اجتماعی و کمپین های وابسته به جنبش های دانشجویی، کارگری و زنان است که باید خواسته های گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابر عمومی منتقل کنند.»
اعترافات اپوزیسیون دانشجونما
استراتژیست های بحران زا و اغتشاش آفرین این جبهه، استفاده از پتانسیل دانشگاه ها را بهترین مجال برای فتنه افروزی در فضای امن اجتماعی دانسته و تنها راه برای امتیازگیری سیاسی از نظام را همین فرصت می دانند. اساساً بر همین مبنا جریان دوم خرداد تئوری فشار از پائین را از کانال دانشگاه تعریف نمود تا چانه زنی با قدرت را با هوچی گری و فشار اجتماعی آسان تر دنبال کند.
چندی پس از انتشار نشریات موهن چهارگانه دانشگاه امیرکبیر در سال 85، بابک زمانیان مسئول روابط عمومی انجمن منحل شده امیرکبیر به مسائلی اعتراف کرد که خود مؤید ارتباط تنگاتنگ برخی داعیان روشنفکری و سردمداران جنبش دانشجویی با بیگانگان بود. به گزارش کیهان، وی در اعترافات خود در بازداشتگاه نیروی انتظامی اعلام کرد که با عوامل سازمان منافقین در ارتباط بوده است. وی هم چنین از مأموریت خود و اعضای طیف تحکیم وحدت برای انجام یک عملیات انتحاری در کشور و سپس انداختن مسئولیت آن به گردن نیروهای حزب اللهی خبر داد و اعلام کرد که این نقشه مؤسسه هیفوس هلند- سازمان اروپایی وابسته به دولت آمریکا بامدیریت فرزند دیگ چنی- با هدف ایجاد تشنج و برهم زدن فضای دانشگاه های ایران اجرا می شود.
عبداله مؤمنی؛ دبیر سابق تشکیلات غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت در جلسه چهارم دادگاه متهمان اغتشاشات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، ضمن پذیرش اتهامات و غیرقابل دفاع دانستن کارنامه خود، در خصوص روند استحاله دفتر تحکیم و تغییر رویکرد این مجموعه از حرکت درون نظام به تقابل و خروج از نظام گفت: «عدول از اصول و فقدان مرزبندی شفاف و اصولی میان دفتر تحکیم وحدت با گروه های التقاطی و تأثیرپذیری از گروهک هایی چون منافقین و مارکسیست ها و جریانات اپوزیسیون داخلی موجب استحاله دفتر تحکیم وحدت شد.»
این متهم به براندازی ادامه داد: «نقش آفرینی گروه های اصلاح طلب در فعالیت های دفتر تحکیم وحدت، استقلال این دفتر را مورد خدشه قرار داد و این تشکیلات به مناسب ترین محمل برای مخالفین و معاندین با نظام تبدیل شد و تغییر آرم دفتر که مزین به تصویر بنیانگذار جمهوری اسلامی بود آغازی برای انحراف مجموعه و رفتن به سوی مقابله با نظام شد.»
وی از دیگر موارد استحاله دفتر تحکیم وحدت را استفاده ابزاری جریانات سیاسی داخل کشور از این تشکل غیرقانونی دانشجویی عنوان کرد و گفت: «نه تنها جریان ضدانقلاب بلکه اپوزیسیون داخل کشور نیز با هدف امتیازگیری از نظام برای رسیدن به قدرت اعمال فشار بر حاکمیت تلاش داشت از ظرفیت دانشجویی بهره ببرد که این مسئله را از طریق دفتر تحکیم وحدت پیگیری می کردند.»
این چهره شاخص تشکل غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت با بیان اینکه اصلاح طلبان زمینه رادیکالیزه شدن تشکل متبوعش را فراهم کرده بودند، اظهار داشت: «تمرکز اصلاح طلبان روی دفتر تحکیم وحدت برای پیشبرد ایده فشار از پایین برای امکان چانه زنی و امتیازگیری در بالا صورت می گرفت که در جریان تحصن مجلس ششمی ها، اصلاح طلبان خواستار تحرکات دانشگاه ها برای فضاسازی علیه شورای نگهبان بودند.»
(ع.م.ر) در خصوص سفر خود به آلمان برای آموزش براندازی نرم همراه با سه فعال دانشجویی دیگر توضیح داد: «با تعدادی از اعضای شورای مرکزی ادوار تحکیم با هدف شرکت در کلاس های آموزشی به مدت یک هفته به آلمان رفتیم که همه هزینه آن توسط آمریکا و تحت پوشش یک نهاد حقوق بشری تأمین شده بود.»
دانشجویان در محافل داخلی تجدیدنظرطلبان افراطی
در دوره حاکمیت اصلاح طلبان، این پروژه در جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی کلید خورد تا گروهی از عناصر خودفروخته و وابسته، اقدام به سربازگیری از دانشگاه های کشور نمایند. در پروژه ای که حلقه کیان طراحی نموده بود، مأموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجویی گذاشته شد تا جنبشی که خاستگاه و فلسفه وجودی آن با عدالتخواهی، استکبارستیزی و استقلال محوری تعریف شده است، به ابزاری در جهت تحقق و اجرای سناریوی دشمن تبدیل گردد. ثمره این سرمایه گذاری در آشوب های شبه دانشجویی 18تیر 1378 خود را بخوبی نشان داد و عناصر فریب خورده ای چون علی افشاری، اکبر عطری، احمد باطبی، عبدالله مؤمنی، امیرعباس فخرآور، سعید رضوی فقیه و... بعنوان پیشقراولان جنبش دانشجویی معرفی گردیدند.
اخیراً جلسه ای با حضور چندتن از اعضای اصلی حزب مشارکت، سازمان مجاهدین، حزب کارگزاران و اعتماد ملی استان کهکیلویه و بویراحمد در منزل «ضیاءالدین ر.ت» دبیر سازمان مجاهدین این استان در شهر یاسوج برگزار شد.
در این جلسه مقرر می شود، اعضاء جهت خنثی سازی تأثیرات منفی اظهارات متهمین اغتشاشات اخیر بر افکار عمومی، تلاش ویژه ای را در مراکز علمی و دانشگاهی آغاز نمایند.
یکی دیگر از مصوبات این جلسه، حضور در جلسات عمومی و خصوصی دانشگاه ها و مراکز آموزشی و دانشگاهی جهت تخریب دولت دهم و کابینه جدید وتأکید دوباره بر عدم صحت و سلامت انتخابات است.
این در حالی است که چندی پیش میرحسین موسوی در جمعی که با حضور برخی از سران اصلاحات برگزار شده بود، با اعلام آمادگی برای حضور در دانشگاه ها، از دیگر دوستان خود نیز خواسته است تا با حضور در دانشگاه ها زمینه احیای این جریان را در جامعه فراهم آورند تا اصلاح طلبان بیش از این دانشگاه ها را از دست ندهند.
لذا این بار نیز دانشگاه نقطه کانونی هجمه رسانه ها قرار گرفته و ماحصل اتاق فکر آشوب طلبان سوار شدن دوباره بر دوش دانشگاهیان شده است.شاهد این مدعا بیانیه شاخه دانشجویی حزب در آستانه انحلال مشارکت است که در هفته اخیر منتشر شده و به صراحت بر ایجاد آشوب و اعتراض در دانشگاه ها تأکید و برای آن دستورالعمل صادر کرده است.
به گزارش فارس، اخبار موثقی نیز وجود دارد که پروژه التهاب آفرینی در دانشگاه ها با هدایت مستقیم گروهگ خونریز رجوی که موضوع ارتباط سرپل های آنان با گروهک غیرقانونی علامه اخیراً افشا شده و در اعترافات متهمین نیز به آن تصریح گردید، توسط سرویس های اطلاعاتی کشورهای غربی دنبال می شود، در بخش هایی از طراحی صورت گرفته برای التهاب آفرینی بر تجمع پتانسیل اعتراضی گروهک های معارض بدون اعتنا به اختلاف های ایدئولوژیک آنان تأکید شده است. این همان تئوری است که بر پایه تئوری شبکه سازی مؤسسه اطلاعات عمومی خاورمیانه- ارگان مطالعاتی سازمان سیا در خاورمیانه- در بیانیه یازدهم میرحسین موسوی تصریح شده بود.
تمرکز بر اعتراضات صنفی نیز در صدر فهرست موضوعاتی است که قرار است با هدف همراه سازی عمومی دانشجویان و از سوی گروه های تابلودار فوق الذکر در دانشگاه ها دنبال شود. بخش برجسته مدل طراحی شده برای ناامن سازی دانشگاه ها در سال جدید همراه سازی اساتید دانشگاه در اعتراضات است. این موضوع که در خرداد ماه نیز با فشارهای سیاسی و اغواگری گروه هایی نظیر انجمن اسلامی اساتید به سرکردگی افرادی نظیر نجفقلی حبیبی دنبال شد قرار است در قالبی مشخص تر در سال جدید تداوم یابد، اگر چه اطلاعات پنهان نشان دهنده آن است که عموم اساتید دانشگاه ها به شدت از این تحرکات ناراضی بوده و خواهان برخورد با طراحان آن هستند.
به گزارش فارس، گروهک غیرقانونی علامه دفتر تحکیم وحدت متولی سازماندهی اساتید مخالف برای راه اندازی این موج در دانشگاه هاست. اعتراض به وضعیت خوابگاه ها، کیفیت غذا، امور آموزشی در دانشگاه ها و تلاش برای گسترش دایره اعتراضات به سایر شهرستان ها نیز موضوعاتی است که در فرمول بهانه سازی های اعتراض آمیز و ناامن سازی دانشگاه ها قرار گرفته است.
در پایان می توان چنین جمع بندی نمود که تعامل برخی از دسته های دانشجویی با تجدیدنظرطلبان هواخواه لیبرالیسم و تئوریزه کردن مفاهیم و مباحث سکولاریستی و اومانیستی در دانشگاه ها، عملا این تشکل ها را وادار به فاصله گرفتن از مؤلفه های شناخته شده جنبش اصیل دانشجویی- مانند آرمانگرایی، استکبارستیزی، عدالت طلبی، ظلم ستیزی و عدم دنباله روی از احزاب و جریانات سیاسی- می کند. از دیگر سو، با تحمیل کارکرد احساس گرایی و عمل گرایی افراطی به محیط های دانشجویی و وابسته ساختن برخی از آنها به احزاب تندرو، سعی می کنند تا این تشکل ها در نقش اهرم فشار از پایین استحاله طلبان ظاهر شوند، این فرآیند در کنار تلاش جریان های منحرف و مخالف نظام از جمله نهضت آزادی برای نفوذ در محیط های دانشجویی، بسط تفکر لیبرالی، یارگیری از درون دانشگاه ها و تحمیل اراده به برخی از دسته های دانشجویی، عملا فضای سیاسی دانشگاه ها را به سوی رادیکالیزم سیاسی سوق می دهد. عناصر معاند داخلی با آگاهی از روند مذکور و برای بهره گیری از عوامل نفوذی خود برآنند تا رادیکالیسم ایجاد کرده در مراکز دانشگاهی را به سوی اجرای نافرمانی مدنی و عبور از حاکمیت سوق دهند.
فاطمه مرسلی


نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [2 نظر]

شعر

چهارشنبه 8 مهر 1388 ساعت 11:1 صبح


شال دوش مصطفی سبز و رادی عمر عاص هردو سبزند ،اما این کجا و آن کجا


حرف حق مرتض و نیزه کاغذهای امر هر دو قرآنند ، اما این کجا وآن کجا


آیشه با ابن سفیان همصدا،مختاروابراهیم همی هردوخونخواه مظلومند،امااین کجاوآن کجا


بنده زرسیف السلام طله،وعماریاسرآن شهید هر دو اصحاب رسولند،امااین کجاوآن کجا


اشعص بن قیص ومالک آن فدایی علی هردو دراردوی مولایند ،امااین کجاوآن کجا


آن علمدارشهید کربلا،وآن محمدِ حنیف هردو فرزند امامند ، امااین کجا وآن کجا


موج سبز غرب گرا،وسبزپوشان شهیدغرب ستیز هر دو سبزند ، اما این کجا و آن کجا

نظرات() 

پنجشنبه 19 آذر 1388

دوستان3

نویسنده: کیوان شیریان   

نوشته شده توسط : سروش

 


نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

پسته گله قوچی

شنبه 4 مهر 1388 ساعت 1:57 عصر

دو تا دوست مدت زیادی بود که هما ندیده بودند . یک روز کنار سی وسه پل با هم رسیدند.

اولی سئوال کرد که چرا زاینده خشکیده کف رودخانه این شکلی شده ؟


دومی شروع کرد درباره زیان های قطع کردن آب زاینده رود برای دوستش صحبت کرد. از نابود شدن کشاورزی بالا دست وپائین دست زاینده رود گفت و از بیکاری تعداد زیادی از همشهریان . از ضررهای اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی گفت و از نابود شدن اکوسیستم تالاب گاوخونی . از رفتن شادابی وطراوت از شهر و خشگیده شدن درختان بسیاری که به آب زاینده رود زنده بودند.

رفبق دومی که حوصله ش سر رفته بود در جواب اولی گفت.

عیبی نداره درعوض پسته های گله قوجی رفسنجان بازار کشورهای عربی و اروپایی را در انحصار خودش در آورده.

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

شباهت جریان اصلاحات با حکومت شاه مخلوع

دوشنبه 16 شهریور 1388 ساعت 1:50 صبح

وجوه مشترک اهداف اصلاح طلبان با حکومت شاه مخلوع


نزدیک به یک قرن پیش بواسطه دخالت های کسترده مستقیم و غیر مستقیم قدرت های خارجی در امور داخلی ایران سلسله بی کفایت قاجارمنحل و سلسله سرسپرده پهلوی توسط انگلستان و شرکاء به حکومت رسید. در زمان پهلوی دخالت های کشورهای غربی گسترده گردید . رفته رفته قدرت انگلستان افول و به قدرت آمریکا افزوده گردید. در نتیجه مفوذ آمریکا در دردوره پهلوی درتمام شئونات مردم رسوخ کرد. وادادگی و بی ارادگی دولتمردان آن زمان زمینه این تسلط را بیشتر فراهم کرد به گونه ای که قانون کاپیتالاسیون درمجلس ایران به خواست آمریکا تصویب شد. غربیها خصوصا آمریکا ییها بخاطر عزیمت و اقامت در ایران حق توحش می گرفتند. حاکمان آن زمان معتقد بودند برای پیشرفت و آبادانی کشور باید مو به مو قوانین دیگته شده غرب را اجرا کنند .وهمچنین معتقد بودند هرچه بیشتر در همه شئونات زندگی ازغرب پیروی کنند ایران متمدن تر خواهد شد. دریک کلام رمزپیشرفت کشوررا اطاعت کورکورانه از غرب درهمه زمینه ها می دانستند. دقیقا رویه ای شبیهه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کنونی داشت که در هیچ زمینه ای استقلال رای از خود نداشته و پیرو بی چون و چرای غرب هستند در همه زمینه ها. البته اعتراض ها ومخالفت هایی هم توسط علماء، روحانیون مبارز، روشنفکران و دانشگاهیان ودانشجویان وفرهنگیان وسایر گروهای مردم انجام می گرفت که به شدت سرکوب می شد ولی نقطه عطف مخالفتها در 22بهمن پنجاه وهفت بود که با رهبری امام خمینی به پیروزی رسید. اهم اهداف انقلاب عبارت بودنند از: 1- قطع دخالت های قدرت خارجی در مقدرات کشور2- داشتن آزادی بیان قلم و اندیشه. 3- برپایی حکومت اسلامی 4- خودکفایی علمی ،صنعتی و اقتصادی 5- انتخاب سرنوشت کشور توسط خودمردم یا مردم سالاری دینی.

البته به محض پیروزی توطئه های دشمنان هم شروع گردید از نا امنی های داخلی گرفته تا جنگ هشت ساله ، ولی هیچ کدام منجر به سرنگونی نظام انقلابی نگردید.

دوره هشت ساله جنگ تحمیلی و دوره هشت ساله سازندگی فشارهای سنگینی را به مردم ایران تحمیل کرد . البته شاید فشارهای هشت ساله سازندگی بیشتر از زمان جنگ بود. دلیل آن رویکرد مثبت مسئولین آن زمان به همان روش های غرب در زمینه اقتصاد وفرهنگی و اجتماعی بود. پیروی از الگوهای غربی برای ساختن ویرانی های بعد از جنگ خصوصا نسخه های بانک جهانی زمینه نفوذ مجدد غرب را به دست مسئولان کشور فراهم نمود و آنها را امیدوارشدند برای بدست آوردن موقعیت از دست رفته گذشته بایستی از این فرصتها حداکثر بهربرداری را نمایند.

برهمین اساس دربطن تفکرات مسئولان دوران سازندگی زمزمه هایی مبنی بر اصلاح طلبی وتشکیل احزاب دولتی معتقد به این تفکرمطرح و خیلی سریع جامعه عملی به خود پوشید، احزابی همچون مشارکت و کارگذران سازندگی تاسیس شد. دیری نپاید که جمع کثیری از کسانی که ازابتدا میانه خوبی با انقلاب واسلام وامام خمینی نداشته یا اهدافی خلاف انقلاب اسلامی داشتند ، همچنین لیبراها ودیگرگروهای مخالف حول محوراین احزاب جمع شدند . نقطه عطف این جریان پیروزی در2 خرداد 1376 بود.

اما تعریف اصلاحات و اصلاح طلبان در فرهنگ دهخدا از این قرار است.:

اصلاحات یعنی جوینده و خواهنده اصلاح امورکشور - خواهنده تغییرات اساسی در امورکشور به منظور بهبود اوضاع . جمع اصلاح طلبان یعنی دسته های از سیاستمداران یا احزاب سیاسی می باشند که اصلاحات را بی انقلاب وبصورت تکاملی می خواهند.(اصلاح طلبان دربرابر عناصر انقلاابی هستند که معتقد ند اصلاحات باید از طریق انقلاب صورت گیرد)

همان گونه که ازتعریف مشخص است، تغییرات اساسی در اوضاع کشور به منظوربهبود اوضاع-

با توجه به تعریف بزرگترین اصلاحات درکشوربعد ازپیروزی انقلاب صورت گرفت و امام خمینی از بهترین رهبران اصلاحات قرن اخیربوده است و بعد از آن مقام معظم رهبری دامه دهنده اصلاحات واقعی این دوران بوده اند.اگر انحرافی هم در مسیر انقلاب صورت گرفته که نیازی به اصلاح داشته باشد همین آقایانی که فعلا ادعای اصلاح طلبی دارند (خاندان هاشمی، کروبی ، موسوی ،بهزاد نبوی و کلیه همفکرانشان ) این انحراف را ایجاد نموده و حالا به دنبال اصلاح آن هستند.

ازطرف دیگر با توجه به مبانی فکری سران وبدنه جریان اصلاح طلب که اعتقاد عمیقی به غرب و پیروری بی چون و چرا در همه زمینه های اقتصادی، اجتماعی،سیاسی،فرهنگی و..دارد، پس تغییرات مد نظر آنها برگشتن اوضاع کشور به دوران قبل ازانقلاب است ، با این تفاوت که دیگرحکومت شاهنشاهی وجود نداشته وبجای آن جمهوری ایرانی حاکم خواهد بود. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که یا این افراد از ابتدا اعتقادی به انقلاب و جمهوری اسلامی نداشته و علت همراهی با انقلاب مصون ماند ومخفی شدن بوده تا زمان مناسب از فرصت پدید آمده استفاد کنند واوضاع را دوباره به حالت اول برگردانند، و یا اینکه ابتداء معتقد بوده ولی بعدا به دلیل پیدا کردن منافع مادی و اقتصادی دچاراستحاله فکری شده و از گذشته خود پشیمان شده اند.

عملکرد گذشته سران اصلاح طلب نیز موید همین دومطلب بوده و از طرفی حمایت های کسترده کشورهای استمعارگرغرب از اصلاحات نیز مهر تائید دیگری بر این مطلب است. نتیجه کلی این بحث این است که جریان اصلاح طلبی با حکومت حاکم قبل از انقلاب ،دراکثر زمینه ها و اهداف مشترک بوده بجز در نوع حکومت که قبلاا اشاره گردید.

مشترکات جریان اصلاحات با حکومت شاه عبارتند از:

1- بی اعتقادی هردو جریان به مبنای اساسی وحکومتی اسلام


2- عدم اعتقاد واقعی به استقلال کشور بدون دخالت قدرت های بزرگ خارجی


3- پیروری بی چون وچرا، از قونین و مقرارت غرب به عنوان یگانه راه رسیدن به رشد و تعالی کشور.

4- تلاش برای استیلای فرهنگی غرب در ایران و همرنگی کامل با انها


5- اطاعت محض از غرب خصوصا آمریکا بمنظوردرامان ماندن از تهدیهای منطقه ای وجهانی


6- مقدم داشتن منافع ملی آمریکا و غرب بر منافع ملی ایران


7- تلاش وافر درجهت زدودن فرهنگ و ارزشهای اسلامی واشتیاق فراوان به تسلط فرهنگ غرب بر کشور


8- مبارزه گسترده وهمه جانبه با کلیه شخصیت ها و جریان های مخالف وغرب ستیز


9- مرتجع – واپس گرا- اقتدارگرا و دیگتاتور خواندن مخالفان غرب و مدافعان راستین کشور


10- فتخارکردن به پیروی و فرمانبرداری کردن از غرب و تشخص پیدا کردن به آن


11- تلاش کسترده درجهت بی اعتقاد نمودن نسل جوان نسبت به ارزشهای اسلامی ،ایرانی وآلوده کردن جوانان به شهوات و لذت طلبی به منظورکاستن از تهدید دشمنان ایران درمواقع خطر


با توجه همسوئی اهداف جریان اصلاحات وموج سبز، و حکومت شاه مخلوع درقبل از انقلاب آیا تفاوت چندانی بین رضا شاه، محمدرضا شاه، هویدا ، رزم آرا و ... با محمدرضا خاتمی، محمد خاتمی ، موسوی ، حجاریان، بهزادنبوی ، کروبی و... وجود دارد.

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [1 نظر]

دیگران هم زحمت کشیده اند

سهشنبه 27 مرداد 1388 ساعت 12:5 صبح


درخت پر ثمر انقلاب اسلامی در شرایطی سی سالگی خود را می گذراند که گرد و غبارها و جریانات مسموم غربی در نقطه ای مشترک به هم پیوسته و تلاقی کرده و شبه طوفانی را به وجود آورده اند که برای مدتی کوتاه فضای سرسبز و باصفای میهن اسلامی را تیره و تار نموده اند. همچنین این شبه طوفان ها باعث لرزش مختصر درخت نوپای انقلاب و جداشدن و ریختن برگ های ضعیف و نیمه زرد و خشک گردیده است. بدیهی است این ریزش لطمه ای به طراوت و سرسبزی درخت انقلاب نخواهد زد. زیرا ریشه ی این درخت در نه در 30 سال بلکه در 50 سال پیش است و قدمت آن به سابقه مبارزاتی امام بر می گردد.

برای به ثمر رسیدن این انقلاب عظیم اقشار مختلف مردم ایران زمین متحمل سختی ها، زندان ها، شکنجه ها و تبعیدها شدند و عده ای هم جان عزیز خود را بر سر آن نهادند. در ادامه این تلاش ها اقشار مختلفی از مردم برای تداوم این انقلاب خون دل ها، رنج ها و سختی هایی را متحمل شدند که نه تنها از تلاش سابقون انقلاب کمتر نبوده بلکه بلکه شاید بیشتر هم بوده است. از این دست تلاش ها می توان به جان فشانی رزمندگان اسلام در کردستان وجبهه های جنوب و آشوب های داخلی ، همچنین به رنجها وسختیهای طاقت فرسای آزادگان در دوران اسارت اشاره کرد.

یا نیم نگاهی به خانواده های معظم شهدا انقلاب اندخت. خانوادهایی که گاهی تمامی دارائی وسرمایه خود که یک ،دو یا چند فرزند خود را در راه حفاظت از انقلاب تقدیم نموده اند. همچنین می توان به جانبازانی اشاره کرد که چه در حین یا در بعد از پیروزی با جراحاتی که از دشمنان داخلی و خارجی انقلاب برداشته اند،‌صبورانه مقاومت کرده اند.

سوال: آیا زحماتی که قبل از انقلاب برای پیروزی آن کشیده شده بیشتر بوده یا زحمات بعد از پیروزی که مردم برای حفظ آن متحمل شده اند. آیا عده ای می توانند به این عنوان قبل از انقلاب زحمات زیادی کشیده اند و همراه امام و انقلاب بوده اند- که در قبال آن هم بعد از پیروزی منفعت های بسیار زیادی برده اند- زحمات ادامه دهندگان را نادیده انگارند. آیا این افراد حق دارند به خاطر به حاشیه رانده شدن شان از دایره قدرت و ثروت کل نظام و انقلاب را هدف قرار دهند و با آبرو و حیثیت آن بازی نمایند؟

این در حالی است که بقیه افرادی که چه قبل و چه بعد از پیروزی زحمات بیشتری را متحمل شده اند علاوه بر نداشتن هیچگونه توقع بهره مندی از قدرت و ثروت نداشته اند و عمر خود را بدون چشم داشت وقف انقلاب نموده اند.

آیا می شود صرفا به خاطر به خطر افتادن منافع حزبی و گروهی و خانوادگی تمام زحماتی که برای انقلاب کشیده شده را بر باد داد؟ چرا آدرس اشتباهی می دهند؟ قطع شدن منافع (قدرت و ثروت) که در این سال ها موروثی شده بود چه ربطی به کرامت انسان ها دارد؟ چرا حقوق شهروندی و کرامت انسان و جمهوریت و مسائلی از این قبیل را مطرح می کنند؟ دلیل واضح است: چون با سنگرگیری پشت این شعارهاست که می توان عده ای را فریب داد و به خیابان ها کشانید و به نظام فشار آورد تا موقعیت از دست رفته گذشته را احیا نمود. هنوز زمان زیادی از سیطره ی آقازاده ها بر مقدرات کشور نگذشته است. همان کسانی که حتی به اندازه ی یک دوره ی خدمت سربازی هم دین خود را به این کشور و انقلاب ادا ننموده اند ولی خود را صاحب اختیار این کشور و ملت می دانسته و ایران و ثروت های آن را به عنوان ارث پدری خود می دانند. چه اتفاقی افتاده که دست اندازان به بیت المال اکنون به فکر حقوق شهروندی و کرامت انسانی و آزادی خواهی هستند؟ آیا فراموش کرده اند که بیشترین فشارهای اقتصادی و اجتماعی را در دوران سازندگی و اصلاحات بر مردم تحمیل کردند؟ آیا فراموش کردند که به خاطر تصاحب زمین های کارخانه های نساجی چه بلایی بر سر این صنعت آوردند؟ آیا فراموش کرده اند که کارخانه ها را یکی پس از دیگری ورشکسته نمودند و حقوق کارگران، این قشر ضعیف جامعه را ماه ها پرداخت نکردند و زمانی که کارگران اعتراض می کردند آنها را به شدت سرکوب نموده و علاوه بر ضرب و شتم آن ها را روانه زندان نموده و آن گاه با خیالی آسوده به تصاحب و چپاول املاک و دارایی های کارخانجات پرداختند.

اخراج کردن کارگرهاو پرداخت نکردن حقوق چندین ماهه آن ها و بحرانی کردن وضع اقتصادی خانواده و ها بعضا و دستگیری آن ها مخالف با کرامت انسانی نبود؟ تجاوز به حقوق شهروندی نبود؟ از این نوع مسائل می توان به تصاحب زمین برای دانشگاه آزاد نیز اشاره کرد.

چنین نتیجه می گیریم که این گونه شعارها و ژست ها فقط برای رسیدن به موقعیت ممتاز گذشته است. از طرف دیگر با توجه به مطالب ارائه شده معلوم گردید که دیگران هم زحمات زیادی برای پیروزی و حفظ انقلاب کشیده اند. بدیهی است که انتظار عموم مردم این است که با سران و رهبران این اغتشاشات همانند افراد رده پایین آن ها برخورد شود و آن ها نیز دستگیر محاکمه و مجازات گردند. این انتظار کسانی است که بدون توقع برای انقلاب زحمت کشیده اند.


نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [2 نظر]

فرزندان ایران

جمعه 23 مرداد 1388 ساعت 3:50 عصر

دوستان عزیز سلام
هزاران سال قبل هنگامی که آریائئ ها سرزمین پنهاور و حاصل خیز ایران را برای سکونت برگزیدند بعد ازآن مادها وپارتها سالها هریک بر بخشی از ایران حکومت کردند، تا زمانی که کورش کبیر این دوقوم بزرگ را متحد نمود و اولین حکومت یک پارچه را تشکیل داد. سلسله هخامنشیان، سلسله اشکانیان وسلسله ساسانیان قبل از اسلام به این امرمهم اهتمام ورزیدند. از آن زمان تاکنون شیرمرادن وشیرزنان دلاورایرانی فراوانی، جان شیرین خود را برسر نگهبانی و پاسداری از این آب وخاک عزیزنهادند. همچنین ادیبان وسخنوران ، اندیشمندان، دانشمندان وصنعت گران فراوانی برای سربلندی این آب وخاک شبانه روزتلاش نموده اند واز لذت زندگی آرام و راحت خود گذشته اند. برای شاهد مدعای خود به نمونه های بسیارکوچکی اشاره می کنم که عبارتند از: کورش، داریوش، زرتشت، سورنا، بوزرجمهر، و اسطورهای بزرگ همچون کاوه آهنگر، رستم زال، آرش کما گیر،سیاوش که قبل از ورود اسلام به این سرزمین بوده اند و مشاهیربزرگ بعد از اسلام همچون رودکی، فردوسی، ابن سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، مولوی، حافظ، سعدی، خواجه عبدا..انصاری، باباطاهر، عمرخیام نیشابوری، دهخدا و سرداران بزرگ ایرانی همچون یعقوب لیث صفاری، ابومسلم خراسانی، شیخ حسن جوری ونهضت سربداران، آل بویه ، علویون طبرستان، بعضی از فرمانروایان اولیه سلسله صفویه، افشاریه و زندیه، امیرکبیر، میرزای شیرازی ، ایت ا..بهبهانی، ستارخان، باقرخان، سردارجنگل میرزا کوچک جنگلی، رئیس علی دلواری، آیت ا..نائینی ، ایت ا..مدرس ، دکترشریعتی ، مصدق، آیت ا...کاشانی، چمران، ایت ا.. روح ا..خمینی و سرداران بزرگ معاصرخودمان ازقبیل شهیدان صیادشیرازی ، کشوری، فکوری، شیرودی، کاوه ،همت، خرازی، زین الدین، بروجردی، کاظمی، لشکری. البته دراین دورانها حاکمان بی لیاقت و کم مایه ای بوده اند که زمینه نفوذ وتسلط دشمنان وحشی این کشور وملت را فراهم نموده اند. دشمنان دون صفتی همچون اسکندر مقدونی، چنگیز خان مغول، اشرف ومحمود افغان، ودر دوران جدید هم زمینه دخالت مستقیم وغیر مستقیم قدرت های غربی همچون روسیه تزاری، انگلستان مکاروحیله گر، آمریکای جنایتکار و استعمارگر. دراین میان سلسله های قاجاریه و پهلوی بیش ازپیش زمینه نفوذ و دخالت بیگانگان را دراین کشورفراهم نمودند. به گونه ای که اکثر شاهان این دوسلسله دست نشانده مستقیم قدرتها خارجی بودند وبه جای دفاع از منافع این ملت وکشورحافظ منافع قدرتهای بیگانه بودند. دراین دوران ایرانیان که احساس ذلت وحقارت زیادی می نمودند نهضت های استقلال طلبانه زیادی را پایه گذاری نمودند. البته تمامی این نهضت ها به بوسیله دولتهای مزدورودست نشانده سرکوب شدند وتعداد کثیری از مردم شریف ودلاور این کشور جان عزیز خود را دراین راه فدا نمودند. آخرین حلقه از این نهضت های آزادی خواهانه واستقلال طلبانه نهضت عظیم و مردمی ملت ایران بود که توسط ابرمرد دوران معاصرحضرت امام خمینی شروع وهدایت گردید تا اینکه علی رغم خسارات فراوان جانی، مالی، حیثیتی، این نهضت درتاریخ 22 بهمن ماه 1357 به پیروزی رسید. ازهمان روزهای اول پیروزی تلاش های فروانی توسط دشمنان این مرز و بوم و کشور باستانی ایران شروع گردید. دشمنان استعمارگر همچون آمریکا و انگلیس که سابقه طولانی و چند صد ساله دراستمعار این کشور و سایرکشورهای خاورمیانه دارند، وکشورهای اروپایی که منافعی داشتند. حتی درداخل گروهای چپ وگروهای التقاطی که زمانی مدعی آزادی خواهی ومبارزه با استکبار بودند دست دردست اربابان خودبه مبارزه آشکار و پنهان با این مردم پرداختند و در راه مستمعره کردن مجدد ایران وملت عزیز آن چه تلاش هایی که ننمودند. دشمن خارجی از بیرون و دشمنان داخلی هم دردرون کشور فشارها وخسارتهای زیادی به این ملت قهرمان آوردند. ولی بحمداله تاکنون ناموفق بوده اند، وانشاءا..بعد ازاین هم ناموفق خواهند بود. چون فرزندان کاوه آهنگر،رستم، سیاوش، یعقوب لیث، شیخ حسن جوری، سردارجنگل ، رئیس علی دلواری، روح ا..خمینی، همرزمان شهیدان دفاع مقدس زنده وهوشیارهستند. حلقه آخر سلسله توطئه های دشمنان ایران عزیز و سربلند که سربلندی ایران را مخالف اهداف شیطانی خود می داند نهضت پوشالی و به تعبیر رهبری انقلاب کاریکاتوری از نهضت اصیل مردم ایران شروع کرده تحت ((عنوان نهضت سبز)) . این نهضت توسط سرویس های جاسوسی آمریکا، انگلیس، اسرائیل، وبعضی از کشورهای اروپائی طراحی شده ودرخارج ازکشورهدایت کامل می شود. دربین رهبران وهدایت گران داخلی این نهضت کذائی چند دسته وجود دارند.
1-
بعضی از آنها ازعوامل بلاواسطه وعامل سرویس های جاسوسی بیگانه بوده که برای انجام ماموریت خود دوره های آموزشی را درخارج ازکشور گذارنده و از لحاظ مالی و اطلاعاتی تامین می شوند.
2-
دسته دوم گروهی هستند که تشنه قدرت وثروت هستند وزمانی داخل حلقه قدرت بوده ولی دیگر اقبال از آنها رویگردان شده ومردم به آنها عنایتی ندارند. این دسته برای برگشتن به قدرت وبهره برداری ازمواهب قدرت با این جریان همراه شده اند. این دسته دارای سابقه مبارزاتی قبل از انقلاب بوده وحتی بعدا ازپیروزی هم تلاش هایی نموده اند. ولی در عوض از مواهب زیادی هم بهرمند بوده اند. سوال دوستانه ای که باید از این دسته نمود این است که، دلیل همراهی دشمنان دیروز شما که حتی برای نابودی شما و اهدافتان برنامه داشتند وامروزهمراهیتان می کنند چیست؟ انوشیروان سخنی دارد مبنی بر اینکه دشمنِ دشمن من دوست من است. علت دوستی دشمنان دیروزیتان با شما این است که شما دشمن اهداف دیروز خود شده اید نه اینکه آنها دوست شما شده باشند. البته دوستی آنها با شما تا زمان نابودی دشمن مشترکتان است، و بعد از آن یقین بدانید که دوستان امروزی همان دشمنان گذشته خواهند بود وشما را نیز نابود خواهندکرد.
3-
دسته دیگر ازرهبران این نهضت سبزینه افرادی هستندکه منافع خودشان را در بندگی و نوکری بیگانگان می بیند ومزدوری برای دشمنان ایران برایشان افتخار است. تاریخ ایران مملو است از خیانت افراد نان به نرخ روزخور و منفعت طلب. همچنین ممکن است بین این گروه کسانی باشند که از انقلاب شکوه مند ملت ایران ضربه خورده باشد.
تفاوت های این نهضت پوشالی با نهضت عظیم ملت ایران:
الف – روح وباطن نهضت شکوه مند ملت ایران استکبارستیزی و ضد بیگانه بود و خواستار قطع دخالت دشمنان ملت و کشورایران درمقدرات خودبود. اما نهضت سبز روح وباطن او استکبارگرائی و دوستی با بیگانگان و دشمنان ملت و خواستار دخالت و تسلط آنها برمقدرات این ملت، و درنهایت به بندگی کشاندن ومستعمره ودست نشانده بودن است.
ب – یکی ازاهداف مهم نهضت ملت ایران، استقلال طلبی درزمینه های مدیریتی، اقتصادی، علمی، سیاسی، صنعتی، کشاورزی، دفاعی و ... بوده است. خواسته رهبران انقلاب وامام راحل ومردم عزیز ایران قرارگرفتن درقله های بلند عزت وافتخار، مجد و سربلندی نام و آواز ایران وایرانی بوده است.
ولی برعکس نهضت سبز هدفی جزء فروختن استقلال امرورزی کشور به بهائی اندک به دشمنان ملت وکشور ایران ندارد. بعنوان شاهد مدعا درطرح نقشه راه که چند سال قبل دروزارت خارجه آمریکا برای خاورمیانه تهیه شد، کشورهای بزرگ خاورمیانه بایستی به کشورهای کوچک تقسیم وتجریه شوند (همانند کشورهای کوچک آمریکای جنوبی). ادراه وکنترل وزیرسلطه داشتن کشور کوچک بمراتب آسان ترازکشورهای بزرگ وقدرتمند است. ایران عزیز ما هم به 4 کشورکوچکتر تقسیم می شود. نقشه این تقسیمات را مدتی در سایت های مربوطه به نمایش گذاشته بودند.
ج- رهبران نهضت عظیم ملت ایران، مردانی شریف، شجاع، صادق، خودساخته، متعقد به اهداف الهی ، ازجان گذشته والهی بودند که در راس آنها ایت ا..خمینی قرارگرفته بود. امام فردی روحانی که دارای ایمانی قلبی، حکیمی فرزانه، فقیهی جامع الشرایط، سیاستمداری شجاع، رهبری ساده زیست و صادق بود که برای رسیدن به هدف ازجان،مال، آبرو، فرزند ودیگر تعلقات دنیوی خود گذشته بود. یگانه نقطه اتصال اوبه ذات مقدس حضرت حق و پیروی از ائمه عطهار(ص) بود.
اما رهبران این نهضت سبزچه؟ اینان افرادی هستند که دارای روحیه تجملگرائی، اشرافیگری، دنیاطلبی، قدرت طلب، دروغگو و صادق نبودن، سیاست زدگی، وابسته به قدرتهای خارجی، عافیت طلب، عدم ایمان قلبی به هدف و تغیر موضوع دادن بستگی به شرایط، دورنگاه داشتن خود و خانوداه وهمراهان از خطرو...
د- در نهضت شکوهمند ملت ایران حضور توده های عظیم مردم از هر قشر وطبقه (فرهنگی،بازاری،دانشگاهی،کسبه، کشاورزان، کارگران، روحانیون، دانجشویان، دانش آموزان و...) کاملا مشهود بود که همگی به شعارهای انقلاب ونهضت وفاداربودند.
اما درنهضت قلابی اقشارمرفه و بی درد، لیبرال های وابسته، چپی ها، منافقین مزدورصدام ، سلطنت طلبها؛ توده ای ها، گروهای فیمینسم، همجنس گراها اشرار و گروهای قوم گرا و قاچاقچی همچون گروه ریگی و... حضوردارند. این طیف های مختلف ازهم اکنون ایمان به هدف مشترک نداشته وعده ای از آنها خواستار بکارگیری پرچم شیروخورشید رژیم گذشته بجای پرچم سبزهستند. البته قشرهایی ازمردم شریف هم حضور داشتند که به محض اطلاع از اهداف واقعی از این نهضت جدا گردیدند. زیرا به هیچ وجه خواهان ضعف وزبونی ملت وکشورایران نبوده و نیستند.
ه- یکی ازدیگرویژگی های نهضت ملت ایران آزادی و برقراری حکومت اسلامی براساس تئوری ولایت فقیه امام خمینی بود.
ولی یکی از اهداف مهم نهضت سبز ایجاد جمهوری بدون اسلام وسکولار وحذف دین از حکومت است. البته این امر بخاطر القائات غربیان است که ادعا دارند دین از سیاست وحکومت جدا است. ولی یادمان نرفته که اکثر سرزمین هایی که انگلستان تحت سلطه خود در آورد، ابتدا مبلغین وکشیشان را گسیل داشته و زمینه استعمار را فراهم می کرد. وهم اکنون آمریکا و اروپا از یکی از مذهبی ترین حکومت های جهان که همان اسرائیل است حمایت همه جانبه می کنند. اساس پیدایش اسرائیل براساس تئوریهای مذهبی خاخانهای آنهاست.
اکنون بعد از گذشت سی سال از نهضت بزرگ ملت ایران نگاهی گذرا، به ایران قبل از انقلاب و ایران بعد ازانقلاب می اندازیم .قبل ازانقلاب ایران از نظر سیاسی، مدیریتی ، نظامی ، اقتصادی ، صنعتی ، علمی کاملا وابسته بود و تحت کنترل و نفوذ آمریکا و اروپا بود. تنها صنعت ما داشتن ذوب آهن، تولید پیکان و چند پالایشگاه و پتروشیمی بود. کشاورزی هم وضع مناسبی نداشت. تعداد دانشگاه ها بسیار محدود و اکثرا تا مقطع کارشناسی فعال بودند .مدیریت کشور هم تحت نفوذ کامل غرب بود، اما امروز از لحاظ سیاسی ایران کاملا مستقل ، و در تصمیم گیری های جهانی دارای استقلال رای کامل است و از اصل عزت ،حکمت ومصلحت برای ملت ایران و حمایت از منافع ملی پیروی می کند.ملت ایران سمبل استکبار ستیزی و حق طلبی برای سایرملتها است. در زمینه ی صنعتی ، بزرگ ترین صنایع خودروسازی خاور میانه درایران واقع است.ازنظر صنعت فولاد در رتبه جهانی قرارداریم ،خود کفایی در صنعت نفت و کشتی سازی، برق و نیروگاه ها و صنعت نانو تکنولوژی ، تولید هواپیمای بدون سرنشین و سرنشین دار، صنعت هوا فضا و ساختن ماهواره ی امـید وهمچنین داشتن صنعت هسته ای، این ها کوشه ای از پیشرفت های عظیم ملت ایران است.
در زمینه ی علمی گسترش دانشگاه ها ، تولید علم در زمینه های نانو تکنولوژی ، پزشکی ، دارو سازی وخود کفایی در علم هسته ای ، پیشرفت عظیم در زمینه ی سلول های بنیادی ، دارو های نو ترکیب ازاین جمله هستند.
در زمینه ی دفاعی تولید انواع سلاح های انفرادی و اجتماعی و انواع موشک ها وساخت ناو کشتی جنگی و زیر دریایی و....خلاصه در همه زمینه ها پیشرفت های زیادی داشته ایم. خلاصه روزی نبوده که خبری از ایران در جهان شنیده نشده باشد و پیشرفت های عظیم علمی، صنعتی ، و دفاعی اقتصادی وفرهنگی این ملت به دنیا مخابره نشده باشد. این پیشرفت های عظیم در دورانی بوده که بیشترین تحریم ها ، دشمنی ها و فشار ها روی ملت ایران بوده است.دشمنان قسم خورده ملت ایران از این پیشرفت ها نگران بوده وسعی در مهار و برگشت ایران ، به گذشته را دارند.علت هم واضح است از الگوشدن ایران برای سایرکشورهای منطقه بیمناک اند. جریان (نهضت سبز) سازی هم به همین خاطر است. اگر نگاهی اجمالی به کشور های همسایه و کشورهایی که سر تعظیم در مقابل استکبار فرود آورده اند،بیفکنیم خواهیم دید که هیچ حرفی در زمینه های جهانی برای گفتن نداشته و صرفا مصرف کنندگان علم ، صنعت وفرهنگ غرب بوده و مصرف کنندگان بی چون و چرای کالای مصرفی غربی هستند.بنابراین ملت عزیز ایران این دستاورد های عظیم را به راحتی به دست نیاورده که به راحتی از دست دهد. یقینا قدرشناس این همه نعمت بوده وبرای حفظ وبقای آن تا سرحد جان تلاش خواهد کرد.

نظرات() 

پنجشنبه 19 آذر 1388

دوستان

نویسنده: کیوان شیریان   

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

دروغگو گیست؟

سهشنبه 20 مرداد 1388 ساعت 12:40 صبح


دروغگو گیست ؟
درزمان که ما زندگی می کنیم چه بخواهیم وچه نخواهیم درمعرض تبلیغات فراوانی قرارمی گیریم ،این تبلیغات از رسانه های گروهی فراوانی مانند رادیو،تلوزیون،رزنامه،شبکه های ماهواره ای ،اینترنت ( سایت ها خبری وبلاکها) ،موبایل و... ما را احاطه کرده است.گاهی شدت تبیلغات به حدی است که قدرت تفکررا از مخاطب سلب می کنند و همان مطلبی را می خواهد به ما القاء می کنند. اصلا تمام این وسایل ارتباط جمعی به همین منظورطراحی شده اند. اگرنگاهی به تعریف تبلیغات داشته باشیم متوجه این موضوع خواهیم شد. درفرهنگ وبستر تبلیغات را چنین تعریف می کند. ((ارائه منظم وهدفمند اخبارواطلاعات به منظور تاثیرگذاری روی ذهن مخاطب)). بنابراین تمام رسانه های خبری جهان تلاش دارند تا از طریق تبلیغات گوناگگون،اعم ازتبلیغات بازرگانی،اجتماعی،سیاسی ،فرهنگی ،هنری و... ذهن وفکر مخاطبان خود را تحت کنترل درآورده و آنها را در راستای اهدف خود هدایت نمایند. تقریبا بیشتر مردم ومخاطبین تحت تاثیر این گونه تبلیغات قرارمی گیرند. به همی خاطر است که روزانه هزینه های هنگفتی درسراسرجهان صرف تبلیغات می شود،والبته صدها برابر هزینه های صرف شده ،سود برداشت می کنند. به همین دلیل است که امروزه جنگ های رسانه ای شدت و قوت بیشتری گرفته است تا جنگ های نظامی. درجهان کنونی بوسیله جنگ های رسانه ای حتی می توان حکومت ها را سرنگون وقدرتها جدید مورد دلخواه را برسرکار آورد. هنر تبلیغات وجنگ روانی در این است که قدرت تفکر،تدبروتعمقل درمسائل را ازافراد می گیرد وآنها را ناخواسته مجبور به پذیرش بی چون وچرا مسائل مطرح شده می نماید.
به عنوان نمونه درهمین انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران این مساله کاملا مشهود بود.جناح به اصطلاح اطلاح طلب ودرحقیقت افساد طلب از مدتها قبل از انتخابات سعی نمود به مخاطبین خود چنین القاء کند که رقیب صداقت نداشته و اصلا صلاحیت برگرگذاری انتخابات سالم را ندارد وبه همین منظوربایستی ناظرین بی طرف بین الملی برانتخابات حضورداشته باشند،واگر چنین نشود حتما تقلب خواهد شد. القاء تقلب ازطریق ساست ها ، روزنامه ها ی وابسته اصلاح طلب،شبکه های ماهواری پشتیبان،سخنرانان وحتی از تریبون های عمومی بارها وبارها تکرار گردید. این رسانه های جمعی آنقدرمخاطبان خود را بمباران تبلیغاتی کردند که دیگر جای هیچ گونه شبهه ای نگذاشتند. کاربجایی رسید که موسوی لیدرو نامزد اصلی ومطرح این جریان یکی دو شب قبل ازانتخابات بصورت کاملا بی شرمانه مسئولین نظام وشخص رئیس جمهور را به دروغگویی متهم نمود. درچنین شرایطی عده ای ازمردمی که 4 سال دوره ریاست جمهوری را دیده و شاهد تلاش های فراوان وشبانه روزی رئیس جمهور ودولت بودندو تلاشهای مجدانه آنها را درجهت کسترش عدالت وقطع نمودن دست مفت خوران و آقازاده ها و ازما بهتران از بیت المال دیده بودند .سفرهای استانی وآثارارزشمند آن را دیده بودند ، کم شدن فاصله طبقاتی را مشاهد نموده بودند،وکم رنگ شده اشرفی گرائی وتجمل گرائی را دیده بودند ،تحت تاثیر تبلیغات مسوم ودروغین مدعیان دفاع از مردم قرار گرفتند . البته چنین شرایطی هم قبلا هم تکرار شده است. مثلا صدراسلام معاویه ازهمه امکانات آن زمانه استفاده کرد وعلی (ع) را به عنوان فردی که نماز هم نمی خواند معرفی کرد و لعن بر علی را باب کرد. شنیدن این واقعه برای ما غیرباوربود وبا خود می گفتیم مگر مردم آن زمان شاهد فداکاری علی (ع) درکنار پیامبرنبوده اند ،مگرتوصیفات علی وجانشینی آن حضرت را از زبان پیامبر نشیده اند . پس چرا موردفریب معاویه وعمروعاص قرارگرفتند. علت را باید در جنگ تبلیغاتی وجنگ روانی معاویه وعمر عاص جستجو کرد.
حالابعد ازگذشت دوجلسه از دادگاه اغتشاش گران رابطه های پنهانی سران اغتشاش با دشمنان قسم خورده ملت ایران مشخص شده است. اربابان این جریان به اصلاح اصلاح طلبان هم به حمایت مالی ،فنی ومهندسی، فکری ورهبری اینها اذعان دارند. اما سران روسیاه این جریان هم چنان سعی در تکرار اعادی توخالی خود دارد وخود را مانند رهبران آزدایبخش نهضت های جهانی می داند. اکنون این سئوال مطرح است که ،آیا رهبران اصلاح طب دروغگو هستند که با دشمنان مستکبرملت ایران مانند آمریکا ،اگلیس پیراستعمار،فرانسه ونژاد پرستان اروپا، برضد ملت هم قسم شده اند. یا کسانی که برای سربلندی ملت ایران بارها وبارها در جبهه های گوناگون (ازجبهه های جنگ وشهادت گرفته تا جبهه های فرهنگی واعتقادی واقصادی ) ازجان و آبروی خود مایه گذاشته وهمواره آماده جان فشانی می باشند. باید از آقای موسوی پرسید دروغگو گیست؟ شماکه درستاد انتخابیتان ازهمه گونه عناصر منافق،سلطنت طلب،سکولار،مارکسیست،لیبرال وحتی اتباع بیگانه انگلیس وآمریکا و رابطینشان حضور داشتند، وبا وجودیکه هم خود وهم دوستانتان می دانستید که تقلبی نشده باز مردم را به خیابان ها کشاندید وآن همه خسارت جانی و مالی و روحی برای این مردم فراهم کردید؟ شما دروغگو هستید نه جناح مقابل شما و رغیبتان که تمامی ستادهای انتخابیش را مردم با ایمان وانقلابی و استکبارستیز اداره می کردند.

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

آیا ما حق داریم؟

جمعه 16 مرداد 1388 ساعت 1:35 عصر

آیا ما حق داریم
دوستان سلام . میلاد حضرت مهدی (عج) بر همه شما مبارک .
در این ایام حاجت مندان و ارادت مندان خاندان عصمت وطهارت ، برای اجابت حاجات خود وهمچنین عرض ارادت به معصومین نذورات زیادی می کنند. شکل ادای نذورات متفاوت است. بعضی چشنهای را درمکانهای خاصی برپا کرده وطی آن پذیرایی می کنند . بعضی نذورات خود رابه بنیادهای خیریه ومذهبی می دهند وبعضی به کمیته امداد،بهزیستی و بعضی دیگران این نذورات را درغالب کمک به نیازمندان ،بیماران و... می پردازند. بعضی هم خود مبادرت به توضیح شیرینی وشربیت بین مردم می کنند. البته همه این روشها پسندیده و خوب است. اما بعضی مواقع این روش آخر مشکلاتی را برای مردم فراهم می آورد. بعنوان مثال مغازه داری محترمی را تصورکنید که شب یا شام عید نذر خود راجلوی مغازه اش می خواهد توزیع کند واین توزیع را به سطح خیابان می کشاند . با آمدن سینه هی شربت وشیرینی به داخل خیابان کم ترافیک ایجاد می شود ورفته رفته طول اتومبیل های متوقف زیاد می شود ، تاجایی که بعد از گذشت مدتی ترافیک سنگینی پدید می آید . حالا شما تصورکنید دربین این درماندگان ممکن است بیماری باشد که باید سریع به بیمارستان برسد،پزشکی باشد که باید خود را سریع به بیمارستان برساند، مسافری باشد که باید به موقع به ترمینال یا فردوگاه برسد، ماشین های امداد آتش نشانی یا آمبولانس باشد که باید به موقع انجام وظیفه کند. یا تیم های حوادث شرکت ،آب ،برق ، گاز،ویا دیگری باشد که عدم حضوربه موقع باعث خسارت جانی و مالی شود . از این های گذشته وقت مردمی که در ترافیک تلف می گردد، بنزینی که مصرف می شود، آلودگی هوا وآلودگی صوتی که پدید می آید ، تصادفات ومشاجرات احتمالی به بین رانندگان بوجود می آید . ومهمتر از همه اینکه بعد از اتمام جشن باقیماندهای ظروف یک بارمصرف وپوسته ها کیک وشیرینی ، منظره ای بسیار اسف باردرخیابان ها بوجود می آورد وتا ساعت ها رفتگران عزیز بایستی تلاش کنند تا وضع به حالت عادی برگردد. خلاصه همه وهمه این مسائلی که پدید می آید آیا مورد رضایت معصومین است. آیا آنها راضی به این همه آزار واذیت به مردم هستند . آیا اگر آنها حضورداشتند راضی می شدند به خاطر آنها این همه مردم وبندگان خدا مورد آزارواذیت قراربگیرند.به نظر شما آیا ما حق داریم به خاطر ادای نذورات خود حقوق سایر شهروندان و بندگان خدا را نادیده بگیریم .شی اتخاذ کنند که ضمن برگذاری شکوه مند ایاد،جشن ها وحتی مراسم سوگواری ، مزاحمتی برای سایر بندگان خدا وهمشریان خود ایجاد ننمایند مسلما اجر بیشتری خواهند داشت .

نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

تبریک

جمعه 16 مرداد 1388 ساعت 1:8 عصر

مهدی زهرا بیاید سوی یاران غم مخور فصل سرد مسلمین گردد بهاران غم مخور


کودک مظلوم افغان ‍، عراق، قدس لبنان یمن دوره ی مظلومیت آید به پایان غم مخور


ای زن مستاصل مسلم به چنگ اشغیاء منجی عدل و عدالت خواهد آمد غم مخور



نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [0 نظر]

حق آب و گل

پنجشنبه 15 مرداد 1388 ساعت 12:42 عصر

حق آب وگل
دوستان سلام .درروزگاران قدیم شهری بود شهری بود بسیارباصافا و سرسبز. اکثریت مردم این شهر بزرگ به کشاورزی ودامدام پروری مشعول بودند. البته عده ای از مردم شهر هم به صنعت و بازرگانی اشتغال داشتند. علت این آبادانی و سرسبزی هم رودخانه ای بود که کوه های بلند غرب این شهر بزرگ به آن جاری بود. این رودخانه همچون ماری پر پیچ مسافت های زیادی را طی می کرد تا خودشا به دشت های این شهر برسونه و آنها را سیراب پرمحصول کنه. این وضعیت همیطور ادامه داشت تا اینکه بعضی از حاکمان روزگار این شهر با صفا را به پایتختی و مرکز حکومت خود انتخاب کردنند ، واگر از انصاف دور نشیم درآبادانی بییشتر آن شهر کوشیدن و آثارتاریخی زیاد فعلی هم بجا مانده از آن دوران و آن حاکمان است . مانند پل خواجو- سی وسه پل-پل شهرستان_پل مارنان_ میدان نقش جهان و.... این رودخانه همچون رگ حیاطی که خون را به سایر اندامها بدن می رسنونه عمل کرده است. درواقع می توان گفت که رگ حیاطی شهر اصفهان رودخانه زنده رود بوده است . اما متاسفانه در سالهای گذشته حاکمان زمان ما نظر دیگری نسبت به این رودخانه پیدا کردند و برای آباد کردن دشت های کویر از آب اون استفاده کردند. حالا بعد از گذشت نزدیک به دودهه که آب این رودخانه بوسیله خط لوله 300 یا400 کیلومتری به آن دور دورا می رود، دشت ها و جلگها و بیشه زارها و زمین های کشاورزی این شهر بزرگ خشگیده ، دامداری این شهر هم دچاراشگال شده است. سرزمینی که روزی علاوه برتامین کندم ،برنج، وسیفی جات خود شهرو استان به دیگر شهرها واستانها هم صادرات محصولات کشاورزی داشت ،حالا کم کم داره تبدیل می شه به دشت کویر، هزاران نیروی کار این شهر که کشاورزی ،باغداری؛ دامداری وغیره مشعول بودند حالا بیکار شدند. آن قدیما می گفتند که اگه آبی در ده یا شهری وجود داره اول مردم اون شهر حق آب و گل دارند ،بعد جاهای دیگه . اما حالا مثله اینکه دیگه این ضرب المثل قدیمی شده و کاربردی نداره . این هم از الطاف حاکمان دوره سازندگی و دوره اصلات است دیگه



نوشته شده توسط : سروش

نظرات دیگران [1 نظر]

آیا شما هم می خواهید خواننده شوید؟

شنبه 10 مرداد 1388 ساعت 11:43 عصر

تاریخ بشر همواره حاوی نکات عبرت آموزی بوده که اگر با دید عبرت به آن نگاه شودمی توان از آن درس های زیادی آموخت و از تکرار تجربیات زیان آور جلوگیری کرد.
مقارن با جنگ جهانی اول و افول ابر قدرتهای سنتی و قدیمی مانند انگلستان ابر قدرتهای جدیدی شکل گرفت و جهان را به دو بلوک شرق و غرب تقسیم نمودند بلوک غرب به رهیری آمریکا و بلوک شرق به رهبری شوروی سابق این رسالت را به عهده گرفتند . گرچه هیچ وقت در گیری نظامی بین این ابر قدرت شکل نگرفت ولی جنگ سرد به اوج خود رسید به گونه ای که اروپا را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کردند. و دایوار معروف برلین نماد اصلی این جنگ سرد بود. هچند به قول شهید مطهری این دو ابرقدرت مانند دولبه یک قیچی بودند که برای غارت منابع کشورها ،استعمار و استثمار مردم آنها دارای یک هدف مشترک بودند، ولی روشهای آنها متفاوت بوده است. غرب باشعارهای دمکراسی ، سوسیال دمکرات ، جمهوری خواهی و حقوق بشر به دنبال تحقق اهداف خود بوده و است و شرق هم با شعارهای سوسیالسیم و کمونیسم و حقوق خلق ها عمل می کرد.
در اویل دهه 1950 مردی دربلوک شرق ظهور کرد که گر چه در سیستم شرقی رشد کرد و تا رهبری این بلوک پیش رفت ، ولی دارای افکار وعقاید غربی بود و خواسته یا ناخواسته بزرگترین خدمت را به بلوک غرب کرد و موجبات فروپاشی بلوک شرق را فراهم نمود. در واقع وی علارغم اعتقاد ظاهری به ایدئولوژی لنین ، استالین ،خورشچوف و... تمام زحمات چندین وچند ساله آنها رابر باد داد.
میخائیل گورباچف در یکی از روستاهای روسیه دیده به جهان گشود،وی در سال 1953 در مسکو در رشته ی حقوق فارق التحصیل شد .1951 عضو حذب کمونیست شد.و 1966 مدرک کشاورزی دریافت نمود.
در سال 1970 دبیر اول کشاورزی اتحاد جماهیر شد.
در سال 1974 نماینده شورای عالی و رئیس کمیسیون ایستاده ی جوانان گردید. درسال 1979 به دفتر سیاسی حزب کمونیست پیوست و مورد حمایت آندروپوف رهبر موقت شوروی قرار گرفت و همین امر موجب ارتقا وی گردید . دوستان با نفوذی همچون کریگوری رومانوف نیکولای زیرکوف و ایلگور لیگاچف زمینه این ارتقا را فراهم نمودند.
در سال 1975 سفری به آلمان غربی 1983 سفری به کانادا در1984 دیداری از انگلستان داشت و طی سفرها با مقامات ارشد اروپا همچون هلموت کهل رهبر اسبق آلمان مارگارا تاچر نخست وزیر اسبق انگلستان دو نالد ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا دیدار داشت .
در سال 1985 به ریاست حزب کمونیست شوروی برگزیده گردید مهم ترین اقدام وی ارائه ی اصلاحات در سه زمینه {گلاسنوست = به معنی بازبودن –پروستریکا بمعنی دوباره سازی و اسکورین به معنی شتاب و توسعه اقتصادی بود.اولین اصلاحات وی اصلاحات الکلی مبنی بر منع تبلیغ مصرف الکل در رسانه ها و اماکن عمومی و....بود که حدود 100 میلیارد خسارت اقتصادی به شوروی وارد نمود.
براساس سیاست گلاسنوست(بازبودن) ؛ فضای باز سیاسی ایجاد شد وهزاران زندان سیاسی از زندانهای شوروی آزاد گردید. درسال 1987 گورباچف دموکراتیزاسیون (انتخابات چندین کاندیدای ) را اجرا نمود.و نهایتا درسال 1990 در انتخابات رئیس جمهوری شوروی به عنوان رئیس جمهور انتخاب گرددید.
در این زمان وی دوستان با نفوذ و قدرت مندی همچون تاچر ریگان کهل در غرب داشت در سال1987 معاهده ی منع سلاح های هسته ا را با غرب امضا نمود و در سال 1988 تبعیت نکردن از دکترین برژنف مبنی بر آزاد نبودن متحدین شوروی و ملل شرق در تصمیم گیری در مسائل خارجی را رسما اعلام نمود همین امر زمینه را برای فروپاشی شوروی و بروز انقلاب های مخمملی فراهم نمود این تصمیم به قدری برای غرب خوشایند بود که وی را به همین خاطر در سال 1990 به عنوان برنده ی جایزه ی صاح نبل معرفی نمودند و او این جایزه را دریا فت کرد.
اصلاحات گورباچف باعث کاهش قدرت حزب کمونیست شد. فضای باز سیاسی هم زمینه ی جنبش های ناسیونالیستی و قومی حتی ضد روسی را فراهم نمود و نهایتا منجر به فرو پاشی گردید.گورباچف از یک سو خواستار وحدت حذب کمونیست شوروی بود واز سوی دیگر حذب را با اصلاحات خود به سوی سوسیال دموکراسی غربی هدایت می کرد.همچنین او از یک طرف از لنین تمجید می کرد و از طرف دیگر سیستم اجتماعی سوئد را می ستود این دوگانگی و تضاد در افکار چیزی نبود که یک شبه پدید آمده باشد بلکه نتیجه ی نزدیک شدن تدریجی به غرب و تزلزل در ایدوئولوژی کمونیستی او بود که از دهه های 1970 به بعد شروع شده و نزدیک به 20 طول کشیده بود .
گورباچف بعد از فروپاشی شوروی در سال 1992 بنیاد گورباچف را تاسیس نمود.در سال 1993 صلیب سبز بین الملل را که یکی از سه حامی مالی منشور زمین است را تاسیس نمود. در سال 1996 مجددا کاندیدای ریاست جمهوری روسیه گردید که بیش از یک درصد آرا را کسب نکرد. وی در سال 1997 با درج آگهی قصد تاسیس یک فروشگاه زنجیره ای غذایی پیتزا هات را به منظور کسب درامد برای آرشیو پروستریکا را نمود . در سال 2001 میلادی حزب سوسیال دمکرات روسیه را تاسیس نمود و در سال 2004 به دلیل اختلافات داخلی استعفا داد.
درسال 2004 به عنوان نماینده ی روسیه در تشییع جنازه ی ریگان شرکت کرد در سال2005 به خاطر تلاش در متحد نمودن آلمان جایز ه ی یونیت آلفا و همچنین دکترای افتخاری از دانشگاه موتستر را دریافت کرد و نهایتا در سال 2009 به عنوان یک خواننده ایفا نقش نمود و بیاد همسرش آواز خواند
اکنون بعد از دو دهه از فروپاشی شوروی سابق اکثر کشورهای استقلال یافته جرو متهدین غرب وآمریکا شده ودرجهت اجرای سیاست های آنها حرکت می کنند. تاکنون چند جنگ بین آنها در گرفته و هم اکنون هم وضعیت ملتهبی بین بعضی از آنها وجود دارد. در نهایت این کشورها به پیشرفت چشمگیری در زمینه اقتصادی ، اجتماعی، کشاورزی،صنعتی ، نظامی بعد از جدا شدن از شوروی دست نیافته اند ، وحتی در دریف کشورهای رده دوم کشورهای اروپایی هم ارتقاء نیافته اند. در واقع برنده اصلی اصلاحات گورباچف غرب خصوصا آمریکا بود که دامنه نفوذ خود را از دریاچه بالکان به عمق آسیا و روسیه کسترش داد. مسلما ملتها اتحاد جماهیر شوروی بازنده اصلی این فروپاشی بودند.
در اینجا خوب است رهبران اصلاحات ایران و رهبران نهضت سبز از این رویداد های ، عبرت بگیرند وناخواسته ویا تعمدا در جهت اهداف آمریکا قرار نگریند ،مگر اینکه واقعا بخواهند خواننده شونند. در پایان ذکر این نکته به آقایان ضروی است که آلترناتیو اصلی غرب برا ی نظام اسلامی ،منافقین و سکولارها هستند و فقط از شما جهت براندازی استفاده می کنند. تاریخ مصرف شما برای غرب تا زمان براندازی نظام اسلام است و بعد از آن مطمئن باشید که به شما اجازه نفس کشیدن هم نمی دهند ، چه رسد به این که خوانند شوید.

نظرات() 

نویسندگان

لینکستان

نظرسنجی

    نظرتان راجعب وبلاک ارسال کنید





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :